آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤
جمله عجیبی است ! مهاجرین مردمی بودند که اکثرشان در مکه بودند ، مردمی بودند که از خانه و دار و دیارشان خارج و از زن و بچه جدا شدند و تنها ( حرکت کردند ) ، به اصطلاح ایمان خودشان را برداشتند و فرار کردند آمدند به مدینه . صفرالید بودند و چیزی نداشتند . مسلمین مدینه که آنهار را " انصار " میگویند برادران مهاجراشن را با آغوش باز پذیرفتند و این جهت - همین طوری که گفتهاند - صحنه بی نظیری در تاریخ اسلامی است . احتیاج پیدا نشد به اینکه پیغمبر بخواهد مثلا به زور مهاجرین را در خانهها تقسیم کند . نوشتهاند که داوطلب آنقدر زیاد بود که گاهی سر یک نفر مهاجر دعوا میکردند . بعلاوه قرآن میگوید نه اینکه اینها ( انصار ) چون خیلی دارا بودند چنین میکردند ( مثلا انسان در خانهاش ده اتاق دارد ، شش اتاق را اشغال کرده ، چهار اتاق خالی دارد ، یکی از آنها را به دیگری میدهد ) ، نه اینکه ثروت زیادی داشتند و این امکانات را در اختیار مهاجرین قرار میدادند ، بلکه با اینکه امکاناتشان اجازه نمیداد ایثار میکردند ، پذیرش با ایثار بود . تعبیر قرآن عجیب است ! " « و الذین تبوء و الدار »" آنان که خانه را قبلا آماده کردند " « و الایمان »" و خانه ایمان را آماده کرده بودند ( خانه دل را هم آماده کرده بودند ) " ²من قبلهم غ" قبل اینکه مهاجرین بیایند اینها آغوش خودشان را برای آمدن آنها باز کرده بودند " « یحبون من هاجر الیهم »" ( این دیگر گواهی دادن خود قرآن است ) دوست میدارند مهاجرین را ، دوست میدارند کسانی را که به سوی اینها مهاجرت میکنند . در همین قضیه بنیالنضیر ، پیغمبر اکرم به آنها فرمود هر خانوادهای از شما به اندازه یک شتر ( بار ) حمل کند ، هر چه میخواهد از خودش ببرد ، بقایا ماند . وقتی خواستند بقایا را - که همان فیء بود - تقسیم کنند پیغمبر اکرم رو کرد به انصار و فرمود یکی از دو کار را بکنید : یا در این