آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢
مسلمان میشد و بعد از آنجا فرار میکرد و میآمد در میان مسلمین . آیه میفرماید اگر زنان مؤمنهای اینچنین هجرت کردند و نزد شما آمدند ، آنها را از نظر ایمانشان بیازمایید و امتحان کنید و اگر مطلب حقیقت بود اینها را دیگر به سوی شوهرهای کافرشان باز نگردانید ( درباره خود آیه بعد بحث میکنیم . ) یک قسمت هم البته بعد میآید راجع به بیعت زنان با پیغمبر که دستور میدهد اگر زنان برای بیعت آمدند با چه شرایطی با آنها بیعت کن . ولی بیشتر آیات این سوره درباره مطلب دیگری است که آن مطلب را در آیات دیگر قرآن هم احیانا هست و شاید در هیچ جا به اندازه اینجا مفصل بیان نشده است و آن مسأله و لاء کفار است یعنی پیوند ودوستی با کافران و دشمنان دین و ایمان و قهرا با دشمنان مؤمنین و مسلمین داشتن . اینجا دو مقدمه کوچک باید عرض کنم . این آیات شأن نزولی دارد که خود موضوع نشان میدهد که از نظر خود آن موضوع برای پیغمبر اکرم اهمیت زیادی نداشته است ولی آیات یک سلسله دستورهای کلی است . در شأن نزول این آیات اینچنین گفتهاند که مردی بود از صحابه - که اتفاقا از بدریون و از مهاجرین هم هست - به نام " حاطب بن ابی بلتعه " . او خودش به مدینه آمده بود و زن و بچهاش در مکه بودند ( حال این برای من روشن نیست که زن و بچهاش مسلمان بودند یا نه ، ظاهرا مسلمان هم بودند . خودش به مدینه آمده بود و مهاجر بود . ) یک وقتی کفار از خانواده او سؤال کردند که آیا پیغمبر قصد فتح مکه را دارد یا ندارد ؟ آنها هم برای اینکه به نوعی دل قریش را به دست آورده باشند نامهای به حاطب نوشتند که آیا چنین چیزی هست یا نه ؟ حاطب هم در نامهای به آنها همین قدر نوشت که بلی ، و بعد آن را همراه زنی که به مکه میرفت - که آن زن هم حتما از مسلمین نبوده است - فرستاد ، و شاید خود زن هم جاسوس بوده به دلیل اینکه او