آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
اینها نمیرسد . خدا اینقدر گرفتاری دارد که دیگر نمیتواند به این جزئیات هم برسد ! " « لا یشغله شأن عن شأن » " ( یعنی ) در توحید افعالی ، انسان باید این مطلب را توجه داشته باشد که این حرف در مورد خدا معنی ندارد . پس قرآن این اصل را به ما میآموزد که یک وقت فکر نکنیم که خدا چون به کاری مشغول است نمیتواند به کار دیگری بپردازد ، باید از آن فارغ شود تا بعد بیاید سراغ این ! ولی یک مطلب دیگر هم هست : در مورد دنیا و آخرت ، باز خود قرآن این جور ذکر میکند ، میگوید دنیا دار عمل است ، آخرت دار جزا ، دنیا دار مهلت است ، آخرت دار رسیدگی و حساب ، یعنی در دنیا انسان کارهای خوب میکند ولی چنین نیست که پاداشش فورا و نقدا برسد ، کار بد میکند ، کیفرش نقدا به انسان نمیرسد . بلکه امیرالمؤمنین میفرماید ، " و نباید برسد ، اگر برسد تکلیف دیگر برداشته است " . اگر انسان یک دروغ که بگوید یک تومان از جیبش بیفتد جبرا دیگر دروغ نمیگوید نه اینکه اخلاقا دروغ نمیگوید . خدا انسان را در این دنیا آورده و تکلیف برای او معین کرده که با انتخاب خود ، نیکی را انتخاب کند و بدی را انتخاب نکند . من - و هر کس دیگر - اگر بدانیم یک نگاه گناه که میکنم این نگاه همان و فرود آمدن یک شلاق به سر من همان ، بدیهی است که دیگر نگاه گناه نمیکنم اما این گناه نکردن ، گناه نکردن اجباری است . اختیار اقتضا دارد شعاع وسیعی از مهلت را . اگر مهلت نباشد اختیار در کار نیست . لازمه اختیار ، شعاعی وسیع از مهلت است . مهلت معنایش این است : کاری به کارش نداشتن ، فعلا کاری به کارش نداریم . گویی به خود واگذارد . این ، وضع دنیاست . در آخرت ، ملکوت خدا ظاهر میشود . ملکوت خدا اینجا هم وجود دارد منتها ظهور ندارد ، در آخرت ملکوت خدا ظاهر میشود ، یعنی