آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
پیغمبر تکیه او فقط روی حیف و میلهای کسبی است ، مثل شعیب ، یک پیغمبر دیگر تمام تکیهاش روی این است که میخواهد به قومش حرکت و نیرو بدهد و سستی و تنبلی را از آنها بزداید ، مثل موسی ، و یک پیغمبر دیگر بر عکس میخواهد به مردم تلقین محبت و مهربانی کند ، مثل عیسی . این چگونه است ؟ در واقع برنامهها اختلاف ندارد . هر کدام در زمانی مبعوث شدهاند که باید آن انحراف زمان خودشان رااصلاح کنند . این مثل این است که ما دو طبیب داشته باشیم ، هر دو در یک حد متخصص . ایندو را میفرستیم به دو ده برای بهداشت آنجا ، ولی در این دو ده دو بیماری وجود دارد ، در این ده یک بیماری وجود دارد ، در آن ده بیماری دیگر . قهرا این طبیب که در دهش بیماری مالاریا وجود دارد و آن دیگری که در دهش بیماری تیفوس وجود دارد ، هر یک باید بیماری ده خودش را معالجه کند . ولی این معنایش این نیست که اینها دو برنامه دارند . برنامه این با برنامه آن یکی است ولی مریضها با هم اختلاف دارند . عیسای مسیح در زمانی مبعوث شده که بیماری قومش بیماریای بود که او باید مردم را بیشتر به رأفت و رحمت و مهربانی دعوت میکرد یعنی کسری در میان مردم این بود و قهرا عیسی هم همین اثر را گرفت یعنی در میان امت و ملت خودش تا حد زیادی ( این امر را ترویج کرد ) . قرآن تصدیق و اعتراف میکند که این محبت به وسیله عیسای مسیح در میان امت مسیح پخش شد و همیشه مسیحیها را به این صفت بر یهودیها ترجیح میدهد . ما در دل پیروان مسیح رأفت و رحمت قرار دادیم ، یک چیزی هم خودشان از پیش خود ساختند ، بدعتی هم خودشان آوردند ، بدعتی که - عجیب این است - قرآن میگوید اگر همین بدعت را خوب عمل میکردند میتوانست مطابق رضای خدا هم باشد ولی همان