مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠ - شرح و تفسير
شده است، خداوند دو نفر را در نظر گرفته است؛ نفر اوّل- كه مثال مشرك است- داراى پنج ويژگى است كه بدان اشاره مىشود:
١- «احَدُهُما ابْكَمُ»؛ اوّلين ويژگى اين انسان اين است كه «ابكم: گنگ» است.
عرب براى انسان «لال و گنگ» دو واژه دارد، نخست «اخْرَص» و ديگرى «ابْكَم».
اخرص به گنگى اطلاق مىشود كه در بدو تولّد لال نبوده است، بلكه در طول زندگى بخاطر حادثهاى قدرت سخنگفتن را از دست داده است؛ ولى به كسانى كه از بدوِ تولّد از اين نعمت بزرگ الهى محروم بودهاند، «ابكم» مىگويند.
برخى از اهل لغت نيز علاوه بر مطلب مذكور گفتهاند: «ابكم به انسان گنگ مادرزادى گفته مىشود كه گنگى او سرچشمهاش ضعف قواى عقلانى و عقبماندگى ذهنى او باشد». بنابراين، «ابكم» كسى است كه مغز ناتوانى دارد و بر اثر آن گنگ و لال به دنيا آمده است، كه قرآن شخص مشرك را گنگ مادرزاد مىشناساند.
٢- «لا يَقْدِرُ عَلى شَىْءٍ»؛ دومين ويژگى اين انسان، اين است كه توانايى بر هيچ چيز ندارد؛ هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى ضعيف و ناتوان است.
٣- «وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْليهُ»؛ ويژگى ديگر چنين انسانى، عدم استقلال و سربار بودن اوست؛ يعنى اين برده سربار مولايش است. معمولًا، بردهداران بردگان خود را براى حل مشكلات خود نگهدارى مىكنند؛ ولى برده مورد مثال نه تنها كار توليدى و خدماتى انجام نمىدهد، بلكه تنها مصرفكننده و سربار مولاى خويش است.
٤- از عبارت بالا درمىيابيم كه چنين شخصى برده است و انسان آزاد نيست.
به عبارتى، او تعلّق به ديگرى دارد و از خود هيچگونه اختيارى ندارد.
٥- «ايْنما يُوَجِّهْهُ لَايأتِ بِخَيْرٍ»؛ آخرين ويژگى او، اين است كه در پى هر كارى برود شكست خورده و ناكام برمىگردد.