مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - عاقبت اين شخص ختم به شر شد!
احسان است؛ نه اين كه به خاطر انجام عمل، مستحقّ احسان بوده است. ولى متأسّفانه، اين انسان ضعيف گاهى تفكّر نمىكند و به چند ركعت نماز و به چند روز، روزه خود مغرور شده، خود را بهشتى مىداند، بلكه بهشت را بر خود واجب مىشمارد. همين انسان ناگهان چشم باز مىكند؛ مىبيند بىايمان از دنيا رفته است!
«اللّهُمُّ اجْعَلْنا مِنَ الْمَرْحومينَ وَ لاتَجْعَلْنا مِنَ الَمحْرومين» پروردگارا! ما را مشمول رحمت خود قرار بده و از لطف و احسانت محروم مفرما».
عاقبت اين شخص ختم به شر شد!
در زمان طاغوت (حكومت پهلوى) طلبهاى بود، بسيار متديّن و باتقوا كه از اعمال و كردار خود بسيار مواظبت مىكرد و با برادرش كه اهل خمس و زكات و وجوه شرعى نبود معاشرت نمىكرد. اتّفاقاً اين طلبه بيمار شد، بيمارى سخت و شديد، و چون برادرش او را بيمار ديد، به كمك او شتافت و براى پرستارى، او را به خانه خود برد. روزى استاد ما به ملاقاتش رفت. طلبه بيمار به استاد گفت: روى اين فرش ننشينيد؛ زيرا اين فرش غصبى است! ولى وضع او بدين حالت نگذشت، بلكه گذشت روزگار او را عوض كرد و عاقبت اين مسلمان متديّن و متّقى و محتاط به جايى رسيد كه اگر بر سر سفرهاى شراب نبود غذا نمىخورد!
حضرت على عليه السلام در خطبه قاصعه [١]- كه در قسمتى از آن آثار تكبّر و عُجب را بيان كرده است- مىفرمايد: «از سرنوشت شيطان عبرت بگيريد؛ چه اين كه او شش هزار سال در صف ملائكه به عبادت مشغول بود؛ ولى عاقبت به خير نگشت و بر اثر لجاجت و تكبّر، تمام عبادات خود را نابود ساخت و به چنين سرنوشت شومى گرفتار شد».
[١]- نهج البلاغه، خطبه ١٩٢.