آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦
بیعت کنند زنان به شرط اینکه سرقت نکنند ، گفت یا رسولالله ! شوهرم
ابوسفیان مرد خسیسی است ، من چارهای ندارم ، اگر بخواهم ( این کار را
نکنم ) باید از خرج زندگیام بزنم . آنچه او میدهد با آن ، زندگی اداره
نمیشود ، آیا میتوانم ( این کار را بکنم ) یا نه ؟ در صورتی که او خودش
بر ابوسفیان مسلط بود و ابوسفیان بدون اجازه او کاری نمیتوانست بکند .
" « و لا یزنین »" بیعت کنند به شرط اینکه زناکاری نکنند. هند گفت:
یا رسول الله ! یک زن شوهردار که زناکردن در باره او معنی ندارد ! عمر
نشسته بود، قاه قاه خندید و خندید به طوری که به پشت افتاد . گفت معنای
این خنده این بود که آخر من خودم در جاهلیت با تو حساب داشتم در حالی
که شوهردار بودی .
" « و لا یقتلن اولادهن »" بچههای خود را نکشند. مخصوصا تصریح کردهاند
که ولو به نحو سقط .
- اولاد را مادر نمیکشد
اولاد وقتی که بززگ شود اغلب او را پدر میکشد، والا بچه همین قدر که به
دنیا آمد دیگر بسیار بعید است که مادر او را بکشد ( البته باز هم اتفاق
میافتد ) . در جاهلیت هم پدرها بودند که میکشتند، چون مسؤول انفاق بودند
و بعلاوه عارشان میآمد (« و لا تقتلوا اولادکم خشیة املاق ») [١] . ولی زنها
سقط جنین میکنند ، چون هنوز بچه به دنیا نیامده که به او علاقهمند باشند .
ببیند! این شرط مسلمانی بوده، شرط مسلمانی این است که زن سقط جنین نکند.
" « و لا یأتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن و ارجلهن غ
[١] اسراء / . ٣١