مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - قلب مصنوعى آينهاى براى عظمت قلب انسان
اين قلب گران قيمت، ٦ روز بيشتر عمر نكرد و در آن ٦ روز هم استفاده كننده آن قدرت حركت و راه رفتن نداشت. چگونه مىتوانيم تنها به خاطر نعمت قلب خود كه آن خالق منّان رايگان در اختيار ما نهاده است، شكرگزار باشيم؟ چه زيبا مىفرمايد: «وَفى انْفُسِكُمْ افَلا تُبْصِرُون».
حال كه دريافتيم مراد قرآن از قلب اين اندام صنوبرى شكل درون سينه نيست؛ گوييم منظور از قلب در قرآن عقل و عاطفه است. خداوند در آيه ١٧٩ سوره اعراف مىفرمايد: «لَهُمْ قُلُوبٌ لَّايَفْقَهُونَ بِهَا» جهنّميان قلبهايى دارند كه با آن نمىفهمند، منظور از قلب در اين آيه و ديگر آياتى كه كلمه قلب در آن به كار رفته است، عاطفه و عقل انسان است؛ چون درك و فهم مربوط به عقل انسان است.
همانگونه كه محبّت، شعور و دانش مربوط به عاطفه و عقل است؛ به عنوان نمونه، خداوند متعال در آيه ١٠ سوره بقره مىفرمايد: «فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً» در دلهاى آنان (منافقان) نوعى بيمارى است؛ خداوند بر بيمارى آنان افزوده است.
آيا قلب صنوبرى شكل منافق بر اثر بيمارى نفاق از كار مىافتد و باز مىايستد؟ و يا بر اثر نفاق و فتنهگرى دريچه قلبشان گشاد مىشود؟ بديهى است، منظور از قلب و بيمارى آن، اندامى به نام «قلب» و بيمارىهاى شناخته شده عضوى آن نيست، بلكه مراد همان عقل و عاطفه است كه در اثر اعمال نفاقآميز، ضعيف و بيمار مىشود تا بدان حد كه در حرم امام رضا عليه السلام هم آدمكشى مىكند و در حقيقت مىميرد. در روايتى مىخوانيم كه: «امر به معروف سه مرحله دارد مرحله اوّل: قلبى، مرحله دوّم: زبانى و گفتارى و مرحله سوّم: عملى و اجرايى» اگر مرحله سوّم امكان نداشت مرحله دوّم و اوّل و اگر مرحله دوّم و سوّم مقدور نبود، مرحله اوّل ضرورى مىنمايد. بدين معنا كه شخص بايد در دل از ظلم و فساد و ظالمان و مفسدان بيزار و نسبت به مصلحان و مؤمنان قلباً علاقهمند باشد؛