مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٦ - شرح و تفسير
گوى سبقت را گرفت! بسا آن شخصى كه كار بسيار زشتى را به سبكى تازه انجام مىداد و مرتّب بر شيطان لعن مىفرستاد. شيطان بر او ظاهر شد و گفت: لعنت بر خودت باد! من با تمام شيطنتم اين كار را نمىدانستم و از تو آموختم!
بنابراين، معناى آيه با توجّه به توضيحات فوق اين چنين مىشود كه: بلعم باعورا از آيات الهى تهى و خالى شد؛ يعنى على رغم اين بود كه در ابتدا، آيات و علوم الهى چنان بر او احاطه داشت كه چون پوستى در تن او شده بود؛ امّا ناگهان از آنها منسلخ و تهى شده، در پى شيطان رفت يا شيطان در پى او، در نتيجه، عاقبت او به شر ختم شد و در صف گمراهان و شقاوتمندان قرار گرفت.
«وَلَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ اخْلَدَ الَى الْارْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ» يعنى اگر مىخواستيم كه او به اجبار در راه حق بماند، اين كار را انجام مىداديم؛ ولى اين چنين نكرديم تا ببينيم او، خود با اختيارش چه مىكند؛ زيرا دين اسلام، دين اختيار است نه اجبار «انّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ امّا شاكِراً وَ امّا كَفُوراً» ما راه را به او نشان داديم؛ خواه شاكر باشد، خواه ناسپاس! [١] خداوند عالم مىتوانست نماز، روزه، حج، زكات و ساير واجبات الهى را غريزى انسان قرار دهد؛ يعنى همان گونه كه انسان آب و غذا مىخورد، اين گونه عبادات را غريزتاً بجا آورد؛ ولى اين چنين نكرد، بلكه انسان را آزاد و مختار آفريد تا بشر هدايت، تكامل، پيشرفت، آزمايش، ثواب، عقاب و ... داشته باشد و اينها بىمعنا نباشد.
در نتيجه، آيه مىفرمايد: ما بلعم باعورا را به خود واگذارديم؛ ولى اين عالم منحرف بنى اسراييلى- كه روزى مُبلّغ نيرومند حضرت موسى عليه السلام بود- بر اثر دنياپرستى، وعدههاى فرعون و حسادتى كه نسبت به مقام موسى عليه السلام داشت، به جاى آن كه پيروى از موسى و خداى خويش كند، تابع هوى و هوس خويش
[١]- سوره انسان، آيه ٣.