دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٩٢
| امير مجلس جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٩٢ |
اَميرِ مَجْلِس، عنوانِ منصبى در دستگاه سلجوقيان آسياي صغير و سپس
سلاطين مملوك مصر. «امير» به معناي فرمانده سپاه است؛ چه، امير مجلس در
واقع بر هزار سرباز فرماندهى داشت و بدينسبب، او را از «امراي هزاره»
مىشمردند (قلقشندي، ٤/١٩؛ ابن دواداري، ٩/٣٠٩، ٣٥٨؛ براي تفصيل، نك: ه د،
استادالدار). اولين اشاره به «امير مجلس» در منابع، ظاهراً به عصر سلاجقة
آسياي صغير باز مىگردد (عينى، ١/٣٨٧؛ «دائرةالمعارف...١»، .(II/١٤١-١٤٢
وظيفة رسمى امير مجلس در دوران مماليك مصر، نخست نظارت بر تشريفات مجلس
سلطان بوده است (ابن تغري بردي، ٧/١٨٣؛ حطيط، ٢٢٢). اين وظيفه سپس در
دوران سلطنت ملك ظاهر بيبرس (حك ٦٥٨ -٦٧٦ق/١٢٦٠-١٢٧٧م) تغيير يافت و امير
مجلس از آنپس سرپرستى و نظارت بر بعضى از امور مربوط به خدمات عمومى را
نيز در دست گرفت (ابن تغري بردي، ٧/١٨٥). امير مجلس در ميان ديگر اميران
هزاره، مقام سوم و چهارم داشته (قلقشندي، ٤/١٨؛ ايالُن، ٦٨ ، ٥٩ )، و گاهى
مقدم بر امير سلاح (ه م) بوده است (همو، .(٦٩ گاه نيز امير مجلس به عنوان
شخص مورد اعتماد سلطان به مأموريتهاي مهم سياسى فرستاده مىشد (ابن
دواداري، ٨/٣٧٧).
امير مجلس همانند ديگر اميران هزاره در دربار سلطان دفتر و محل كار خاص داشت
كه «بيت» خوانده مىشد.
مآخذ: ابن تغري بردي، النجوم الزاهرة، قاهره، ١٣٥٧ق/١٩٣٨م؛ ابن دواداري،
ابوبكر، كنزالدرر، ج ٨، به كوشش اولريش هارمان، قاهره، ١٣٩١ق/١٩٧١م، ج ٩،
به كوشش هانس روبرت رومر، قاهره، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م؛ حطيط، احمد، حاشيه بر تاريخ
الملك الظاهر ابن شداد، ويسبادن، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ عينى، محمود، عقدالجمان فى
تاريخ اهل الزمان، به كوشش محمد محمد امين، قاهره، ١٤٠٧- ١٤٠٨ق/١٩٨٧-
١٩٨٨م؛ قلقشندي، احمد، صبح الاعشى، قاهره، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م؛ نيز:
, D., X Studies on the Structure of the Mamluk Army - III n , Bulletin of the
School of Oriental and African Studies, London, ١٩٦٥, vol. XVI; T O rkiye
diyanet vakf o Isl @ m ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٥.
منوچهر پزشك