آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١
پیشانیاش را میگیرند ، یکی را پایش را میگیرند ، بستگی دارد که نوع جرمش چه باشد . آن که جرمش در سرش بوده ، در مغزش و از فکرش بوده از پیشانیاش میگیرند . آن که جرمش در پایش بوده از پایش میگیرند . آن که جرمش در دستش بوده از دستش میگیرند . خودش نشان میدهد ، احتیاج به سؤال ندارد . " « فیومئذ لا یسئل عن ذنبه انس و لا جان »" در آن روز از گناهش پرسش نمیشود انسی و جنی ، یعنی آن نوع پرسشی که نیاز به تحقیق داشته باشد نیست . از کجا میگوییم آن نوع پرسش نفی میشود ؟ چون بعد میگوید : " « یعرف المجرمون بسیماهم »" اینها از همان سیما شناخته میشوند ، دیگر احتیاجی به سؤال نیست . " « فیؤخذ بالنواصی و الاقدام »" گروهی را از نواصی ( میگیرند ) . " ناصیه " در زبان عربی موی جلوی سر را میگویند . این که در وضو میگویند مسح سر بر ناصیه باشد یعنی بر قسمت جلوی سر باشد . در حدیث است : " امسح علی ناصیتک " یعنی ( مسح را ) بر روی ناصیه بکش . حتی اگر کمی بالا برود این دیگر ناصیه نیست . آن ، خلاف احتیاط هم هست و مثل مرحوم آقای بروجردی خیلی احتیاط میکردند که انسان وقتی مسح میکشد ، چون تعبیر حدیث این است که " امسح علی ناصیتک " و ناصیه همین جا را میگویند ، روی همین جا باشد ، چون بعضی وقتی مسح میکشند از ( فرق سر ) شروع میکنند و آنهایی که به مقدار کم هم میکشند ، دیگر به ناصیه نمیرسند . این ، خلاف احتیاط است . اینجا که دارد : " « فیؤخذ بالنواصی و الاقدام »" گروهی را از ناصیهشان و گروهی را از پایشان میگیرند ، اشاره به این است که افراد که اخذ میشوند یک جور اخذ نمیشوند . چرا یک جور اخذ نمیشوند ؟ ( چون ) هر کدام گناهشان در یک جاست . قلابشان همان مرکز گناهشان است . " « هذا جهنم التی یکذب بها المجرمون »" این است آن جهنمی که