دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٣٢
| بابا جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٢٣٢ |
بابا، لقبى براي برخى از متصوفه كه دستكم از اوايل سدة ٥ق/١١م به
كار مىرفته است. بابا واژهاي است فارسى به معنى پدر و نيا، و به همين
معنى در زبانهاي اردو، تركى و جز آنها نيز به كار رفته است ( اردو لغت،
٢/٥٠٨؛ سامى، ٢٥٧؛ دوزي، ؛ I/٤٧ قس: دورفر، .(II/٢٢٨ كلمة باب نيز كوتاه شدة
باباست (نك: برهان...، ١/٢٠١) و در بعضى از مناطق عالم اسلام براي مشايخ
بزرگ صوفيه مصطلح بوده است (خواجه عبدالله، ٥٨٩؛ ابن كربلايى، ١/٤٨).
بابا افزون بر آنكه لقب بعضى از شيوخ بكتاشيه بوده، يكى از مراتب اين
طريقه نيز به شمار مىرفته است (سامى، همانجا)؛ در طريقت بكتاشيه، ٥ مرتبه
وجود دارد كه سومين آنها، باباست. اگر بابا از نسل پيامبر(ص) باشد، بر روي
كلاه خود شال سبز مىبندد و اگر چنين نباشد، شال سفيد. بابا به تربيت محب و
درويش، يعنى مراتب پايينتر از خود مىپردازد. ورود افراد جديد به اين طريقت
هم با مراسم مفصلى به وسيلة بابا صورت مىگيرد (نك: هاشمپور سبحانى، ٥٢٧
-٥٣١).
لقب بابا در روزگار صفويه نيز در ايران براي بزرگان اهل تصوف متداول بوده
است (نك: نصرآبادي، ١٤٠-١٤١، ٢١١، ٤٢٦). مدفن برخى از بابايان اصفهان كه
بيشتر آنها در سدههاي ٨ و ٩ق مىزيستهاند، هنوز در اصفهان باقى است (همايى،
٥٠٩ -٥١٠).
مآخذ: ابن كربلايى، حافظ حسين، روضات الجنان و جناتالجنان، به كوشش جعفر
سلطان القرايى، تهران، ١٣٤٤ش؛ اردولغت، به كوشش مولوي عبدالحق و ابوليث
صديقى، كراچى، ١٩٧٩م؛ برهان قاطع، محمدحسين بن خلف تبريزي، به كوشش
محمدمعين، تهران، ١٣٥٧ش؛ خواجه عبدالله انصاري، طبقات الصوفيه، به كوشش
محمد سرور مولايى، تهران، ١٣٦٣ش؛ سامى، شمسالدين، قاموس تركى، استانبول،
١٣١٧ق؛ نصرآبادي، محمدطاهر، تذكره، به كوشش وحيد دستگردي، تهران، ١٣١٧ش؛
هاشم پور سبحانى، توفيق و قاسم انصاري، «حاجى بكتاش ولى و طريقت
بكتاشيه»، نشرية دانشكدة ادبيات و علوم انسانى، تبريز، ١٣٥٥ش، س ٢٨، شم ١٢٠؛
همايى، جلالالدين، «بابا ركنالدين شيرازي»، نامة مينوي، به كوشش حبيب
يغمايى و ديگران، تهران، ١٣٥٠ش؛ نيز:
, G., T O rkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, ١٩٦٦;
Dozy, R., Suppl E ment aux dictionnaires arabes, Beirut, ١٩٦٨.
روزبه زرينكوب