دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٤٩
| باباشاه اصفهانى جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٢٤٩ |
باباشاهِ اِصْفَهانى، فرزند سلطان على، خوشنويس نامدار و شاعر (زنده
در ١٠١٠ق/١٦٠١م). خانوادة او در اصل از مردم كهپاية (قهپاية) اصفهان و خود او
زاده و پرورش يافتة شهر اصفهان بود (اوحدي، ٢١٥).
باباشاه را برخى از تذكرهنويسان شاگرد سيداحمد مشهدي مىدانند (عالى، ٥٠). از
متأخران، ميرزاي سنگلاخ به روش هميشگى خود به او لقب «رئيسالرؤسا» داده،
و داستانى دربارة او ساخته و پرداخته، و وي را شاگرد ميرعلى هروي معرفى
كرده است (١/١٨٧- ١٨٨). وي مىنويسد: باباشاه در ٨ سالگى به خدمت ميرعلى
هروي رسيد و به مدت ٨ سال از او تعليم خط گرفت (١/١٨٨-١٨٩)؛ در حالى كه در
هيچ مأخذي نشانهاي از سفر باباشاه ٨ ساله از اصفهان به مشهد و هرات كه
ميرعلى بين سالهاي ٩١١ تا ٩٣٥ق در آنجا مىزيست، يا به بخارا كه از آن پس
تا مرگ (٩٥١ق) در آن به سر برد (بيانى، احوال...، ٢/٤٩٣- ٤٩٥، ٥٠٠)، ديده
نشده است. از سوي ديگر گزارشى نيز از سفر ميرعلى به اصفهان در دست نيست.
در مورد استادي سيداحمد مشهدي بر او نيز جاي سخن است؛ زيرا چنانكه گذشت،
گزارشى از سفر باباشاه به خراسان در دست نيست و نيز سندي از سفر سيداحمد به
اصفهان وجود ندارد (نك: ه د، احمد مشهدي). مشكل شناخت استاد باباشاه در
خوشنويسى را خود او در رسأله مشهورش «آداب المشق» (ه م) حل مىكند. او در
مقدمة اين رساله سلطان على مشهدي (د ٩٢٦ق) را استاد غيرمستقيم خود معرفى
كرده است (ص ٥٨ -٥٩)؛ از اينرو، باباشاه را مىتوان خوشنويسى دانست كه
داراي استادي مستقيم و معين نيست، بلكه با پيروي از سلطان على مشهدي و
ديگر استادان پيش از خود و با ممارست و مشق بسيار به استادي رسيد. در اين
ميان، استعداد شخصى او را نبايد ناديده گرفت. قطبالدين يزدي صاحب رسالة
قطبيه كه بابا شاه را در ٩٩٥ق در اصفهان ديده، دربارة او مىنويسد:
«خوشنويسى او مادرزاد، و حسن خطش خدادادي است و خط او از ديگر خوشنويسان
اصفهان برتر است» (نك: عالى، همانجا؛ حبيب، ١٨٩، ٢١٦؛ ايرانى، ١٤٠- ١٤١).
نويسندگان و شعراي همزمان و پس از او در اينكه تا ظهور اين هنرمند هيچ يك
از نستعليق نويسان به پاي باباشاه نرسيدهاند، اتفاق نظر دارند. اوحدي
بليانى (٩٧٣- ح ١٠٥٠ق) او را «خوشنويسى بىبديل و كاتبى بىعديل» مىنامد
(همانجا). تقىالدين كاشى (٩٧٥- ١٠١٦ق) به نقل از معزالدين محمد خوشنويس
دربارة او مىنويسد: «كتابت مشاراليه در پختگى وشيرينى اگر از كتابت
خوشنويسان و استادان بهتر نيست، كمتر نيز نيست»، و به گفتة همو «قلمرو
نستعليق او را مسخر است» (ص ٣٩٥). دستنوشتههاي باباشاه خريداران و
هواخواهان بسيار داشت و ارزش هر ٠٠٠ ،١بيت كتابت او ٣ تومان صفوي برابر با
١٠٠ روپية هندي بود. نسخههاي نوشتة او را در زمان زندگى و پس از مرگش به
سراسر ايران بردند و به بهاي گزاف خريد و فروش شد. اين آثار نفيس، كوتاه
مدتى پس از او در شمار آثار ناياب درآمد (رازي، ٢/٤٣٠؛ اسكندربيك، ١/١٧١).
