آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩
نام محصول ، زراعت میوه ، پوشیدنیها و خوردنیها در عالم هست ، اینها
برای انسان خلق شده ؟ حرف درستی است . بعد میگوییم این عالم ، این
رودخانهها ، این جنگلها ، این میوهها ، این زمینهای پر استعداد ، این آب
و هوا ، این عالم خلقت اینها را برای یک نفر نیافریده ، برای یک طبقه
هم نیافریده برای همه آفریده . حرف درستی است " ( « و الارض وضعها
للانام »" [١] زمین را برای همه مردم قرار داد ) . ولی اساس حرف تو
این است که اصلا پیدایش زمین به علت یک تصادف بود . پیدایش حیات در
روی زمین هم به علت یک تصادف دیگر بود ، انسان هم در اثر یک تنازع
بقای خونین به وجود آمد ، در اثر جنگهای بیرحمانهای که نسلهای حیوانات
با یکدیگر کردند ، یکی از نسلها شده انسان . یکدیگر را خوردهاند و به
حقوق یکدیگر تجاوز کردهاند ، مثل میلیونها کرمی که در یک حوض بودهاند ،
کرمهای بزرتر کوچکترها را خوردهاند ، خوردند و خوردند تا آخر یک کرم
بزرگ باقی ماند . آن وقت انسانی که طبق فلسفه تو این جور در روی زمین
به وجود آمده ، به اینجا که رسیده یک مرتبه صاحب حق شد ؟ از کجا صاحب
حق شد ؟ اصلا حق بشریت دیگر معنی ندارد .
اما اگر حق معنی دارد - که واقعا هم معنی دارد - این بر اساس اصل علت
غایی است یعنی این رابطه که این اشیاء برای انسان آفریده شده است . پس
انسان هم برای یک حقیقت عالیتر و متعالی تر آفریده شده است . وقتی که
انسان برای یک حقیقت عالیتر و متعالیتر آفریده شده است ، آن حقیقت از
انسان مقدستر است . انسان قداست خودش را به اعتبار انسانیت کسب
میکند . ما همیشه این حرف را گفتهایم . وقتی که
[١] رحمن / . ١٠