آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨
مأمون به خاطر آن سیاستش - که دیگر وقت نیست درباره آن صحبت کنیم [١] - حضرت رضا را در معنا کرها و به ظاهر طوعا ، و با تجلیل از مدینه
حرکت میدهد ولی محرمانه دستور میدهد که از شهرهایی که در آنجا مراکز
شیعیان است عبور ندهید ، از بیراههها یا از جاهایی بیاورید که شیعه در
آن جاها وجود ندارد و مردم علی بن موسی الرضا را نمیشناسند . ( حال آن
تجلیلهای ظاهریاش را ببینید و این نقشههای سیاسی زیر پرده را ! ) و لهذا
مخصوصا از قم که از مراکز شیعه بود نیاوردند ، از بغداد که مرکز بود و
مرکز همه گروهها بود و آمدن حضرت رضا در آنجا ممکن بود حرکتی ایجاد کند
عبور ندادند ، از کوفه عبور ندادند ، از بیراهه آوردند ، مثل اینکه باور
نمیکردند در نیشابور ، یک شهر دور افتاده خراسان ، چنین ولولهای به وجود
بیاید . وقتی حضرت را آوردند از نیشابور عبور بدهند مردم نیشابور
استقبال عظیمی از ایشان کردند [٢] .
[١] ( علاقه مندان میتوانند به کتاب سیری در سیره ائمه اطهار علیه السلام مراجه نمایند ) . [٢] آن وقت نیشابور مرکز خراسان بوده ، خراسان به اصطلاح جنوبی یا خراسان مرکزی نه خراسان شمالی ( شهرهای ماوراء النهر ) ، و مثل بلخ و بخارا و مرو هم البته شهرهای بزرگی بوده ولی در این قسمت خراسان فعلی مرکز نیشابور بوده است . طوس که همین شهر طوسی است که در چهار فرسخی غرب مشهد است و قبر فردوسی هم آنجاست . دهی ، قصبهای یا شهرکی بوده است و این محل فعلی مشهد اساسا شهر نبده ، دو تا ده کوجک بود : ده " سناباد " که همان جایی است که حضرت در آنجا مدفون هستند و ده " نوغان " که الان هم " محله نوغان " در پایین خیابان مشهد معروف است . خصوصیت تاریخیای که اینجا داشت فقط این بود که هارون در سفر خراسانش به همین جا که رسد مریض شد و نتوانست حرکت کند ، بعد مرضش دوام پیدا کرد و همانجا مرد و در همین سناباد دفنش کردند . میدانیم در همین محل حرم حضرت ، در پایین پای حضرت و در واقع در وسط گنبد ، هارون مدفون است و این محوطه و چهار دیواری را به اعتبار قبر >