مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧ - شرح و تفسير آيه شريفه
دنبال قاتل مىگشت از جمله برادرزاده مقتول؛ يعنى قاتل حقيقى مصرّانه خواستار شناسايى قاتل بود. فتنه عظيمى برپا شد، نزديك بود كه قبايل در مقابل همديگر صفآرايى كنند و اين حادثه به يك جنگ كامل تبديل شود. براى حلّ مشكل به خدمت حضرت موسى صلى الله عليه و آله رفتند و از او خواستند كه از خدا بخواهد تا قاتل شناخته شود. حضرتش دست به دعا شد و خداوند خواستهاش را اجابت كرد و فرمود: گاوى ذبح كنيد و خونش را به بدن مقتول بزنيد تا وى زنده شود و خود، قاتل را معرّفى كند؛ بنابراين قرار شد از طريق معجزه اين فتنه پايان پذيرد.
كلام خداوند در اين باره اطلاق دارد و در مقام بيان است و بى قيد و شرط؛ امّا اين قوم لجوج شروع به بهانهجويى كردند و گفتند: اين گاو بايد در چه سنّ و سالى باشد؟ حضرت موسى گفت: بايد وحى نازل شود. منتظر وحى شد. خداوند فرمود: نه پير باشد و نه جوان. بنى اسرائيل رفتند و برگشتند و گفتند: اين گاو چه رنگى بايد داشته باشد؟ حضرت موسى باز در انتظار وحى نشست. وحى آمد كه:
گاوى باشد زرد يك دست كه رنگ آن بينندگان را مسرور سازد. باز بهانه گرفتند كه: چه نوع گاوى باشد؟ باز وحى آمد كه: نه گاو شخم زن باشد و نه گاو آبيارى؛ ولى گاوى كه از هر عيبى پاك و مبرّا باشد. بالاخره بعد از زحمتهاى فراوان و خرج زياد گاو مورد نظر را يافتند و او را ذبح كردند و به اعجاز الهى مقتول زنده شد و قاتل را معرّفى كرد.
شرح و تفسير آيه شريفه
اين معجزه، طبيعتاً مىبايست ايمانشان را بيشتر و آنان را به خداوند نزديكتر مىكرد؛ امّا بر خلاف اين عمل شد. چه اين آيه پس از بيان اين داستان آمده است:
بهانهجويى، اختلافانگيزى، فتنهگرى، تمرّد از فرمان الهى، لجاجت، بىحرمتى به پيامبران و ... باعث شد كه «قلبهاى شما مانند سنگ سخت، بلكه سختتر از