مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨ - رابطه «دعا» و «تربيت»
خداوند روى آورد و به او اميد ورزد و با او راز و نياز كند، نور اميد در دلش زنده مىشود و به زندگى اميدوار مىگردد و گويى حيات دوبارهاى مىيابد؛ چه اينكه اين انسان دست نياز به سوى كسى دراز نموده كه مشكلترين كارها در نزد او آسانترين است. خدايى كه اصلًا مشكل و آسان براى او معنا ندارد؛ زيرا مشكل يعنى چيزى كه بالاتر از مقدار قدرت و آسان، يعنى چيزى كه كمتر از آن است. آيا چيزى را مىيابيد كه فوق قدرت خداوند باشد؟! بنابراين، براى خداوند مشكل و آسان تفاوتى ندارد او هرچه را اراده كند، در يك لحظه مىآفريند اگرچه ميليونها خورشيد همانند خورشيد خاكيان باشد! وقتى انسان به درگاه چنين قادر و عالمى روى مىآورد و با او درد دل مىكند و در مقابلش به سجده مىافتد و برايش اشك مىريزد و مشكلاتش را به او عرضه مىدارد، بىشك خداوند نور اميد را در دل او تجلّى مىدهد.
٢- دومين اثر دعا ايجاد نور تقوا در وجود انسان است.
تقوا؛ سبب تقرّب انسان به درگاه الهى است. [١]
تقوا؛ زاد و توشهاى است كه سبب نجات انسان در جهان آخرت مىگردد. [٢]
تقوا؛ برات و گذرنامه بهشت است. [٣]
آنگاه دعا، نور چنين گوهر ارزشمندى را در دل انسان زنده مىكند. وقتى انسان دست به دعا برداشته، به درگاه خداوند توسّل مىجويد و خدا را با أسماى حسنى و صفات جلال و جمالش مىخواند، آن صفات بازتابى در وجود انسان خواهد داشت و طبعاً انسان را به سمت خداوند سوق مىدهد؛ به گونهاى كه انسان احساس مىكند كه اگر بخواهد دعايش مقرون به اجابت شود، بايد توبه كند. دعا انسان را به توبه فرامى خواند و توبه او را به تجديد نظر در زندگى، و در
[١]- سوره حجرات: آيه ١٣.
[٢]- سوره بقره: آيه ١٩٧.
[٣]- سوره مريم: آيه ٦٣.