مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢ - آثار معاد
بر نوك خارهاى سعدان [١] قرار گيرد و بيدار باشد و روزها او را غل و زنجير كنند و در كوچه و بازار بگردانند، براى على گواراتر است از اين كه در روز قيامت خدا و رسولش را ملاقات كند؛ در حالى كه به بندهاى از بندگان خدا ظلم كرده باشد!
آيا چنين زمامدارى- كه به مبدأ و معاد يقين دارد و آن را باور كرده است- هرگز ظلم و خيانت مىكند؟! آيا چنين حاكم و فرمانروايى هيچ گاه تبعيض ناروا انجام مىدهد؟! آيا چنين رييس حكومتى كمترين خطا و اشتباهى را از اطرافيانش مىپذيرد و يا تحمّل مىكند؟!
مسلّماً جواب تمام اين سؤالات منفى است؛ چه اين كه چنين انسانى معتقد به قيامت است و با اعتقاد به معاد و قيامت، كوچكترين گناه را بزرگ شمرده، آن را مرتكب نمىشود.
آن گاه حضرت در ادامه اين خطبه، دو داستان عبرتآموز از برادرش عقيل، و اشعث بن قيس منافق، نقل مىكند كه آثار اعتقاد به معاد در اين دو داستان به خوبى نمايان است. [٢]
[١]- خار سعدان بسيار عجيب است؛ مانند خنجر محكم و تيز است و به هر جاى بدن برخورد كند، مجروح مىسازد.
[٢]- در مباحث گذشته به اين دو داستان اشاره شد.