مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧ - ٧- تفسير آيه ١٨ «صُمٌ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ»
تاريكىهاى وحشتناكى كه چشم كار نمىكند قرار مىدهد. در قرآن مجيد كلمه ظلمت به صورت مفرد نيامده است، بلكه در تمام ٢٣ مورد استعمالش به صورت جمع آمده است؛ امّا كلمه نور بر عكس در هيچ مورد در قرآن مجيد به صورت جمع استعمال نشده است، بلكه در تمام ٤٣ بار كاربرد اين كلمه به صورت مفرد آمده است! آيا اين تفاوت پيامى ندارد؟
سرّ اين مطلب اين است كه قرآن مىخواهد بگويد نور يكى بيش نيست و آن نور توحيد است و همه نورها به نور خداوند باز مىگردد «اللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الارْضِ» [١] نور ايمان، نور علم، نور يقين، نور اتّحاد و همبستگى و ... همه به يك نور برمىگردد و آن نور خداست؛ بنابراين يك نور بيشتر وجود ندارد به همين جهت همواره نور به صورت مفرد بيان شده است.
امّا نفاق و كفر و پراكندگىها و اختلافها همه يك ظلمت نيستند، بلكه ظلمتهاى متفرق و جداگانهاى هستند. ظلمت جهل، ظلمت كفر، ظلمت بخل، ظلمت حسد، ظلمت عدم ترس از خدا، ظلمت هوا و هوس، ظلمت وسوسههاى شيطانى و ... خلاصه ظلمتهاى متعدّدى وجود دارد؛ بدين خاطر است كه ظلمت در سراسر قرآن مجيد به صورت جمع استعمال شده است.
٧- تفسير آيه ١٨ «صُمٌ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ»
منافقين طبق اين آيه شريفه داراى سه ويژگى هستند: اوّل- «صُمّ» هستند.
«صم» جمع «اصم» به معناى كرى است. دوّم- «بُكم» هستند «بكم» جمع «ابكم» به معناى گنگ و لال است يعنى منافقان هم لال و هم گنگ هستند و معناى اين دو جمله اين است كه اينها همواره كر و لال هستند؛ چون كسانى كه كر هستند خواه
[١]- سوره نور، آيه ٣٥.