باباشاه بيشتر به نوشتن كتاب و رساله مىپرداخت و از قطعهنويسى دوري
مىجست. آثارش بيشتر به قلم كتابت و يكدست و روان نوشته شده است (عالى،
همانجا؛ بيانى، كارنامه...، ١٦٨).
باباشاه شعر نيز مىسرود و «حالى» تخلص مىكرد. در تذكرههاي شعر عصر صفوي
نمونههايى از سرودههاي او نقل شده است. تقىالدين كاشانى مىنويسد: «طبعش
در شاعري نيز بد نيست و در سلك شعراي كرام انتظام دارد» (همانجا).
تمامى كسانى كه دربارة زندگانى باباشاه آگاهيهايى دادهاند، با ستايش از او
ياد مىكنند و او را شاعر و خوشنويسى «به غايت خوش فهم، خوشمنش، عالىفطرت
و صوفى طبيعت» وصف كردهاند. در همان حال، او را انزواطلب و الفتگريز
دانسته، و نوشتهاند كه جز با فقرا و اهل الله سخن نمىگفت (اوحدي، ٢١٥؛
واله، ذيل باباشاه). نويسندة ديگري از هم عصران او برآن است كه باباشاه
به چنان اخلاق پسنديده و رفتار عارفانهاي آراسته است كه قلم در شرح آن
ناتوان است. برخى او را «اهلنقطه» (از نقطويه)،و جمعى صوفىو درويش مسلك
دانستهاند
برگى از سلسلة الذهب جامى، به قلم بابا شاه اصفهانى (٩٧٧ق)
كتابخانة كاخ گلستان
(تقىالدين كاشى، همانجا). قاضى احمد قمى او را از «خوش نويسان مقرر» مىداند
كه مدتى نيز در بغداد به كتابت اشتغال داشته است (ص ١١٩). اسكندربيك در
گزارشى آورده است كه باباشاه اوقات خود را به كتابت مىگذراند و از اين
راه تأمين معاش مىكرد (همانجا).
همچنان كه از زندگى اين خوشنويس نامدار آگاهى چندانى نداريم، دربارة زمان
و مكان مرگش نيز آگاهى دقيقى در دست نيست. آثار شناخته شدة او بين سالهاي
٩٧٤تا ٩٨٦ق كتابت شده است. بنابراين، تا تاريخ پديد آمدن آخرين اثر در
زنده بودن او جاي دودلى نيست؛ اما دركمال شگفتى ميرزاي سنگلاخ مىنويسد
كه در ٩٢٥ق در مشهد درگذشت (١/١٩٢). قاضى احمد مرگ او را در ٩٩٦ق در بغداد
(همانجا)، ميرزاحبيب (ص ١٨٩) و ايرانى (ص ١٤١) سال ١٠١٢ق در مشهد و يا بغداد
نوشتهاند. بيانى قول قاضى احمد را برگزيده، و آن را امري «مسلم» مىداند (
احوال، ١/٨٧). اما گزارش تذكرهنويس همزمان او اوحدي بليانى كه از مصاحبت
او مكرر بهرهمند شده است، نشان از جوانى او در ١٠٠٠ق دارد. تنها نشانهاي
كه پس از آن بر زنده بودن وي حكايت دارد، نوشتة صاحب هفت اقليم در ١٠١٠ق
است كه مىنويسد: «باباشاه... نسخ تعليق را درغايت عذوبت تحرير مىنمايد»
(رازي، همانجا).
آثار:
الف - قطعات: ٣ قطعه به قلم نستعليق ٣ دانگ عالى و خوش، با رقمهاي «كتبه
العبد باباشاه» و «فقيرحالى» در ٣ مرقع موجود در كتابخانة دانشگاه استانبول و
توپكاپى سرايى استانبول (بيانى، همان، ١/٩٠).
ب - نسخهها:
١. تذكرةالشعرا ي دولتشاه سمرقندي، وزيري(١٥ئ٢٤سانتىمتر)، ٢٠٢ ورق، به قلم
نستعليق عالى، به تاريخ ٩٧٤ق، باجلد روغنى زيبا، در كتابخانة ملى پاريس
(بلوشه، .(II/٣١٢
٢. منتخب ديوان غزليات اميرخسرو، ٢٠٣ ورق، جدول زرين، به قلم نستعليق
خوش، با رقم باباشاه اصفهانى، به تاريخ ٩٧٤ق، با جلد زركوب، از مجموعة
اردبيل، وقفى شاهعباس، در كتابخانة شچدرين سنپترزبورگ (دورن، ٣٥٤ ؛
دانشپژوه، ٨/١٣٧).
