آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤
خانوادهاش خدمتی کرده باشد . عمر گفت : یا رسولالله این مرتد شده ،
اجازه بدهید الان من این را بکشم . پیغمبر فرمود : نه [١] .
مطلب دیگر : یکی از مسائل بسیار اساسی که فرق اسلام را با سایر ادیان و
بالخصوص مسیحیت بلکه با جمیع ادیان روشن میکند همین مسأله است : از
نظر مسیحیها ( ایمان یک امر قلبی است و . . . ) که میبینید همین تبلیغ
را در همه جا کردهاند و حتی بسیار از مسلمین هم گاهی همین حرفها را
میزنند بدون اینکه توجه داشته باشند که اینها اصلا با اسلام جور در نمیآید
. میگویند ایمان فقط یک امر قلبی است ، مربوط است به رابطه انسان با
خدا ، غیر از این چیزی نیست ، به روابط انسان با انسان کاری ندارد .
ایمان امری است قلبی ، وجدانی ، مربوط به رابطه انسان به خدا ، و اما
رابطه انسان با انسان مسألهای است که به ایمان ارتباط ندارد . تو در
دلت رابطهات را با خدا درست کن ، دیگر رابطهات با انسانها را بر هر
اساس دیگری میخواهی تنظیم کنی تنظیم کن . گاهی که میخواهند ایمان رابطه
انسان با انسان را هم در بر بگیرید به این شکل ذکر میکنند که رابطه یک
نفر مؤمن با همه انسانها علی السویه ( است ) ، با همه انسانها باید
رابطه دوستی و مودت داشته باشد و نباید میان انسانی و انسانی فرق بگذارد
. فقط انساندوست باید ( نوع خاصی از انساندوستی که اینها میگویند ) که
این موضوع را بعد بیشتر باید تشریح کنم . این حرف دومشان خیلی حرف
جالبی هم به نظر میرسد که ایمان مربوط است به رابطه انسان با خا و اما
رابطه اسنان با انسان ، آن طرف همین قدر که انسان شد دیگر کافی است که
انسان هر گونه ارتباطی با او
[١] ( شأن نزول این سوره همراه با این قضیه در مجمع البیان جلد ٥ صفحه ٢٦٩ و ٢٧٠ آمده است . )