دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٤٨
| اهل بيت جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٤٨ |
اَهْلِ بِيْت، يا اهل البيت، اصطلاحى قرآنى، حديثى و كلامى، به معناي
خانوادة پيامبر گرامى اسلام(ص). اين اصطلاح در اين معنا تنها يك بار در
قرآن كريم (در آيهاي كه به آية تطهير معروف شده) به كار رفته است: «وَ
قَرْنَ فى بُيوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِليَّةِ الاْولى وَ
اَقِمْنَ الصَّلوةَ وَ آتينَ الزَكوةَ وَ اَطِعْنَ اللّهَ وَ رَسولَهُ اِنَّما
يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرَّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ
يُطَهَّرَكُمْ تَطْهيراً: [اي همسران پيامبر] در خانههايتان قرار گيريد و
مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاي خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات
بدهيد و خدا و فرستادهاش را فرمان بريد. همانا خدا مىخواهد آلودگى را از شما
خاندان پيامبر بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» (احزاب /٣٣/٣٣).
لغتشناسان مىگويند: اگر اصطلاح اهل بيت به صورت مطلق بيايد، منظور از آن
خانواده و خاندان پيامبر گرامى اسلام(ص) است (نك: راغب، ٣٦؛ ابن منظور،
ذيل اهل). اما در اينكه اين اصطلاح شامل چه كسانى مىشود، ميان مفسران،
محدثان و متكلمان اختلاف نظر وجود دارد:
١. برخى از مفسران اهل سنت اعتقاد دارند كه به قرينة جملههاي قبل و بعد
كه دربارة همسران پيامبر اسلام (ص) است، اين آيه تنها شامل همسران
پيامبر(ص) مىشود. اينان در تأييد اين نظر، روايتى از ابن عباس كه عكرمه،
مقاتل، ابن جبير و ابن سائب، آن را نقل كردهاند، استناد جستهاند و
مىنويسند: عكرمه در بازار فرياد مىزد كه اهل بيت پيامبر(ص) فقط همسران او
هستند و من با هر كس كه منكر اين است، مباهله مىكنم (طبري، ٢٢/٧؛ بغوي،
٤/٤٦٤؛ قرطبى، ١٤/١٨٢؛ بيضاوي، ٤/١٦٣؛ ابن كثير، ٥/٤٥٢-٤٥٣، ٤٥٨؛ ابوحيان،
٧/٢٣١؛ سيوطى، ٦/٦٠٢ -٦٠٣).
برخى از مفسران اهل سنت و همة مفسران شيعه اين نظر را مورد نقد قرار داده،
و گفتهاند: اگر منظور از اهل بيت در اين آيه همسران پيامبر(ص) مىبود،
مناسب بود كه مانند عبارات قبل و بعد كه خطاب به آنان به صورت جمع مؤنث
است، در اين آيه هم خداوند مىفرمود: «عنكنّ» و «يطهر كنّ» در حالى كه
چنين نيست و خطاب در اين آيه به صورت جمع مذكر است و اين نشان مىدهد
كه قول اين گروه درست نيست (ابوحيان، همانجا؛ شيخ طوسى، ٨/٣٤٠-٣٤١؛
ابوالفتوح، ٤/٣٢٧؛ طباطبايى، ١٦/٣١٠)؛ اما استناد آنان به روايت نيز مورد
ترديد قرار گرفته است و از جمله ابوحيان غرناطى - كه خود از اهل سنت است -
نوشته كه انتساب روايت به ابن عباس درست نيست (همانجا) و ابن كثير نيز
گفته است كه اگر منظور از اين روايت، آن باشد كه شأن نزول از آية تطهير،
زنان پيامبرند، اين سخن صحيح است، اما اگر منظور اين است كه مراد و مصداق
آيه زنان پيامبر(ص) باشند و نه ديگران، اين سخن صحت ندارد، زيرا روايات و
احاديث فراوانى اين نظر را رد مىكند (٥/٤٥٢-٤٥٣).
