آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
روایت دیگری هست که خیلی عجیب است و مفاد این جملهای را بیان میکند که در دعای کمیل است که بعد از جملاتی راجع به ملائکهای که شاهد بر اعمال انسان هستند می فرماید: " « و کنت انت الرقیب علی من ورائهم و الشاهد لما خفی عنهم » " و تو خودت باز رقیب بر من هستی و گواه بر چیزهایی که بر فرشتگان هم مخفی میماند. معلوم میشود گاهی در اعمال انسان دقایقی وجود دارد که از فرشتهها هم مخفی میماند . در حدیث است که انسان گاهی نماز میخواند ( اینها همه تمثیل است ، هر کسی که ذرهای فهم و درک داشته باشد میفهمد که اینها تمثیل است ) ، ملائکهای که اعمال صالح را بالا میبرند این نماز او را در خرقهای سفید ، گویا در حریر سفیدی ( یک شیء قیمتی خیلی با احترام را انسان در حریر میپیچد ) بالا میبرند ( گویا ) از آسمان اول و آسمان دون و . . . - که همه اینها امور معنوی است و امور مادی نیست - عبور میدهند و این به عنوان یک عمل صالح از این کذرگاهها رد میشود ، تا میرسد به آن آخرین گذرگاه ، در آنجا مثل یک جنس قاچاق که در درونش فسادی باشد که آن مفتشها این یکی ببیند درک نکند ، آن یکی نفهمد ، آن دیگری نفهمد ، ولی آن دقیقترین دستگاهها که دیگر هیچ چیز از زیر دست او ( در ) نمیرود ، به آنجا که میرسد خطاب میرسد : " اجعلوه فی سجین " این را بیخود آوردید اینجا ، ببرید در سجین ، جایش اینجا نیست ، ببرید در آن پایینترین درکات ، یعنی نه تنها یک عمل خیر مقبول نیست بلکه یک گناه بزرگ است و اشتباه کردهاید که گناه بزرگ را به حساب یک طاعت بزرگ بالا آوردهاید . ببینید کار به کجاست که فرشتههای الهی هم درک نمیکنند یعنی آنقدر باطن باطن باطن پیچیده و دقیق است که حتی از فرشتگاه مخفی میماند .