مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - داستان گاو بنى اسرائيل
يافت و در عصر و زمان ما به اوج خود رسيد و مىتوان گفت بيشترين ضربه را «بنى اسرائيل» يا بخش خاصّى از آن به نام «صهيونيزم» بر پيكره امّت اسلامى وارد كرده است. اينان در كشورهاى اسلامى منشأ فسادها، قتلها، درگيرىها، اختلافات، فحشا و بىاعتنايى به احكام اسلامى مخصوصاً رباخوارى و ... بوده و هستند، تا بدان حدّ كه اگر مظالم آنان يك جا جمعآورى شود، يك كتاب و شايد چند كتاب قطور نوشته شود، بنى اسرائيل آنقدر بىعاطفه و سنگدل بودند كه حتّى به پيامبران خودشان هم رحم نمىكردند. حضرت موسى عليه السلام از اين قوم لجوج و دل پر خونى داشت. وقتى اينها نسبت به پيامبرشان تا اين اندازه بىرحم باشند، روشن است كه نسبت به ديگران چگونه خواهند بود.
داستان گاو بنى اسرائيل
آيه شريفه مورد بحث در پى آياتى است كه داستان «گاو بنى اسرائيل» را بيان مىكند. خلاصه داستان- كه در آيات ٧٣- ٦٧ سوره بقره آمده است- به قرار زير است:
يكى از بنى اسرائيل به شكل مرموزى كشته شد. و اين قتل، سبب اختلاف ميان آنها گرديد. معمولًا وقتى كه حادثهاى رخ مىدهد و عامل آن مشخّص نيست، كسانى كه با هم خرده حسابى دارند، گناه را به گردن طرف ديگر مىاندازند و آنان را عامل آن حادثه معرّفى مىكنند. اصل حادثه اين بود كه جوانى عموى ثروتمند خود را به قتل رساند. اين برادرزاده جوان و تنها وارث كه از دير مردن «عمو» ناراحت بود او را كشت تا صاحب و وارث اموال و ثروت فراوان او گردد. بعضى نيز انگيزه قتل را علاقه شديد آن جوان به دختر عموى خود مىدانند؛ زيرا كه عمو على رغم دلبستگى برادرزاده، دخترش را به ازدواج ديگرى درآورده بود. وقتى خبر قتل اين شخص در بين بنى اسرائيل پخش شد، غوغايى برپا شد و هر كس به