٢. گروه ديگري از مفسران اهل سنت، معتقدند كه منظور از اهلبيت در آيه
همسران پيامبر(ص) و نيز على، فاطمه، حسن و حسين(ع) هستند (فخرالدين،
٢٥/٢٠٩؛ بيضاوي، همانجا؛ ابوحيان، ٧/٢٣٢؛ ابن كثير، ٥/٤٥٨). گفتنى است كه
طرفداران اين نظريه براي تأييد ديدگاه خود، به هيچ روايتى استناد
نكردهاند.
٣. بعضى از مفسران مىگويند: ظاهراً آيه عام است و شامل همة خاندان
پيامبر(ص) مىگردد و اعم است از همسران و فرزندان، نزديكان و حتى غلامان و
كنيزان پيامبر(ص). ثعلبى مىگويد: همة بنىهاشم، يا مؤمنان بنىهاشم را نيز
در بر مىگيرد (نك: قرطبى، ١٤/١٨٣؛ آلوسى، ٢٢/١٤). اين نظر نيز مبتنى بر هيچ
روايتى نيست.
٤. گروهى از مفسران اشاره كردهاند كه شايد اهل بيت كسانى باشند كه صدقه
بر آنان حرام است و اين نظر بر حديثى از زيد بن ارقم مبتنى است كه از او
پرسيدند: اهل بيت پيامبر(ص) چه كسانى هستند و آيا زنان پيامبر(ص) نيز جزو
آنان به شمار مىروند؟ زيد گفت: زنان نيز جزو اهل بيتند، اما اهل بيت
پيامبر(ص) كسانى هستند كه صدقه بر آنان حرام است، يعنى آل على(ع)، آل
عقيل، آل جعفر و آل عباس (بغوي، ٤/٤٦٥؛ ابوحيان، ٧/٢٣١-٢٣٢؛ ابن كثير،
٥/٤٥٧- ٤٥٨؛ سيوطى، ٦/٦٠٥). به گفتة ابوالفتوح رازي، اين نظر، قولى شاذ و
نادر است (٤/٣٢٩) و مستندي ندارد.
٥. همة مفسران شيعه و بسياري از مفسران اهل سنت - به استناد شواهد و قراين
و روايات فراوانى از پيامبراكرم(ص)، حضرت على، امام حسن، امام حسين،
امام سجاد و ديگر امامان(ع)، و نيز امسلمه، عايشه، ابوسعيد خدري، ابن عباس
و ديگر اصحاب - اعتقاد راسخ دارند كه آية تطهير در شأن اصحاب كساء - حضرت
محمد(ص)، على، فاطمه، حسن و حسين(ع) - نازل شده است و منظور از اهل بيت
آنانند. تنها پرسشى كه به ذهن مىآيد، اين است كه چگونه در ميان بحث از
وظايف همسران پيامبر(ص) مطلبى گفته شده است كه شامل همسران پيامبر نيست؟
از جمله قرطبى (١٤/١٨٣-١٨٤) مىگويد: آيات ٢٨ تا ٣٤ سورة احزاب، همه دربارة
زنان پيامبر(ص)، و عطف به يكديگرند؛ چگونه مىشود كه آيهاي در ميان اين
آيات منفصل از ديگر آيات گردد و ارتباطى با آنها نداشته باشد؟ در پاسخ به
اين پرسش جوابهايى وجود دارد؛ از جمله آنكه طبرسى مىگويد: اين تنها مورد
نيست كه در قرآن آياتى در كنار هم قرار دارند كه از موضوعات مختلفى سخن
مىگويند؛ قرآن آكنده از اينگونه موارد است. همچنين در كلام فصحاي عرب و
اشعار آنان نيز نمونههاي فراوانى از اين دست ديده مىشود (٧/٥٦٠). طباطبايى
پاسخ ديگري بر اين افزوده، و نوشته است: هيچ دليلى در دست نيست كه
عبارتِ «اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرَّجْسَ اَهْلَ
الْبَيْتِ وَ يُطَهَّرَكُمْ تَطْهيراً» همراه اين آيات نازل شده باشد، بلكه
از روايات به خوبى استفاده مىشود كه اين بخش جداگانه نازل گرديده، و به
امر پيامبر(ص)، يا هنگام گردآوري آيات قرآن پس از رحلت آن حضرت در كنار
اين آيات قرار داده شده است (١٦/٣١٢).
