آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
را بیان کرده - به یک معناه به همه مسلمین تعلق میگیرد ، چگونه ؟ اولا اینجا کلمه " فیء " تعبیر فوقالعاده است . فیء یعنی رجوع . چیزی که رفته و بازگشته ، حالت بازگشتش " فیء " میگویند سایه را تا وقتی که آفتاب رو به بلندی است ( تا ظهر ) که به تدریج سایه کوچک میشود ، " ظل " میگویند ، از آن به بعد که باز سایه بر میگردد و رو به درازی میرود آن را " فیء " قرآن مالی را که از کفار حربی گرفته میشود اسمش را میگذارد " فیء " یعنی آن که به جای اصلی خودش برگشته است ، یعنی او را غاصب میشمارد . با فلسفه قرآن مطلب کامل و روشن است ، چون هر چه هست از آن خداست ، همه چیز مال خداست و خدا در این عالم بشر را برای مقصدی خلق کرده است که آن مقصد توحید است و استفاده از سفره الهی آن قدر برای انسان جایز است که با هدف صاحب اصلی موافق و هماهنگ باشد . از نظر اسلام کسی که کافر بالله العظیم است مالک حقیقی نیست ، در واقع آنچه را که میخورد مثل کسی است که از نظر قانونی مال غصبی را دارد میخورد این مال وقتی که به مسلم بر میگردد " فیء " است . اینجا من دو تعبیر دارم ، یکی از قرآن یکی از حدیث ، خیلی جالب است ! این تعبیر راجع به مال است ، یک تعبیر هم راجع به علم داریم . آن تعبیر راجع به علم خیلی عجیب است ! جمله معروفی است که پیغمبر اکرم فرموده و مکرر از ایشان روایت شده و از امیر المؤمنین با تعبیرات مختلف مکرر روایت شده ، که خلاصه همه آنها این است : " « الحکمة ضالة المؤمن یأخذها اینما وجدها » " حکمت - یعنی علم ، علمی که محکم باشد ، ینی علمی که تخیل و واهی نباشد ، حقیقت ، مطابق واقع باشد ، علم درست - گمشده مؤمن است . مؤمن هر جا که حکمت را پیدا کند گمشده خود را پیدا کرده " « و لو عند مشرک » " و لو نزد یک مشرک .