مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - ٨- منشأ «نفاق»
لَنَكُونَنَّ مِنَ الصّالِحينَ فَلَمّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوا وَهُمْ مُعْرِضُونَ فَاعْقَبَهُمْ نِفاقَاً فِى قُلُوبِهِمْ الى يَوْمِ يِلْقَونَهُ بِما اخْلَفُوا اللّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ» بعضى از آنان (منافقان) با خدا پيمان بسته بودند كه: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزى دهد قطعاً صدقه خواهيم داد و از صالحان (و شاكران) خواهيم بود.» امّا هنگامى كه خدا از فضل خود به آنها بخشيد، بخل ورزيدند و سرپيچى كردند و روى برتافتند! اين عمل (روح) نفاق را تا روزى كه خدا را ملاقات كنند در دلهايشان برقرار ساخت. اين به خاطر آن است كه از پيمان الهى تخلّف جستند و دروغ مىگفتند.
اين آيات در مورد شخصى به نام «ثعلبة بن حاطب» نازل شد او ابتدا شخص مسلمانى بود و همواره در نماز جماعت رسول خدا صلى الله عليه و آله شركت مىكرد؛ ولى از آن جايى كه فقير بود مرتّب اصرار داشت كه پيامبر برايش دعا كند تا خداوند مال فراوانى به او بدهد پيغمبر فرمود: «قَليلٌ تُؤدّى شُكرَهُ خيرٌ مِنْ كثيرٍ لاتُطيقُه» مقدار كمى كه حقّش را بتوانى ادا كنى بهتر از مقدار زيادى است كه توانايى اداى حقّش را نداشته باشى. [١]
منظور پيامبر صلى الله عليه و آله اين بود كه مصلحت او همين زندگى ساده است ولى ثعلبه دست بردار نبود و هر روز تقاضاى خود را تكرار مىكرد. [٢] و سرانجام به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد: «به خدايى كه تو را به حق فرستاده است سوگند ياد مىكنم،
[١]- تفسير نمونه، جلد ٨، صفحه ٤٨.
[٢]- يكى از نتايج اين داستان عدم پافشارى در دعاها و درخواستها از خداست؛ چه بارها تجربهشده است كه در صورت اجابت دعا از طرف خداوند چه ضرر و زيانى متوجّه شخص شده است. قرآن مجيد در سوره بقره آيه ٢١٦ چه زيبا مىفرمايد: «عَسى انْ تُحِبّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ» حتّى در خواستههاى معقول و خداپسندانه نيز اين امر صادق است؛ مثلًا شخصى كه اصرار مىورزد توفيق نماز شب بيابد؛ ولى موفّق نمىشود، شايد به نفعش نباشد؛ چه ممكن است با اين نماز شب دچار عُجب و ريا شود.