مفسران شيعى به اتفاق بر اين عقيدهاند كه آية تطهير در شأن پنج تن آل
عبا (اصحاب كساء) است؛ از آن ميان، مىتوان به فرات كوفى (ص ١٢١-١٢٧)،
شيخ طوسى (٨/٣٣٩-٣٤٠)، ابوالفتوح رازي (٤/٣٢٧- ٣٢٨) و طبرسى (٧/٥٥٩ -٥٦٠)
اشاره كرد كه در تفاسير خود رواياتى گوناگون از طرق مختلف در مورد حديث كساء
و اختصاص اين آيه به اصحاب كساء ارائه كردهاند. طباطبايى اشاره كرده است
كه از بيش از ٧٠ طريق، حديث كساء و احاديث ديگر در مورد شأن نزول و مراد از
آية تطهير نقل شده است (١٦/٣١١). در اينجا براي رعايت اختصار اين روايات به
چند دسته تقسيم مىشود:
الف - روايات مربوط به حديث كساء: روايات ناظر به حديث كساء را مفسران و
محدثان و متكلمان شيعى و سنى به اَشكال مختلف و با اندك تفاوتى در متن
نقل كردهاند و در برخى از آنها به صراحت شأن نزول و مراد از آية تطهير و
اصطلاح اهل بيت را پنج تن آل عبا دانستهاند (نك: طبري، ٢٢/٦ -٧؛ بغوي،
٤/٤٦٥؛ قرطبى، ١٤/١٨٣؛ ابوحيان، ٧/٢٣١؛ ابن كثير، ٥/٤٥٤-٤٥٦؛ سيوطى، ٦/٦٠٣
-٦٠٤؛ بخاري، التاريخ...، ١(٢)/٦٩ -٧٠؛ ترمذي، ٥/٦٦٣؛ حاكم، ٢/٤١٦، ٣/١٤٦؛ ابن
عربى، ٣/٥٧١؛ ابن تيميه، ٢/١١٧).
ب - روايات مؤيد حديث كساء: روايات ديگري از ابوسعيد خدري، انس بن مالك،
ابن عباس، ابوالحمراء و ابو برزه، وارد شده است كه پس از ماجراي كساء و
نزول آية تطهير در شأن آنان، پيامبر گرامى اسلام(ص)، مدت يك ماه، يا ٤٠
روز، يا ٦ تا ٩ ماه به طور مداوم در هنگام نماز صبح، يا در وقت نمازهاي
پنجگانه، به در خانة على و فاطمه(ع) مىرفت و مىفرمود: «السلام عليكم اهل
البيت و رحمةالله و بركاته، الصلاة يرحمكم الله»؛ سپس آية تطهير را قرائت
مىكرد (براي نمونه، نك: طبري، ٢٢/٥ -٦؛ بخاري، الكنى، ٢٥-٢٦؛ احمد بن حنبل،
٣/٢٥٩؛ حسكانى، ٢/١١- ١٥؛ ابن عربى، ٣/٥٧١ -٥٧٢؛ ابن كثير، ٥/٤٥٣؛ سيوطى،
٦/٦٠٦ -٦٠٧؛ هيثمى، ٩/١٦٨-١٦٩؛ خوارزمى، ٢٢-٢٣).
ج - روايات ديگر: روايات ديگري كه به حد متواتر از اهل سنت نقل شده است،
نيز تأييد مىكند كه منظور از اهل بيت، پنج تن آل عباست. از آن ميان، به
رواياتى كه دربارة دو آيه وارد شده است، اشاره مىشود:
١. سعدبن ابى وقاص و ديگران نقل كردهاند كه وقتى آية ٦١ سورة آل عمران
(٣) - كه به آية مباهله معروف است - بر پيامبر(ص) نازل شد، آن حضرت
بلافاصله، على، فاطمه، حسن و حسين(ع) را خواست و هنگامى كه آنان نزد وي
حاضر شدند، فرمود: «اللّهم هؤلاء اهلى» و سپس براي مباهله به سوي نصاري
رفت (احمد بن حنبل، ١/١٨٥؛ حسكانى، ١/١٢٤؛ حاكم، ٣/١٥٠؛ ابن اثير، ٤/٢٦).
