مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧ - شرح و تفسير آيه
نيز نوعى سنگينى بر ديگرى وارد و تحميل مىكند و در حقيقت شخص منّتپذير با اين عمل او احساس سنگينى مىكند.
از سوى ديگر، هرگاه شخصى نعمتى را به ديگرى ببخشد به آن «منّت» گويند كه خود به دو دسته تقسيم مىشود:
اوّل- منّتِ عملى كه شخص عملًا نعمتى را به ديگرى ببخشد. اين نوع منّت پسنديده و ستايش شده است.
دوّم- منّت ادّعايى و زبانى كه شخص تنها سخن از دادن نعمت به ديگرى مىكند و عملًا دادن نعمت در ميان نيست. در قرآن مجيد اين كلمه و مشتقّاتش بيش از بيست بار به كار برده شده است.
از جمله، در آيه ١٧ سوره حجرات مىخوانيم: «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ انْ اسْلَمُوا قُلْلاتَمُنُّوا عَلَىَّ اسْلامَكُمْ بَلِ اللّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ انْ هَداكُمْ لِلْايمانِ ...» [اين عربها] بر تو منّت مىگذارند كه مسلمان شدهاند. بگو به خاطر اسلام آوردنتان بر من منّت نگذاريد [شما منّتى بر اسلام نداريد] بلكه خداوند بر شما منّت دارد كه شما را هدايت كرده است.
در اين جا منّت اوّل، منّت ادعايى و زبانى است؛ زيرا عربها نعمتى بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نرسانده بودند؛ زيرا مثلًا اگر بيمارى نزد پزشكى برود و پزشك نسخهاى براى درمان به او بدهد و او با عمل بدان، تندرست شود، آيا بيمار منّتى بر پزشك دارد؟
منّت دوّم در آيه شريفه بالا كه از سوى خداوند است، منّت عملى است؛ زيرا خداوند نعمت اسلام آوردن را به آنان داده است.
بنابراين، منّت از ناحيه خداوند، به معناى بخشش و منّت عملى است؛ ولى منّت از سوى انسانها، مىتواند به هر دو معناى ياد شده باشد. و امّا منّت مورد نظر در آيه شريفه بالا، منّت ادعايى و زبانى است.