آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
باشید و مخصوصا کارهایی را که اسمش " افساد در زمین " است پیغمبر اکرم نهی میفرمود ، صریح هم نهی میفرمود . وقتی که قومی را ( به جنگ ) میفرستاد تعبیراتی میکرد ، میفرمود درختی را در جایی قطع نکنید ، پیرمردی را نکشید ، آب را به روی مردم نبندید و امثال این کارها . اینها اصل تعلیمات اسلامی است . ولی یک مطلب دیگر در اینجا هست و آن این است : گاهی این کارها صورت میگیرد فقط به دلیل حقد و عدوات و کینهای که افراد با دیگران دارند ، یعنی یک کارهای صرفا احساساتی . شک ندارد که اینها ممنوع است . ولی یک وقت هست که هدفهای مشروع جنگی متوقف بر عملی هست ، اینجا چطور ؟ اینجا من ابتدا مسألهای را که حادتر از همه است و در فقه مطرح است ذکر میکنم تا تکلیف بقیه روشن شود . فقها مسألهای در فقه در کتاب " جهاد " طرح کردهاند به نام مسأله " تترس کافر به مسلم " ( تترس از ماده " ترس " است و ترس یعنی سپر ) که اگر در جنگ ، دشمن مسلمانی را سپر خودش قرار بدهد تکلیف چیست ؟ حال یا فردی از کفار فردی را سپر قرار بدهد ( یاگروهی از کفار گروهی را سپر قرار بدهند ) ، ولی آنها بالاترش را عنوان کردهاند که گروهی را سپر قرار بدهد . مثلا دشمن عدهای مسلمان بیگناه را اسیر میکند - و این خیلی معمول هم هست - بعد همان اسرا را در مقدم لشگر خودش قرار میدهد و سربازش پشت سر این اسرا جلو میآید ، برای اینکه اگر آن طرف بخواهد بزند باید اول افراد خودش را بزند . این مسأله را فقها طرح کردهاند که اگر ما دیدیم دشمن هجوم آورده و گروهی مسلمان بی گناه را سپر خودش قرار داده است ، امر ما دایراست میان یکی از دو کار : یا این عده بی گناه را بکشیم تا بتوانیم جلو هجوم دشمن را بگیریم و یا اینکه به خاطر این بی گناهها دست از مبارزه برداریم ، تسلیم