مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠ - ششم- توسّل به خطرناكترين سلاح «نفاق»
ششم- توسّل به خطرناكترين سلاح: «نفاق»
گرچه دشمن در جنگ احزاب شكست خورد و فكر حمله مسلّحانه را از سر بيرون كرد؛ ولى اين بدان معنا نبود كه مخالفت و ضدّيت با اسلام و مسلمانان را به كنارى نهاده باشد. كفّار با درك و اعتراف به بى اثر بوند روشهاى پيشين مبارزه، بار ديگر شيوه مبارزه و در حقيقت شكل و نوع جنگ با اسلام را تغيير دادند و اين بار با سلاح خطرناك و مخرّب «نفاق» به ميدان آمدند. دشمن شكست خورده و رسوا شده در برابر قدرت و عظمت اسلام سر فرود آورد و مسلمان شد؛ امّا دشمنى با اسلام را از ياد نبرد در حقيقت خود را در پناه نقاب نفاق قرار داد و منتظر و مترصّد فرصتى ماند تا ضربهاى جانكاه بر پيكر اسلام و مسلمانان وارد سازد. آيه شريفه اوّل سوره منافقون ناظر بر اين مرحله از مبارزه است: «اذا جَاءَكَ المُنافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُانَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ انَّكَ لَرَسولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ انَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ»؛ هنگامى كه منافقين نزد تو مىآيند مىگويند: ما شهادت مىدهيم كه تو پيامبر خدايى. خداوند مىداند كه تو پيامبر او هستى؛ ولى خداوند شهادت مىدهد كه منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ايمان ندارند).
اى پيامبر همان خدايى كه شهادت به نبوّتت مىدهد شهادت به دروغگويى منافقين مىدهد. روند نفاق در اسلام اين چنين شكل گرفت و به صورت جريانى سيّال درآمد. [١] از ظاهر اين آيه و ديگر آيات قرآن نتيجه گرفته مىشود كه نفاق در اسلام از مدينه آغاز شد؛ ولى اين امر بدان معنا نيست كه در مكّه منافق يا منافقانى نبودهاند. چه بسا افرادى با داشتن حسّ آيندهنگرى و شمّ سياسى قوى خود،
[١]- مراحل ششگانه مبارزه با اسلام را بار ديگر در روند انقلاب اسلامى ايران نيز به چشم ديديم. استهزا و توهين به حضرت امام خمينى- قدّس سرّه- تبعيد آن حضرت، محاصره اقتصادى، جنگهاى مسلحانه داخلى و خارجى و سرانجام نفاق كه نمونه بارز آن سازمان رسواى منافقين خلق است.