مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - اشتباه منافقان
با استفاده از آيه شريفه روشن مىشود كه منطق اينها بهانهجويى است؛ از طرفى مىگويند: «سخنان تو را نمىفهميم» و از طرف ديگر اظهار مىكنند «تو را به خاطر قبيله ات رها كردهايم و گرنه مىكشتيم» حضرت شعيب در جواب آنها فرمود: «آيا خداوند عزيزتر است يا قبيله كوچك من؟!» [١]
چون منافقان لجوج از مثل زدن به موجودات بىجان يا ضعيف بهانهگيرى مىكردند، آيه ٢٦ سوره بقره نازل شد و به اين دو رويان اشكال تراش جواب داد كه: «هيچ مانعى ندارد كه خداوند بزرگ به پشه، بلكه كوچكتر از پشه مثال بزند ...» چون فصاحت و بلاغت سخن ايجاب مىكند، گاهى به موجودات بزرگ و گاهى به موجودات بزرگ و گاهى به موجودات كوچك مثال زده شود؛ هر گاه منظور از مثل بيان عظمت چيزى باشد معمولًا به موجودات بزرگ مثال زده مىشود و اگر هدف، نمايش و بيان سستى و ناتوانى چيزى باشد به حيوانات و موجودات ضعيف.
بنابراين، همواره مثال به موجودات و اشياى بزرگ نشانه و دليل فصاحت و بلاغت مثل و كلام نيست. در نتيجه هيچ ايرادى وجود ندارد كه خداوند به هر چيزى كه مناسب با موضوع كلام باشد مثال بزند.
مؤمنان و صالحان كه محتوا و حقيقت اين مثالها را مىفهمند، مىدانند كه از جانب خداست و منكر آن نمىشوند؛ ولى منافقان و كافران كه لجوج و متعصّب و بهانهگير هستند، اشكالتراشى مىكنند و مىگويند: «چرا خداوند چنين مثلهايى زده است كه باعث گمراهى عدّهاى و سبب هدايت عدّه ديگر شود؟!»
اشتباه منافقان
اشتباه بزرگ منافقان اين بود كه نمىخواستند به اين مهم توجّه كنند كه: «يكى
[١]- سوره هود، آيه ٩١.