مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١ - قلب مصنوعى آينهاى براى عظمت قلب انسان
ولى اگر كسى امر به معروف را در هر سه مرحله ترك كند «فَمَنْ لَمْ يَعْرِفُ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً وَ لَمْ يُنْكِر مُنْكِراً قُلِبَ فَجُعِلَ اعْلاهُ اسْفَلُهُ» قلب او وارونه مىشود؛ يعنى پايين قلب به طرف بالا و بالاى آن به طرف پايين قرار مىگيرد. [١] آيا منظور از اين قلب همين صنوبرى است؟ اين اندام درون قفسه سينه جابه جا نمىشود و واژگون نمىگردد؛ پس منظور از قلب در اين روايت نيز عاطفه و ادراك است.
از مجموع آنچه گفته شد، نتيجه مىگيريم كه قلب در استعمالات قرآن و روايات به دو معناست:
١- عقل و خرد انسانى. ٢- عواطف آدمى؛ يعنى آن دو پديده روحانى كه مركز ادراك و احساسات است. بنابراين، وقتى گفته مىشود «قلب دارند و نمىفهمند» مراد اين است كه عقل دارند؛ ولى نيروى ادراك و شعورشان از كار افتاده است و زمانى كه گفته مىشود «قلبشان سخت شد»؛ يعنى عاطفه آنها مرده است.
امّا «قلب»، در آيه شريفه ٤٦ سوره حج «فَانَّها لا تَعْمَى الْابْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِى فِى الصُّدُورِ؛ چرا كه چشمهاى ظاهر نابينا نمىشوند، بلكه قلبهايى كه در سينه جاى دارند كور مىشود به قرينه «فى الصدور» به معناى «قلبهايى كه در سينهها جاى دارند» آمده است به نظر مىرسد كه مراد از آن همان قلب صنوبرى شكل بدن باشد، آيا به راستى چنين است؟
عقل گرچه درون سينه انسان نيست؛ ولى با «مغز» ارتباط دارد. به همين دليل كسانى كه مغز آنها از كار مىافتد، ممكن است براى مدّتى قلبشان كار بكند.
بنابراين، «صدور» در اين آيه شريفه به معناى سينهها نيست، بلكه در اين جا به معناى «جان» است و در نتيجه، قلب به معناى عقل و ادراك است، بنابراين مفهوم آيه شريفه چنين است: «عقلهايى كه در جانهاست».
[١]- بحار الانوار، جلد ٩٧، صفحه ٨٩ (چاپ بيروت).