٣. سلسلة الذهب جامى، وزيري (٥/١٥ئ٥/٢٤سانتىمتر)، ٤٩٨ صفحه، هر صفحه ١٤سطر،
به قلم نستعليق كتابت خفى ممتاز، با رقم «به سعى فقير باباشاه
اصفهانى...»، به تاريخ رمضان ٩٧٧. اين نسخة نفيس افزونبر ٢سرلوح مذهب و
ديگر آرايههاي كتابسازي، داراي ١٤ مجلس نگارگري شدة ممتاز و جلد روغنى و
سوخت بسيار زيباست. اين نسخه در كتابخانة كاخ گلستان تهران به شمارة ٦٧١
نگاهداري مىشود (بيانى، فهرست ...، ٣٢٠-٣٢١؛ آتاباي، فهرست ديوانها...،
١/٢٢٣-٢٢٤).
٤. ترجمة منظوم چهل كلمه، وزيري ( ١٤ئ٢٤سانتىمتر )، ١٦صفحه، هر صفحه ٣ سطر،
متن به قلم نستعليق نيمدودانگ عالى كتابت خفى، به زر و لاجورد و ٦ سطر
ترجمه به فارسى با مركب، با رقم «العبدالمذنب باباشاه اصفهانى»، به تاريخ
رمضان ٩٧٨، نسخه با سرلوح مذهب، بينسطور طلااندازي و صفحههاي تزيين شده
به گل و برگ آراسته است و جلد ميشن قهوهاي ساده دارد. اين نسخة نفيس در
١١٠٥ق وارد كتابخانة شاه سلطانحسين صفوي شده است و اينك در كتابخانة كاخ
گلستان تهران به شمارة ١٨٩٦ نگاهداري مىشود (بيانى، فهرست، ٣٣٤؛ آتاباي،
فهرست كتب دينى...، ٢٩٣-٢٩٤).
٥. نصاب الصبيان ابونصر فراهى، نيم ربعى (٩ئ١٧ سانتىمتر)، ٣٠ برگ، هرصفحه
١٠ سطر، كاغذ سپاهانى نخودي، بهقلم نستعليق خوش، به تاريخ ذيقعدة ٩٧٩، با
سرلوح زرين و صفحههاي آراسته با طرحهاي ظريف اسليمى وختايى، جلد تيماج
سرخ ضربى، در موزة هنرهاي تزيينى ( نشريه... ، ٣/١٣١).
٦. نصايح الملوك، وزيري كوچك (٩/١٤ئ٢١ سانتىمتر)، ٤٦ صفحه، هر صفحه ١٠سطر،
به قلم نستعليق نيم دودانگ كتابت عالى، بارقم «فقير باباشاه اصفهانى»،
به تاريخ ٩٨٠ق، بر پيشانى صفحة نخست يك سرلوح مذهب مرصع، حاشية همگى
صفحات تشعير شده، بينسطور طلااندازي و آراسته به گلهاي ريز، جلد روغنى
بوممشكى با طرح تشعير، اندرون ميشن مشكى، به شمارة ٢٢٢٧م در كتابخانة كاخ
گلستان (بيانى، احوال، ١/٩١؛ آتاباي، فهرست كتب ادبى...، ٧٥٧- ٧٥٨).
٧. تحفة الابرار جامى، ٨٩ ورق، متن و حاشيه شدة رنگين، هر صفحه ١٠ سطر بر
متن زرافشان، به قلم نستعليق خفى عالى، با رقم «سوّدَهُ باباشاه
اصفهانى»، به تاريخ ذيحجة ٩٨٢، داراي يك سرلوح مذهب، جلد روغنى زمينه
ترياكى بانقش گل و بوته، به شمارة ٣٢ در كتابخانة مجلس شوراي ملى (شورا،
١/١٠؛ بيانى، همانجا).
٨. منظومة خضرخان و دولرانى از اميرخسرو دهلوي، ١٨٩ ورق، با رقم «باباشاهبن
سلطان على اصفهانى»، به تاريخ جمادي الثانى ٩٨٣، در كتابخانة شچدرين سن
پترزبورگ (دورن، ٣٥٥ ؛ دانشپژوه، ١٣٨).
٩. بوستان سعدي، ١٧٦ورق، ورقها متن و حاشيه شده، حاشيهها به رنگهاي
گوناگون و برخى زرافشان، با جدولهاي زرين و رنگين، به قلم نستعليق عالى،
با رقم «باباشاه بن سلطان على» به تاريخ ٩٨٦ق، در همان كتابخانه (دورن،
٣٤٥ ؛ دانشپژوه، ١٣٥).
