دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٣٤
| ام حبيبه جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٣٤ |
اُمَّ حَبيبه، رمله (د ٤٤ق/٦٦٤م)، دختر ابوسفيان (ه م) و همسر
پيامبر(ص). در برخى منابع نام او هند ذكر شده است (بلاذري، ١/٤٣٨؛ نيز نك:
ابن عبدالبر، ٤/١٨٤٣، ١٩٢٩). تاريخ ولادت وي را ١٧ سال پيش از بعثت (ح
٥٩٣م) ياد كردهاند (ابن حجر، ٤/٣٠٥) و اين تاريخ با رواياتى كه سن او را در
٧ ق، سى و چند ساله دانستهاند، توافق دارد (نك: ابن سعد، ٨/٧٠؛ طبري،
«المنتخب...»، ٦٠٧؛ ابن عساكر، ٨٧).
وي نخست همسر عبيدالله بن جحش اسدي بود (ابن اسحاق، ٢٥٩؛ ابن هشام،
١/٢٣٨) و از وي دختري متولد شد كه حبيبهاش ناميدند و او را كنية ام حبيبه،
از همينجاست (ابن اسحاق، همانجا؛ ابن سعد، ٨/٦٨). وي از نخستين بانوانى بود
كه هنگام مهاجرت مسلمانان به حبشه، همراه همسر خود به آن ديار رفت
(همانجاها؛ طبري، تاريخ، ٣/١٦٥). پس از درگذشت عبيدالله در حبشه، پيامبر(ص)
در ٦ يا ٧ق، عمرو بن امية ضمري را نزد نجاشى فرستاد و به او وكالت داد تا ام
حبيبه را به همسري آن حضرت درآورد و همراه ديگر مسلمانان به مدينه گسيل
كند (ابن اسحاق، همانجا؛ ابن سعد، ٨/٧٠؛ ابن حبيب، ٧٦). نجاشى نيز ام حبيبه
را با ديگر مهاجران يا اندكى زودتر، با هدايايى روانة مدينه كرد (ابن سعد،
همانجا؛ بلاذري، ١/٤٣٩؛ نيز نك: ابن عساكر، ٧٦، ٧٩، ٨٠).
از آنجا كه ابوسفيان در زمرة دشمنان اسلام بود، ابن عباس نزول آية
«عَسَىاللّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذينَ عادَيْتُمْ
مِنْهُمْ مَوَدَّةً» (ممتحنه/ ٦٠/٧) را با ازدواج پيامبر(ص) و ام حبيبه دختر
وي مرتبط دانسته است (نك: ابن سعد، همانجا؛ نيز بيهقى، ٣/٤٥٩).
پس از فتح مكه، ابوسفيان براي تجديد صلح حديبيه به مدينه آمد، اما چون
نزد دخترش ام حبيبه رفت، وي او را مشرك و ناپاك خواند و اجازه نداد بر جاي
رسول خدا بنشيند (ابن هشام، ٤/٣٨، نيز ٣/٣٠٦).
ام حبيبه، پس از كشته شدن عثمان، پيراهن آغشته به خون وي را همراه
نعمان بن بشير نزد برادرش معاويه، به دمشق فرستاد (مسعودي، ٢/٣٥٣).
وي در ٤٤ق در ٧٤ سالگى درگذشت (ابن سعد، ٨/٧١؛ بسوي، ٣/٣١٨؛ بلاذري، ١/٤٤٠).
ام حبيبه، احاديثى از پيامبر(ص) نقل كرده است (نك: احمد بن حنبل، ٦/٣٢٥-
٣٢٨، ٤٢٥- ٤٢٨). برادرانش معاويه و عنبسه، و نيز كسانى چون انس بن مالك،
ابوبكر بن سعيد ثقفى، ابوجراح قرشى و ديگران از او روايت كردهاند (بلاذري،
١/٤٤١؛ ابن عساكر، ٧٠، ٧٦).
روايتى نقل شده كه وي به دمشق نيز سفر كرده است (همانجا). حتى برخى
وفات او را در همانجا دانستهاند و در كنار گورستان باب صغير مزاري نيز به وي
منسوب شده است (نك: همو، ٧٠؛ ابن بطوطه، ٥٩؛ تنوخى، ٤٦٩؛ رضا، ٢٨٤). اما
چنانكه در برخى روايات معتبر آمده، وي در مدينه درگذشت و همانجا نيز مدفون
شد (ابن سعد، همانجا؛ بلاذري، ١/٤٤٠؛ ابن عساكر، همانجا؛ نيز نك: ابن قدامه،
٨٢).
مآخذ: ابناسحاق، محمد، السير و المغازي، بهكوششسهيل زكار،
بيروت،١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛ ابن بطوطه، رحلة، بيروت، ١٣٨٤ق/١٩٦٥م؛ ابن حبيب،
محمد، المحبر، به كوشش ايلزه ليشتن اشتتر، حيدرآباد دكن، ١٣٦١ق/١٩٤٢م؛ ابن
حجر عسقلانى، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛ ابن سعد، محمد، كتاب الطبقات
الكبير، به كوشش بروكلمان، ليدن، ١٣٢١ق؛ ابن عبدالبر، يوسف، الاستيعاب، به
كوشش على محمد بجاوي، قاهره، ١٣٨٠ق/١٩٦٠م؛ ابن عساكر، على، تاريخ مدينة
دمشق، تراجم النساء، به كوشش سكينه شهابى، دمشق، ١٤٠٢ق/١٩٨١م؛ ابن
قدامه، عبدالله، التبيين فى انساب القرشيين، به كوشش محمد نايف دليمى،
بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابن هشام، عبدالملك، السيرة النبوية، بهكوشش مصطفى
سقا و ديگران، قاهره، ١٣٥٥ق/ ١٩٣٦م؛ احمد بن حنبل، مسند، بيروت، دارصادر؛
بسوي، يعقوب، المعرفة و التاريخ، به كوشش اكرم ضياء عمري، بغداد،
١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ بلاذري، احمد، انساب الاشراف، به كوشش محمد حميدالله، قاهره،
١٩٥٩م؛ بيهقى، احمد، دلائل النبوة، به كوشش عبدالمعطى قلعجى، بيروت،
١٩٨٥م؛ تنوخى، عزالدين، «الاهتداء الى قبر معاوية بن ابى سفيان بدمشق»،
مجلة المجمع العلمى العربى، دمشق، ١٣٥٥ق/١٩٣٧م، شم ١٥؛ رضا، احمد، «آراء و
انباء، قبر معاوية...»، مجلة المجمع العلمى العربى، دمشق، ١٣٦٤ق/١٩٤٥م، شم
٢٠؛ طبري، تاريخ؛ همو، «المنتخب من كتاب الذيل المذيل»، همراه ج ١١
تاريخ؛ قرآن كريم؛ مسعودي، على، مروج الذهب، به كوشش يوسف اسعد داغر،
بيروت، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م. غلامرضا جمشيدنژاد