مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩ - اهمّيّت پيام مثل
با توجّه به اين مقدّمه، به تفسير و شرح آيه شريفه مذكور مىپردازيم:
وقتى كه بعضى از مثلهاى قرآن نازل شد، منافقان شروع به بهانهگيرى كردند كه «اين چه مثلهايى است كه در قرآن آمده است؟!» شأن خداوند بزرگ، بالاتر از اين است كه به موجودى ضعيف مثل عنكبوت و مگس [١] و يا به موجودى بى جان چون آتش و رعد و برق مثال بزند! [٢] و منظورشان از اين گفتهها اين بود كه «اينها، آيات قرآنى، از سوى خدا نازل نشده است و وحى نيست!»
البتّه اگر اين آيات و مثلها نازل نمىشد و يا با كلامى دير فهم و كلماتى دشوار و عباراتى پيچيده بيان مىشد، منافقان قطعاً به گونهاى ديگر بهانهجويى و اشكالتراشى مىكردند كه: «اين چگونه مىتواند كلام خدا باشد در حالى كه ما چيزى از آن نمىفهميم؟ و يا چرا خداوند اين مفاهيم عالى و مطالب پيچيده را با بيانى ساده مطرح نكرده است تا براى همه قابل فهم و درك باشد؟!» همان گونه كه منافقان زمان حضرت شعيب اين مطلب را گفتند؛ خداوند در آيه شريفه ٩١ سوره هود مىفرمايد: «قالُوا يا شُيَعْبُ ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمّا تَقُولُ وَ انّا لَنَرَاك فينا ضَعيفاً وَ لَوْلا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما انْتَ عَلَيْنا بِعَزيز».
گفتند: اى شيعب! بسيارى از آنچه را مىگويى، ما نمىفهميم و ما تو را در ميان خود، ضعيف مىيابيم. و اگر به خاطر قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مىكرديم و تو در برابر ما قدرتى ندارى!
[١]- خداوند متعال در آيه ٧٣ سوره حج براى بيان عجز و ناتوانى بتها به مگس مثال زده است: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَاباً وَلَوْ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئاً لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ» اى مردم! مثلى زده شده است، بدان گوش فرا دهيد: كسانى كه آنها را به جاى اللّه به خدايى مىخوانيد اگر همه جمع شوند، مگسى را نمىتوانند، بيافرينند و هر گاه مگسى چيزى از آنها بربايد، نمىتوانند آن چيز را بازستانند! طالب و مطلوب هر دو ناتوانند (هم اين عابدان و هم آن معبودان)!
[٢]- شرح اين مثلها در مثل اوّل و دوّم خواهد آمد.