دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٢٨
| اوش جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٢٨ |
اوش١، شهر و مركز استانى به همين نام در جمهوري قرقيزستان. اين شهر
در محلى كه رود آق بورا از دامنة كوه آلاي وارد دشت فرغانه مىشود، در
ارتفاع ٨٧٠ تا ١٠٠ ،١متري از سطح دريا واقع است. شهر داراي ايستگاه راهآهن
است و بر تقاطع راههاي اصلى قرار دارد XIX/٥٢) , ٣ BSE). جمعيت اوش در
١٩٨٥م/١٣٦٤ش، ١٩٩ هزار نفر بوده است («فرهنگ...٢»، .(٩٥٤
برخى اوش را كه يكى از شهرهاي قديمى آسياي مركزي است ، آخرين نقطة
فتوحات اسكندر دانستهاند (وامبري، ٤٧٩). زادنپروفسكى١ در ١٩٦١م در منطقة
آيريماخ تائو٢ (٨ كيلومتري اوش) تصاويري از اسب بر روي سنگ كشف كرد كه
تاريخ آن را نيمة دوم هزارة نخست پيش از ميلاد دانسته است (نك: فرامكين،
٧٧). در سالهاي ١٩٥٤ و ١٩٥٥م هيأتى از موزة منطقهاي اوش به كشف ٩٠٠ گور
دست نخورده با وسايل درون آنها توفيق يافت كه آن را متعلق به سدههاي ٢
تا ٤م دانستهاند (همو، ٧٢). در ١٣٠٢ق/١٨٨٥م در نزديكى اوش كتيبهاي به
زبان عربى متعلق به ٣٢٩ق/٩٤١م كشف شد (بارتولد، .(III/٥٣٣
مؤلفان نخستين سدههاي اسلامى از اوش به عنوان شهري بزرگ و آباد ياد
كرده، آن را از شهرهاي منطقة فرغانه ناميدهاند (ياقوت، ١/٤٠٤). ابن خردادبه
ضمن اشاره به فرغانه نوشته است كه انوشيروان در آن بناهايى پديد آورد و
اقوامى را بدانجا انتقال داد (ص ٣٠). اصطخري ضمن شرح منطقة فرغانه از
شهرهاي بزرگ آن با نامهاي اخسيكت، قُبا و اوش ياد كرده است. وي اوش را
بزرگتر از اخسيكت و قبادانسته، و چنين آورده است: «اوش چند قبا باشد.
شارستان و قهندز آبادان دارد. سراي امارت و زندان در قهندز است. شارستان
ربض دارد، و ربض ديوار دارد و ديوار به كوه پيوسته است كى ديدبان بر آن
كوه باشد، كى لشكر تركستان را نگاه دارد و اوش ٣ دروازه دارد: دروازة كوه،
دروازة آب و دروازة مغكده» (ص ٢٦٥-٢٦٦). ابن حوقل ضمن تكرار نوشتة اصطخري،
از استواري دروازهها ياد كرده، و مىنويسد: در ناحية اوش شهر ديگري به نام
مدواهست (٢/٥١٣، ٥١٤). مؤلف برهان قاطع اوش را ميان سمرقند و چين آورده
است (١/١٨٦).
اوش در قرن ٤ق/١٠م سومين شهر فرغانه از نظر وسعت به شمار مىآمد و منبع
آبياري آن رود اوش يا آق بورا بوده است (بارتولد، .(III/٢١٣ مسجد جامع اوش
در ميان بازار قرار داشت (همو، ؛ I/٢١٢ لسترنج، .(٤٧٨ به اوش در روزگار بابر
تخت سليمان نيز گفتهاند (بارتولد، و زيارتگاه بوده است ( لغتنامه... ).
نقطة زيارتى را تپهاي در ميان شهر اوش دانستهاند كه در ميان خرابههاي يك
ساختمان قديمى كه از سنگهاي چهارگوش ساخته شده، با ستونهايى مزين، قرار
داشت (وامبري، ٤٧٨-٤٧٩).
اوش در ١٢٩٣ق/١٨٧٦م پس از تصرف خان نشين خوقند از سوي سپاهيان روسى، به
امپراتوريروسيه ملحقگرديد XIX/٥٢) , ٣ BSE). در آن هنگام راه بازرگانى با
هندوستان و چين از اوش مىگذشت. بعدها شهر اوش به يكى از مراكز صنعتى
قرقيزستان بدل شد و پس از مركز آن جمهوري، مقام دوم را يافت.
امروزه يك سوم محصولات صنعتى استان اوش در شهر اوش توليد مىشود.
بزرگترين كارخانههاي تهية پارچههاي نخى و ابريشمى آسياي مركزي در اين
شهر قرار دارند. همچنين شهر اوش داراي كارخانة ماشينسازي است (همانجا).
مآخذ: ابن حوقل، محمد، صورةالارض، ليدن، ١٩٣٩م؛ ابن خردادبه، عبيدالله،
المسالك و الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٨٩م؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك
و ممالك، ترجمة كهن فارسى، به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٦٨ش؛ برهان
قاطع، محمدحسين بن خلف تبريزي، به كوشش محمدمعين، تهران، ١٣٥٧ش؛
فرامكين، گرگوار، باستانشناسى در آسياي مركزي، ترجمة صادق ملك شهمير زادي،
تهران، ١٣٧٢ش؛ لغتنامة دهخدا؛ وامبري، آرمينيوس، سياحت درويشى دروغين
درخانات آسياي ميانه، ترجمة فتحعلى خواجه نوريان، تهران، ١٣٦٥ش؛ ياقوت،
بلدان؛ نيز:
, W. W., Sochineniya, Moscow, ١٩٦٥; BSE ٣ ; Le Strange, G., The Lands of the
Eastern Caliphate, Cambridge, ١٩٠٥; Sovetski o entsiklopedicheski o slovar',
Moscow, ١٩٨٧.
عنايتالله رضا