مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - ٢- تفاوت اين دو مَثَل
يك ملك آن را گرفته، بر زمين مىگذارد.» [١] با اين تفسير كه مراد از ملك «نيروى جاذبه زمين» است اين روايت توجيه علمى و امروزى مىيابد؛ از اين رو روايات مربوط به رعد و برق نيز با ديدگاههاى علمى، قابل انطباق است و در حقيقت اختلاف و تضادّى ميان آنها ديده نمىشود.
٢- تفاوت اين دو مَثَل
هر دوى اين مثلها مربوط است به مسافر راه گم كرده در بيابان. در مثل اوّل، مسافر با خطرهاى گمراهى، گرسنگى و تشنگى و حيوانات درنده و گزنده روبهروست؛ ولى در مثل دوّم، خطرهاى ديگرى مانند رگبار، سيلاب، رعد، برق و صاعقه نيز اين مسافر را تهديد مىكند. بديهى است كه وضعيّت مسافر در مَثَل دوّم بسيار بدتر و مرگآورتر است.
بعضى معتقدند كه دو مثال مزبور بيان حال يك گروه خاص؛ يعنى منافقان است؛ ولى به نظر مىرسد كه هر كدام از اين دو مثل به يك دسته معيّن از گروه منافقان مربوط و مخصوص باشد؛ چون مىتوان منافقان را به دو دسته تقسيم كرد:
دسته اوّل، آنهايى هستند كه ايمانى ضعيف؛ ولى ناپايدار دارند. اينان مسلمانند؛ امّا طمع جاه و مال، آنان را به دروغ، بخل و پيمانشكنى وا مىدارد. بنابراين، دسته اوّل منافقان را «مسلمانان ضعيف الايمان» بايد ناميد؛ مانند ثلعبة بن حاطب كه در صفحات پيشين از او نام برده شد. دسته دوّم، آنهايى هستند كه هرگز «مؤمن» نبودهاند و از آغاز تظاهر به «اسلام و مسلمانى» كردهاند. اينان كافرانى هستند كه از بيم قدرت اسلام يا طمع بهرهمندى از منافع مسلمانى، به ظاهر مسلمان شدهاند. بنابراين، دوسته دوّم منافقان را «كافران مسلماننما» بايد ناميد.
[١]- من لا يحضره الفقيه، جلد اوّل، صفحه ٣٣٣، حديث ٥.