مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - شرح و تفسير آيات
خداوند. اگر «محيط» در مفهوم اوّل مراد باشد، پيام آيه چنين است كه خداوند بر همه كفّار احاطه علمى دارد و اگر مفهوم دوّم مورد نظر باشد، آيه چنين معنا مىدهد كه خداوند قادر به هر كارى است و كسى نمىتواند از گستره قدرتش دور و خارج شود.
«وَ يَكادُ البَرْقُ يَخْطَفُ ابْصارَهُمْ» نزديك باشد كه (تابش) برق چشمانشان را نابينا سازد. زيرا اگر در محيطى تاريك باشد و به تاريكى عادت كند هر گاه تابش تند نورى قوى بر آن بتابد در خطر كورى قرار مىگيرد.
«كُلَّما اضاءَلَهُمْ مَشَوْا فيه» هر گاه كه (برق) بردمد (و آنان روشنى ببينند) چند گامى برمىدارند. اين مسافر راه گم كرده وقتى روشنى برق را مىبيند خوشحال مىشود و شروع به حركت مىكند و به جلو مىرود تا شايد راه خويش را بيابد؛ ولى اين نور موقّتى و ناپايدار است و زود از بين مىرود.
«وَ اذا اظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا» و چون (آن روشنى برق) خاموش شود (حيرتزده) از رفتن باز ايستند و مسافر به ناچار متوقّف مىشود و دوباره حيران و نااميد سر جاى خود ميخكوب مىشود.
«وَلَوْ شاءَ اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ ابْصارِهِمْ» اگر خدا مىخواست گوشهايشان را (به بانگ رعد) كر و چشمانشان را (به تابش برق) كور مىساخت.
منافق نيز همچون اين مسافر گمشده است. با اظهار ايمان از پرتو روشنى «ايمان» بهرهمند مىشود؛ امّا چون ايمانش ظاهرى است بهره او نيز اندك است بدين سبب دير يا زود رسوا مىشود و ديگر بار در تاريكى و ظلمت ايمان ريايى خود و كفر و نفاق خويش فرو مىرود.