دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٩٣
| امير المسلمين جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٩٣ |
اَميرُ الْمُسْلِمين، عنوان فرمانروايان سلسلة مرابطون در شمال افريقا
و اندلس. دربارة زمان و چگونگى برگزيده شدن اين عنوان از سوي آنان اختلاف
است. به گزارش ابن عذاري (٤/٢٧- ٢٨) و نويسندة الحلل الموشية (ص ٢٩) چون
فتوحات و دامنة نفوذ و قلمرو اميريوسف ابن تاشفين (حك ٤٨٠-٥٠٠ق/١٠٨٧-١١٠٧م)
مؤسس اين دولت، فزونى گرفت، بزرگان قبيلة لمتونه و دولتمردان مرابطى او را
شايستة عنوان خلافت و اطلاق لقب اميرالمؤمنين دانستند، اما يوسف كه اين
عنوان را مخصوص خليفگانبنىعباس، از سلالةپيامبر(ص) و بزرگان مكه و مدينه
مىدانست و خود را پيرو و دعوتگر آنان در مغرب مىشمرد، نپذيرفت و لقب
اميرالمسلمين و ناصرالدين را انتخاب كرد و در فرمانى كه در ٤٦٦ق از مراكش
به شهرهاي قلمرو خود صادر كرد، خواست تا او را در خطبهها و مراسلات، بدين
عنوان ياد كنند (قس: ابن كثير، ١٢/٦٩، كه از او با عنوان اميرالمؤمنين ياد
كرده است).
روايتديگري نيز دردستاست كه با سيرمنطقى حوادثسازگارتر مىنمايد و سابقة
اين امر را به سالها بعد باز مىگرداند (نك: عنان، ١/٤٠). بر پاية اين روايت
يوسف بن تاشفين چون اندلس را فتح كرد و در نبرد زلاّقه (٤٧٩ق/١٠٨٦م) بر
آلفونسوي ششم (نك: ه د، آلفونسو) پيروز شد، فرمانروايان و اميران اندلس با وي
بيعت كردند و او را اميرالمسلمين خواندند؛ آنگاه بشارت فتح بدين عنوان به
شهرها و نواحى اندلس فرستادند. بدينسبب، گروهى از نويسندگان برآنند كه يوسف
اولين كسى بود كه چنين لقبى گرفت (ابن ابى زرع، الانيس...، ١٣٧، ١٤٩؛
ابن خطيب، ٤/٣٥٠؛ ابن قاضى، ٢/٥٤٦؛ ابن ابى دينار، ١٠٩؛ نيز نك: ابن خلكان،
٧/١٢٥؛ مراكشى، ١٣٥)، اما به گزارش نويري (٢٤/٢٥٧) و مقديش (١/٤٣٢) و پيش از
وي كسانى چون يحيى بن عمر رئيس قبيلة لمتونه و ابوبكر بن عمر لمتونى از
سران مرابطون نيز لقب اميرالمسلمين داشتند (نيز نك: برخم، ٢٧٣ ، حاشيه).
روايتى ديگر حاكى است كه يوسف بن تاشفين به صوابديد علما و فقهاي اندلس
براي مشروعيت بخشيدن به حكومت خود، نامهاي به مقتدي عباسى نوشت و
خواهان فرمان حكومت شد. خليفه نيز خلعت و نشان و حكم ولايت و القاب
اميرالمسلمين و ناصرالدين براي او فرستاد (ابن اثير، ١٠/١٥٥، قس: ١٠/٤١٧؛
نويري، ٢٤/٢٧٢-٢٧٣، كه از مستظهر بالله ياد شده است). اما به گزارش ابن
خلدون ( العبر، ١(٢)/٤١١)، مستظهر بالله او را اميرالمؤمنين لقب داد. به هر
حال درپى آن يوسف سكه به نام خويش زد كه بر يك روي آن «امير المسلمين
يوسف بن تاشفين» و بر روي ديگر «الامام عبدالله اميرالمؤمنين العباسى»،
يعنى نام مقتدي نقش شده بود (ابن ابى زرع، همان، ١٣٧- ١٣٨؛ ابن خطيب،
ابن ابى دينار، همانجاها؛ نيز نك: لين پول، .(٣-٥
يوسف بن تاشفين ظاهراً براي تجديد عهد و فرمان حكومت خود، به مستظهر بالله
فرزند و جانشين مقتدي نيز نامه نوشت و دو نفر را به سفارت نزد او فرستاد (نك:
ابن خلدون، همانجا؛ عنان، ١/٤١-٤٤). با اينهمه، برپاية روايتى ديگر يوسف بن
تاشفين پس از مرگ ابوبكر بن عمر (٤٨٠ق) از سوي مرابطون به اين عنوان
ملقب گرديد (نك: ابن اثير، ٩/٦٢٢؛ نويري، ٢٤/٢٦٢). به هر حال، پذيرش اين
عنوان از سوي مرابطون بيانگر موضع معتدل سياسى و باور آنان به اقتدار
روحانى خلافت عباسى است (نك: برخم، ٢٧٥ .(٢٧٠-٢٧١,
پس از مرابطون نيز برخى امراي مستقل چون بنومرين در فاس (نك: ابن ابى
زرع، الذخيرة...، ١١-١٢)، بنوعبدالواد در تلمسان (ابن خلدون، يحيى، ١/٨٠ -٨١)
و بنواحمر در اندلس (نك: ابن ابى زرع، الانيس، ٢٧٥) لقب اميرالمسلمين
داشتهاند (نيز نك: قلقشندي، ٥/٤٨٦).
مآخذ: ابن ابى دينار، محمد، المؤنس، به كوشش محمد شمّام، تونس، ١٣٨٧ق؛ ابن
ابى زرع، على، الانيس المطرب، رباط، ١٩٧٢م؛ همو، الذخيرة السنية، رباط،
١٩٧٢م؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن خطيب، محمد، الاحاطة، به كوشش محمد عبدالله
عنان، قاهره، ١٣٩٧ق/١٩٧٧م؛ ابن خلدون، العبر؛ ابن خلدون، يحيى، بغية
الرواد، به كوشش عبدالحميد حاجبات، الجزاير، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ ابن خلكان،
وفيات؛ ابن عذاري، البيان المغرب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٨٣م؛
ابن قاضى مكناسى، احمد، جذوة الاقتباس، رباط، ١٩٧٤م؛ ابن كثير، البداية؛
الحلل الموشية، به كوشش سهيل زكار و عبدالقادر زمامه، دارالبيضاء، ١٩٧٩م؛
عنان، محمدعبدالله، عصر المرابطين و الموحدين، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٤م؛
قلقشندي، احمد، صبح الاعشى، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ مراكشى، عبدالواحد،
المعجب، به كوشش محمدسعيد عريان و محمد عربى علمى، قاهره، ١٣٦٨ق/١٩٤٩م؛
مقديش، محمود، نزهة الانظار، به كوشش على زواري و محمد محفوظ، بيروت، ١٩٨٨م؛
نويري، احمد، نهاية الارب، به كوشش حسن نصار، قاهره، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ نيز:
Berchem, M., X Titres califiens d'Occident n , JA, Paris, ١٩٠٧, vol. IX; Lane
Poole, S., The Coins of the Moors of Africa and Spain, London, ١٨٨٠.
محمدرضا ناجى