١٠. بوستان سعدي، ١٧٣ورق، به قلم نستعليق ممتاز، با رقم «باباشاهبن سلطان
على اصفهانى»، به تاريخ شوال ٩٨٦. اين نسخه از ديدگاه زيبايى خط و جلد
شاهكاري نفيس به شمار مىآيد. بر پشت ورق نخست نسخه، اثر مهرهاي صاحبان
آن پيش از ١٠٥٥ تا ١٠٧٠ق ديده مىشود. واپسين آنها اثر مهراورنگ زيب
امپراتور مشهور مغول هند است، در همان كتابخانه (دورن، ٣٤٧ ؛ دانش پژوه،
همانجا).
١١. منتخب اشعار جامى، به قلم نستعليق نيم دودانگ عالى، با رقم «العبد
المذنب باباشاه اصفهانى»، در مجموعة مهدي بيانى (بيانى، همانجا).
ج آثار منسوب: افزون بر آنچه گذشت، شماري آثار بدون رقم و منسوب به او
نيز وجود دارد؛ از جملة اين نسخهها در كتابخانة كاخ گلستان تهران: منتخبى از
حديقة الحقيقة سنايى، دو نسخة اسكندرنامة نظامى، يك نسخه خمسة اميرخسرو دهلوي،
يك نسخه سبحة الاحرار جامى، سرانجام مجموعهاي شامل خمسة نظامى در متن
نسخه و خمسة اميرخسرو در حاشية آن، با رقم افزوده و ناقص در آخر كتاب و
تاريخ ٩٩٤ق (بيانى، فهرست، ٣٩، ٨٧ -٩٠، ٢٠٠-٢٠٢، ٣١٩، ٤٩٩-٥٠٠).
مآخذ: آتاباي، بدري، فهرست ديوانهاي خطى كتابخانة سلطنتى، تهران، ١٣٥٥ش؛
همو، فهرست كتب ادبى عرفانى كاخ گلستان، تهران، كاخ گلستان؛ همو، فهرست
كتب دينى و مذهبى خطى كتابخانة سلطنتى، تهران، ١٣٥٢ش؛ اسكندر بيك منشى،
عالم آراي عباسى، تهران، ١٣٣٤ش؛ اوحدي بليانى، محمد، عرفات العاشقين، نسخة
عكسى موجود در كتابخانة مركز؛ ايرانى، عبدالمحمد، پيدايش خط و خطاطان، قاهره،
١٣٤٥ق؛ بابا شاه اصفهانى، «آداب المشق» اورينتل كالج ميگزين، لاهور،
١٩٠٥م، ج ٢٦(٣)، شم ١٠١؛ بيانى، مهدي، احوال و آثار خوشنويسان، تهران،
١٣٤٥- ١٣٥٨ش؛ همو، فهرست ناتمام تعدادي از كتب كتابخانة سلطنتى، تهران؛ همو،
كارنامة بزرگان، تهران، ١٣٤٠ش؛ تقىالدين كاشى، محمد، خلاصةالاشعار، نسخة
عكسى موجود در كتابخانة مركز؛ حبيب اصفهانى، خط و خطاطان، قسطنطنيه، ١٣٠٥ق؛
دانشپژوه، محمدتقى، نسخههاي خطى در كتابخانههاي اتحاد جماهير شوروي،
تهران، ١٣٥٨ش؛ رازي، امين احمد، هفت اقليم، تهران، ١٣٤٠ش؛ شورا، خطى؛
عالى، مصطفى، مناقب هنروران، استانبول، ١٩٢٦م؛ قاضى احمد قمى؛ گلستان هنر،
تهران، ١٣٦٦ش؛ ميرزاي سنگلاخ، تذكرة الخطاطين، تبريز، ١٢٩٥ق؛ نشرية كتابخانة
مركزي دانشگاهتهران، بهكوشش محمدتقى دانش پژوه و ايرج افشار، تهران،
١٣٤٢ش؛ واله داغستانى، عليقلى، رياض الشعرا، نسخة عكسى موجود در
كتابخانةمركز؛ نيز:
, E., Catalogue des manuscrits persans, Paris, ١٩١٢; Dorn, R., Catalogue des
manuscrits et xylographes orientaux..., St. Petersburg. ١٨٥٢.
محمد حسن سمسار