آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥
داشته باشد و بلکه باید با همه انسانها رابطه دوستی داشت بدون اینکه بین انسان مؤمن و انسان غیر مؤمن فرق بگذاریم . این مطلب با تعلیمات اسلامی جور در نمیآید و قرآن بعد میفرماید - مثل اینکه تعریضی به مسیحیت هم هست - که سیره و سنت ابراهیم که خود مسیحیها و یهودیها هم قبول دارند این نبوده است و نباید باشد ، و قدر مسلم این است که این امر با دین جامعه ساز یعنی دینی که مسؤولیت ساختن یک جامعه را به عهده گرفته است جور در نمیآید . فرق است میان تعلیماتی که صرفا یک تعلیمات اخلاقی و فردی است و تعلیماتی که علاوه بر جنبه فردی ، جنبه اجتماعی هم دارد . در این تعلیمات نمیتواند میان انسان مؤمن و انسان ضد ایمان هیچ فرق گذاشته نشود . اتفاقا خود قرآن این مسأله را در آیات بعد طرح کرده است که بنابراین ( آیا ) رابطه انسان فقط با انسانهای مؤمن باید رابطه دوستی و خوبی باشد و انسان با هر کس که غیر مؤمن شد باید رابطه دشمنی و عدوات داشته باشد و هیچ به او احسان و خوبی نکند ، پس انساندوستی اساسا غلط است ؟ در آیه هشتم این را هم توضیح میدهد : " « لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم »" از این ( مطلب ) شما اینچنین استنباط نکنید که کسانی که دین و ایمان ندارند و اسلام ندارند اگر با شما سرستیزه و دشمنی ندارند صرف احسان به آنها را خدا نهی میکند ، به آنها احسان کنید ، ولی مسأله ، مسأله دیگر است ، کسانی که با اسلام و مسلمین سر ستیزه جوی دارند ، کسانی که اگر شما با ساده دلی بخواهید با آنها رابطه دوستی بر قرار کنید آنها زهر خودشان را حتما خواهند ریخت ، آنها را ما داریم میگوییم ، و چنین چیزی هست ، آنها دشمن مسلکی شما هستند . آنچه