آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥
باری تعالی است . این که در آخر آیه اشاره میفرماید : " « ان الله قوی
عزیز »" یعنی بعد از آنکه اشاره میکند که ما پیغمبران را با دلایل ، با
معجزات ، با بینات فرستادیم ، کتاب و میزان با آنها فرستادیم و هدف
اصلاح مردم بود و هست و بعد اشاره میکند به مسؤولیتی که - غیر از انبیاء-
خود مردم هم دارند و آن مسؤولیت مجاهده در راه حق است : " « و انزلنا
الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله
بالغیب »" [١] که از مردم استنصار کرده و خواسته است که به کمک این
هدایت و این دین برخیزند ، بعد از اشاره به اینها میخواهد بگوید شما
اینها را به حساب عجز و ناتوانی نگذارید ، خداوند در عین اینکه فاعل
بالاسباب است ( « ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها ») در عین
حال فاعل به آلت نیست یعنی نیاز به این امور ندارد ، منشأ اینها عجز و
ضعف و ذلت و ناتوانی نیست ، لهذا میفرماید : " « ان الله قوی عزیز
" در عین قدرت و عزت و در کمال قدرت و عزت ، این امور هست ، یعنی
اینها را به حساب کمبودی در قدرت و عزت نگذارید .
و اما آن جهتش که به انسان بستگی دارد ، عرض کریم که کمال هر موجودی
متناسب با خود آن موجود است . کمال انسان با کمال یک فلز دو گونه است
، یعنی فلز آن کمالی که میتواند داشته باشد اگر تمامش هم وابسته به
عوامل بیرون از وجود آن باشد باز این کمال ، کمال است . اگر ما مثلا یک
برلیان را در نظر بگیریم و آن را بهترین برلیانهای دنیا بدانیم در عین
حال توجیه همه صفات خوب و انواع خوبیهایش ( در ارتباط با خارج خودش
است ) . به چه دلیل این صفت را دارد ؟ به دلیل فلان عامل که مثلا عامل
محیطی است . به چه دلیل آن صفت دیگر را دارد ؟ به دلیل
[١] حدید / . ٢٥