آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩
یکدیگر بودهاند تغییر شغل و تغییر صفت و تغییر خصوصیات میدهند ، میشوند مثلا سلولهایی که باید سلسله اعصاب را تشکیل بدهند ، بعد این سلولها یک حالت مصونیتی پیدا میکنند که تا آخر عمر هستند ( عجیب این است ! ) و اما آن سلولهای دیگر سلولهایی است که باید بیایند و بروند ، بخشی از آنها قلب را تشکیل بدهند ، بخشدیگر استخوان را و بخش دیگر گوشت را . کمکم نقشها پیدا میشود . بعد کار میرسد به آنجا که در اندام همین بچه میلیونها رگ مویین به وجود میآید . " مویین " یعنی به اندازه مو ، اما چون ما از مو باریکتر ناریم میگوییم به اندازه مو ، در حالی که اگر هزار تایشان را به همدیگر بتابند به اندازه یک مو نمیشود ، و تازه همه اینها با آن نازکی که به چشم نمیآید کانالهای ارتباطی هستند . بدیهی است که اینها نمیتواند حساب نشده باشد . چشم انسان را در نظر بگیریم . این ماده بی شکل اولی تا به صورت چشم در میآید چقدر صورت پیدا میشود ؟ ! اگر صورت مثل صورت روی دیوار بود میگفتیم یک خط از این طرف کشیدند این شد کله ، بعد شد گردن ، بعد پا ، این شد صورت انسان . میگفتیم این چیز سادهای است . اما در " صورتی " که ما میگوییم صحبت این حرفها نیست . چند سال پیش آلمانیها نمایشگاهی در ایران دایر کرده بودند که آخرین مظهر صنعت جدید بود . شخصی میگفت رفته بودیم و با مسؤول آن صحبت میکردیم . او میگفت اگر قرار باشد کارخانهای ساخته شود که بتواند به اندازه فقط کلیه انسان کار انجام بدهد کارخانهای باید ساخده شود برابر همه سطح تهران ( تازه خودکار نیست ) . " « هو الله الخالق الباریء المصور »" تقدیر و اندازه گیری از او ، ایجاد از او ، صورت بخشی از او . بعد " « له الاسماء الحسنی »" هر چه اسماء حسنی است از آن اوست ، هر چه صفت کمالیه به نحو اکمل است منحصرا از آن