آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
برسد ؟ اینجا قرآن تعلیلی کرده که از این تعلیل یک اصل کلی برای جاهای دیگر استفاده کردهاند : " « کی لا یکون دولة بین الاغنیاء منکم »" برای اینکه این مال و ثرت ، چیزی نباشد که فقط در میان اغنیای شما گردش کند ، یعنی فلسفه این حکم این است که پول و ثروت در میان همه طبقات پخش شود و اختصاص به یک طبقه معین نداشته باشد که فقط در میان آنها در یک مدار بسته گردش کند ، در مدار بازی باشد که همه مردم را شامل شود . کلمه " « دولة »" و " دولة " هر دو در زبان عرب استعمال میشود ، هر دو هم به اعتبار تداول یعنی دست به دست شدن است . دولت را هم " دولت " میگویند چون دست به دست میشود یعنی برای یک نفر یا برای یک عده باقی نمیماند ، اینها میروند عده دیگر میآیند ، آن عده میروند باز عده دیگر میآیند . از آن جهت که به اصطلاح یک " حالت " است به آن میگویند " دولة " ولی آن چیزی که دست به دست میشود . مثل خود پست یا پول را میگویند " دولة " یعنی آن چیزی که دست به دست میشود . حال قرآن میگوید اینپول که دست به دست میشود نباید در یک مدار محدود که مدار اغنیاست دست به دست شود ، باید در مدار عموم دست به دست شود ، چون پول به هر حال در گردش و حرکت است ، نمیتواند در یک جا بماند ، ولی پول که نمیتواند در یک جا بماند دو جور است : یک وقت هست فقط در میان یک طبقه و در یک مدار محدود گردش میکند ، و یک وقت هست در یک مدار نامحدود گردش میکند ، که از این جمله این نظریه اسلام استنباط شده است که نظر اسلام در با ثروت این است که در یک مدار محدود گردش نکند بلکه در یک مدار نامحدود یعنی در دست همه مردم ( گردش کند ) . بهترین مثل آن چرخ و فلک است . چرخ و فلک همیشه در حال گردش است ، یعنی آن که در آن رأس قرار گرفته میآید