مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - ٦- «نور» و «ظلمات»
فَيَمنَعُهُ اللّهُ بِايمانِهِ وَ امَّا المُشْرِكُ فَيَقْمَعُهُ اللّهُ بِشركِهِ، وَ لكِنّى اخافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنافِقٍ عالِمِ اللّسانِ، يَقُولُ ما تَعرِفُونَ وَ يَفْعَلُ ما تُنْكِرونَ» حضرت رسول صلى الله عليه و آله مىفرمايند:
من از خطر آدم باايمان و انسان مشرك بر امّتم نمىترسم؛ چون خداوند از خطر انسان مؤمن به وسيله ايمانش جلوگيرى مىكند و مشرك را خداوند به خاطر شركش نابود مىسازد؛ ولى تنها كسانى كه از شرّ آنها بر شما مىترسم، منافقان هستند. منافقانى كه چرب زبانند و در باطن در پى هدف ديگرى هستند.
سخنانشان جذّاب است؛ امّا در عمل مبتلا به كارهاى زشتند. [١]
برابر اين روايت، پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله از شرّ و خطر منافقان براى جامعه اسلامى نگران و بيمناك بودهاند و اين نگرانى تنها منحصر به دوران اوّليّه ظهور و گسترش اسلام و سرزمين عربستان نيست، بلكه ناظر است به همه دورانها و همه كشورهاى اسلامى و حتّى امروزه و در جمهورى اسلامى ايران.
٥- تعبير به «نار» در قرآن
از تعبير قرآن به «نار» و نه «نور» دو نتيجه به دست مىآيد: اوّل آن كه دود، سوزانندگى و خاكستر از الزامات آتش است و منافق نيز ديگران را دچار آسيب اين آتش خود افروخته مىسازد و در نتيجه پراكندگى، زيان و فشارهاى ناخواسته را بر مردمان تحميل مىكند در حالى كه مؤمن، از نور خالص و چراغ روشن و پرفروغ ايمان، بهره مىگيرد. دوّم آن كه منافقان گرچه تظاهر به نور ايمان دارند، امّا باطنشان «نار» است، و اگر نورى هم باشد ضعيف است و كوتاه مدّت. [٢]
٦- «نور» و «ظلمات»
خداوند مىفرمايد: «وَ تَرَكَهُمْ فِى ظُلُماتٍ لَّايُبْصِرُونَ» خداوند اينها را در
[١]- نهج البلاغه، نامه ٢٧، و نيز ميزان الحكمة، باب ٣٩٣٤.
[٢]- براى توضيح بيشتر ر. ك. تفسير نمونه، جلد اوّل، صفحه ١١٠.