مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧ - شرح و تفسير
گرديده، از درگاه خداوند رانده شد. پس بنابر آيه فوق، عامل سقوط بلعم باعورا دو چيز است: ١- دنيا پرستى و تمايل به فرعون؛ ٢- هواپرستى و پيروى از شيطان.
«فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ انْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ اوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ» مثل بلعم باعورا، مثل سگ هار است. سگهاى معمولى در خدمت انسان هستند و منافع معقول و قابل توجهّى دارند؛ به همين جهت، از نظر فقه اسلامى خريد و فروش چنين سگهايى مجاز شمرده شده است؛ ولى سگهاى هار (سگهاى مبتلا به بيمارى هارى)- كه بعضى از انسانها نيز بدان مبتلا هستند- از نظر فقه اسلامى بىارزش شناخته شده است؛ زيرا قبل از اين بيمارى، كار او مراقبت بود و اكنون مزاحمت. از ويژگىهاى سگهاى هار اين است كه: معمولًا دهانشان باز است و زبانشان هميشه در حركت است؛ اين حالت به سبب حرارت زياد است كه بر اثر بيمارى در درون بدن آنها به وجود مىآيد و حركت زبان به حكم بادبزنى است كه مقدارى او را خنك مىكند.
سگ هار هميشه تشنه است و هيچ گاه سيراب نمىشود و در هر صورت- چه به او كمك كنند، چه رهايش سازند- به فرد مقابل حمله مىكند.
قرآن مجيد در اين مثال زيبا، عالم منحرف را به سگ هار تشبيه كرده است؛ يعنى انسان اين چنينى نه تنها فاقد ارزش است، بلكه بسيار خطرناك است و هوا و هوس و دنياپرستى چشم او را كور كرده است؛ به گونهاى كه نه دوست را مىشناسد و نه دشمن را.
«ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ القَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» [١] اين مثال جمعيّتى است كه آيات الهى ما را تكذيب كردند؛ اى پيامبر! اين داستانها را براى عموم مردم- مخصوصاً يهود و نصارا- بخوان تا عبرت بگيرند و انديشه كنند، كه اگر آنها هم آيات الهى را تكذيب كنند، سرنوشتى چون داستان بعلم باعورا خواهند داشت.
[١]- اين قسمت از آيه نيز بر امّتهاى پيشين دلالت دارد؛ نه بر عصر زمان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله؛ بنابراين، جمله مذكور دلالت مىكند كه منظور از دانشمند در آيه فوق «بلعم باعورا» است.