مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١ - شرح و تفسير
بنابراين، شخص مشرك به فردى مىماند كه:
١- برده است و فاقد اختيار؛
٢- گنگ و لال است آنهم گنگ مادرزاد؛
٣- قدرت بر انجام هيچ كارى ندارد؛
٤- سربار مولاى خويش است؛
٥- در همه كارهاى خود شكست خورده و ناكام است.
هَلْ يَسْتَوى هُوَ وَ مَنْ ...: آيا چنان انسانى با ويژگىهاى پنجگانهاى كه ذكر شد، با انسانى كه شرح صفات او خواهد آمد، مساوى است؟
انسان ديگر (مؤمن) كه به توصيف آن خواهيم پرداخت داراى دو ويژگى ممتاز و بارز است:
١- «يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ»؛ نخستين ويژگى انسان دوم اين است كه همواره به عدالت و قِسط امر مىكند؛ اين انسان نه تنها خود عادل است و به عدالت عمل مىكند، بلكه ديگران و جامعه را نيز به عدالت فرامىخواند؛ يعنى شخصيّتى است داراى مديريّت و فرماندهى. بدين جهت، مردم را با امر و نهى به عدالت دعوت مىكند.
٢- «وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»؛ اين انسان علاوه بر آن كه عادل است و ديگران را نيز بدين كيش مىخواند، بر جادّه مستقيم و صاف قدم مىگذارد.
عدّهاى خواهان تحقّق عدالت در جامعه هستند؛ امّا چون از راه صحيح و راست وارد نمىشوند، تئورى عدالتخواهانه آنها سر از ظلم و بيداد درمىآورد.
شايد بتوان در ميان كمونيستها چنين افرادى را يافت كه واقعاً خواهان اجراى عدالت باشند؛ ليكن چون راه كج و ناصحيحى را براى تحقّق اين امر انتخاب كردهاند، پس از هفتاد سال تبليغِ كمونيست، سر از ظلمها و جنايات زياد و بىسابقهاى درآوردند.
بنابراين، مثل مؤمن، مَثَل انسان عادل و عدالتخواه است كه بر راه راست مى