دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٦٩
| ايتاخ جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٦٩ |
ايتاخ (د ٥ جماديالا¸خر٢٣٥ق/٢٥ دسامبر ٨٤٩م)، از غلامان ترك و يكى از
اميران و سرداران مشهور دوران خلافت معتصم، واثق و متوكل عباسى. او اصلاً
از تركان خزر بود و در آشپزخانة سلام بن ابرش خدمت مىكرد (ابوعلى مسكويه،
٥٤٢ -٥٤٣؛ قس: ابن خلدون، ٣/٥٨٠: سلام بن ابرص). در اين روزگار بدان سبب
كه رابطه ميان خلفاي عباسى و ايرانيان به دنبال شهادت امام رضا (ع) و
قتل فضل بن سهل تيره شده بود و بزرگان عرب نيز از مأمون دلخوش نبودند،
وي در اواخر خلافتش درصدد استفاده از نيرويى بجز عرب و ايرانى برآمد و براي
ايجاد توازن ميان اين دو عنصر بزرگ، به استخدام تركان در دستگاه خلافت
پرداخت؛ از سوي ديگر معتصم برادر مأمون كه خود از مادري تركنژاد زاده شده
بود، به خريد غلامان ترك پرداخت و از آن جمله در ١٩٩ق ايتاخ را از سلام
بن ابرش خريد. او كه به هيچيك از ايرانيان و عربها اعتماد نداشت، در سطحى
وسيع به استخدام تركان پرداخت؛ چون به خلافت رسيد (٢١٨ق/٨٣٣م)، در اندك
زمانى ٤ هزار غلام ترك خريد و لباسهاي يكسان به آنان پوشانيد (مسعودي،
مروج...، ٣/٤٦٥). در اين ميان ايتاخ به سبب دليري و كاردانى موردتوجه قرار
گرفت (ابوعلى مسكويه، ٥٤٢؛ ابن كثير، ١٠/٣١٢) و كارش بالا گرفت.
نخستين منصب مهم ايتاخ فرماندهى نيروهاي خليفه براي ياري رساندنبهافشين
در برابربابكبود( العيون...، ٣/٣٨٩-٣٩٠؛ابنجوزي، ١١/٧٣)؛ سپس در نبرد مهم
عمّوريه ميان معتصم و تئوفيل امپراتور روم، فرماندهى لشكريان مغربى و ترك
را برعهده داشت( العيون، ٣/٣٩٣- ٣٩٤؛ عمرانى، ٦٩؛ ابن اثير، ٦/٤٧٩-٤٨١، ٤٨٧؛
ابن تغري بردي، ٢/٢٣٢). پس از پايان اين جنگ، ايتاخ يكى از مهمترين
كسانى بود كه به سركوب عدهاي از سپاهيان عرب و ايرانى كه مىخواستند برضد
معتصم بشورند، پرداخت (ابوعلى مسكويه، ٤٩٥-٥٠١). همچنين در ٢٢٤ق/٨٣٩م معتصم
او را براي سركوب شورش كردان موصل بدان ديار فرستاد (ابن اثير، ٦/٥٠٦ -٥٠٧؛
ابن خلدون، ٣/٥٦٨). ايتاخ پس از اين خدمات در ٢٢٥ق/٨٤٠م به امارت يمن
منصوب شد (طبري، ٩/١٠٣؛ ابن اثير، ٦/٥١٦) و همچنان يكى از ياران با وفاي
معتصم بود. با آنكه اين خليفه در اواخر عمر از بى حاصلى كار خود در بر كشيدن
او و ديگر تركان پشيمان گرديد (طبري، ٩/١٢٢؛ ابن اثير، ٦/٥٢٦ -٥٢٧)، با
اينهمه، چون واثق، جانشين معتصم، بيش از پيش بر تركان متكى بود، ايتاخ
قدرت بيشتري يافت و به امارت خراسان، سند و نواحى دجله منصوب شد (يعقوبى،
٢/٤٧٩) و نيز حاجب خليفه گرديد (مسعودي، التنبيه...، ٣٦١). افزون بر اين،
ايتاخ در روزگار خلافت معتصم و واثق عملاً نقش جلاد خليفه را برعهده داشت و
آمادة كينهكشى و انتقامگيري از مخالفان خلفا بود (ابن جوزي، ١١/٢٠٨؛ ابن
خلدون، همانجا). هم از اين روست كه برخى از مورخان او را «شمشير انتقام
خلفا» خواندهاند (صفدي، ٩/٤٨١).
پس از مرگ واثق (٢٣٢ق/٨٤٧م)، متوكل با حمايت و پشتيبانى عدهاي از
سرداران ترك از جمله ايتاخ، به خلافت رسيد. از اينرو بسياري از امور سياسى
و نظامى دستگاه خلافت را به تركان داد و ايتاخ نيز فرماندهى سپاهيان ترك و
مغربى و رياست بريد و نيز حجابت خليفه و ادارة امور دارالخلافه (طبري، ٩/١٥٤،
١٦٧) و چندي بعد امارت مصر، كوفه، حجاز، تهامه، مكه و مدينه را نيز به چنگ
آورد (ابن تغري بردي، ٢/٢٧٥). اما متوكل به زودي استبداد تركان را دريافت و
احساس كرد كه مىخواهند بر او سيطره يابند؛ از اينرو، بر آن شد تا دست آنان
را از مداخله در امور كوتاه كند؛ پس قصد كشتن ايتاخ كرد و چون از نفوذ او بر
سپاهيان ترك بيمناك بود، در ٢٣٤ق/٨٤٨م او را به بهانة امارت حج (بسوي،
١/٢١٠؛ طبري، ٩/١٦٦-١٦٧؛ ابن جوزي، ١١/٢٠٩)، از سامرا دور كرد و به فرمان او
پس از حج، اسحاق بن ابراهيم، والى بغداد ايتاخ و پسران و دبيرش را گرفت و
به زندان انداخت. بنابر روايت مشهور او را به زنجير كشيدند و آب را از او باز
داشتند تا از تشنگى جان سپرد (نك: ابوعلى مسكويه، ٥٤٣ - ٥٤٥؛ ابن جوزي،
١١/٢٢١-٢٢٢؛ ذهبى، ١٠٦-١٠٧) و متوكل بيش از يك ميليون دينار از اموال او را
مصادره كرد (صفدي، ٩/٤٨٢).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن جوزي، عبدالرحمان،
المنتظم، بهكوشش محمد عبدالقادر عطا و ديگران، بيروت، ١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ ابن
خلدون، العبر؛ ابن كثير، البداية، بيروت، ١٩٧٤م؛ ابوعلى مسكويه، احمد،
«تجارب الامم»، همراه ج ٣ العيون و الحدائق (هم)؛ بسوي، يعقوب، المعرفة و
التاريخ، بهكوشش اكرم ضياء عمري، بغداد، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ ذهبى، محمد، تاريخ
الاسلام، حوادث ٢٣١- ٢٤٠ق، به كوشش عمر عبدالسلام تدمري، بيروت،
١٤١١ق/١٩٩١م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، بهكوشش فان اس، بيروت،
١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ طبري، تاريخ؛ عمرانى، محمد، الانباء، بهكوشش تقى بينش، مشهد،
١٣٦٣ش؛ العيون و الحدائق، بهكوشش دخويه، ليدن، ١٨٧١م؛ مسعودي، على،
التنبيه و الاشراف، بهكوشش دخويه، ليدن، ١٨٩٣م؛ همو، مروج الذهب، بيروت،
١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ يعقوبى، احمد، تاريخ، بيروت، ١٩٦٠م. احمدرضا خضري