٢. ابوسعيد خدري مىگويد: وقتى آية ١٣٢ سورة طه (٢٠) - كه در آن پيامبر(ص)
مأمور مىشود اهل بيت خويش را امر به نماز خواندن كند - نازل شد، پيامبر(ص)
به مدت ٩ ماه، هنگام نمازهاي پنجگانه، به هنگام عبور از كنار خانة فاطمه
مىايستاد و به روايتى به خانة على و فاطمه مىآمد و مىفرمود: «الصلاة رحمكم
الله» و سپس آية تطهير را قرائت مىكرد (طبرسى، ٧/٥٩؛ سيوطى، ٥/٦١٣؛ آلوسى،
١٦/٢٨٤؛ حسكانى، ٢/٢٩؛ خوارزمى، ٢٣).
از مجموع آنچه ذكر شد، مىتوان نتيجه گرفت كه منابع و راويان احاديثى كه
بر انحصار آية تطهير و آيات ديگر، به پنج تن آل عبا دلالت مىكند، آن قدر
فراوان است كه نمىتوان در آن ترديد روا داشت، تا آنجا كه در شرح احقاق
الحق (مرعشى، ٢/٥٠٢ -٥٤٧، ٩/٢-٩١) بيش از ٧٠ منبع معروف اهل سنت در اين
باره گردآوري شده، و منابع شيعى در اين زمينه بيش از اين است.
مآخذ: آلوسى، محمود، روح المعانى، قاهره، ١٣٥٣ق؛ ابن اثير، على، اسدالغابة،
بيروت، ١٣٧٧ق؛ ابن تيميه، احمد، منهاج السنة النبوية، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛
ابن عربى، محمد، احكام القرآن، به كوشش محمد عبدالقادر عطا، بيروت، ١٤٠٨ق/
١٩٨٨م؛ ابن كثير، اسماعيل، تفسير القرآن العظيم، بيروت، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ ابن
منظور، لسان؛ ابوحيان غرناطى، محمد، البحر المحيط، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
ابوالفتوح رازي، حسين، روحالجنان، قم، ١٤٠٤ق؛ احمد بن حنبل، مسند،
استانبول، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ بخاري، اسماعيل، التاريخ الكبير، حيدرآباد دكن،
١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛ همو، الكنى، حيدرآباد دكن، ١٣٣٠ق؛ بغوي، حسين، معالم
التنزيل، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ بيضاوي، عبدالله، انوار التنزيل، بيروت،
مؤسسة شعبان؛ ترمذي، محمد، سنن، به كوشش ابراهيم عطوه عوض، استانبول،
١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛ حاكم نيشابوري، محمد، المستدرك، بيروت، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛
حسكانى، عبيدالله، شواهد التنزيل، به كوشش محمدباقر محمودي، بيروت،
١٣٩٣ق/١٩٧٤م؛ خوارزمى، موفق، المناقب، به كوشش محمدرضا موسوي خرسان،
تهران، ١٩٦٥م؛ راغب اصفهانى، حسين، المفردات، استانبول، ١٩٨٦م؛ سيوطى،
الدرالمنثور، بيروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛ شيخ طوسى، محمد، التبيان، به كوشش احمد
حبيب قصير عاملى، بيروت، دار احياءالتراث العربى؛ طباطبايى، محمدحسين،
الميزان، بيروت، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ طبرسى، فضل، مجمعالبيان، به كوشش هاشم
رسولى محلاتى و فضلالله يزدي طباطبايى، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ طبري، تفسير؛
فخرالدين رازي، التفسير الكبير، بيروت، داراحياء التراث العربى؛ فرات كوفى،
تفسير، نجف، ١٣٥٤ق؛ قرآن كريم؛ قرطبى، محمد، الجامع لاحكام القرآن، بيروت،
١٩٦٦م؛ مرعشى، شهابالدين، شرح و ملحقات احقاق الحق قاضى نورالله شوشتري،
قم، ١٣٧٧ق؛ هيثمى، على، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، قاهره، مكتبة القدسى.
على رفيعى