مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣ - ١- پشه حيوان كوچكى نيست!
خانه خدا به طرف مسجد الحرام- كه كعبه در زمان جاهليّت على رغم وجود بتها از احترام خاصّى برخوردار بود- حركت كرد. جلوى در مسجد الحرام شخصى جلوى اسعد را گرفت و گفت: كجا مىروى؟ اسعد گفت: به زيارت مىروم. مرد گفت: عيبى ندارد؛ ولى مواظب باش! چون در كنار حِجر اسماعيل، مردى ساحر نشسته است؛ با كلامش مردم را سحر و جادو مىكند! اين پنبه را در گوشهايت فرو كن تا صدايش به گوش تو نرسد! اسعد اين كار را انجام داد و به طواف مشغول شد. در اين هنگام چهره زيباى پيامبر صلى الله عليه و آله توجّه او را جلب كرد؛ ولى سخنان آن حضرت را نمىشنيد. با خود انديشيد كه: عجب آدم نادانى هستم! بهتر است حرفهاى او را بشنوم؛ اگر خوب بود بپذيرم و گرنه قبول نكنم. پنبهها را از گوش درآورد و آياتى از قرآن به گوشش رسيد. [١] جذبه قرآن قلبش را تكان داد و در اعماق روحش روشنايى و درخشش عجيبى ايجاد كرد. آن گاه جلو آمد و در مقابل پيامبر زانو زد و از حضرت تلاوت چند آيه ديگر تقاضا كرد. اسعد با شنيدن اين آيات، شيفته گشت و سرانجام مسلمان شد و خود، موضوع اختلاف و ستيز قبايل خود را براى حضرت رسول صلى الله عليه و آله بيان كرد و از پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت كرد كه جهت رفع اين اختلاف به مدينه بيايند. [٢]
پيامهاى آيه
١- پشه حيوان كوچكى نيست!
بسيارى از مفسّران نامدار؛ از جمله مرحوم طبرسى- رضوان اللّه عليه- در
[١]- آيه شريفه ١٧ و ١٨ سوره زمر اين منطق ريبا را تأييد كرده، مىفرمايد: «فَبَشِرْ عبادِ الّذينَيَسْتَمِعُونَ القولَ فَيَتَّبِعُونَ احسَنَهُ اولئِكَ الّذينَ هَديهُمُ اللّهُ وَ اولئِكَ هُم اولُو الالبابِ» بشارت بده (اى محمّد) به بندگانى كه سخنان را مىشنوند و از نيكوترين آنها پيروى مىكنند، آنان كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده و آنان خردمندانند.
[٢]- فروغ ابديّت، جلد ١، صفحه ٢٢.