دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٥٢
| الش جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٨٥٢ |
اَلْش، شهري كوچك و كهن در شرق اندلس، در ٢٠ كيلومتري جنوب غربى
لقنت (آليكانته١). اين شهر امروزه به نام قديم آن الچه٢ خوانده مىشود.
اين نام در منابع به صورت آلش (ابوعبيد، ٢/٨٩٢) و الس (ضبى، ٢٧٧) نيز آمده
است.
پيشينة اين شهر به دورة روميان مىرسد (عنان، الا¸ثار...، ١٥١). براساس تقسيم
اداري منسوب به قسطنطين (كنستانتين)، الش از شهرهاي ٢٠ گانة بخش چهارم
اندلس كه مركز آن طليطله بود، به شمار مىآمد (ابوعبيد، همانجا)، ولى در دورة
اسلامى از توابع كورة تدمير به شمار آمد (ابن دلايى، ٨، ١٠؛ ادريسى، ٢/٥٣٨؛
قس: ابن ابار، ٣٠٤). پس از نخستين فتوحات مسلمانان، در صلح نامهاي كه در
٩٤ق ميان عبدالعزيز بن موسى والى اندلس با حاكم ولايت تدمير منعقد شد، الش
از شهرهاي مورد مصالحه بود (ابن دلايى، ٤- ٥؛ حميري، ٤٦٢). پس از آن به
تدريج تيرهاي از مهاجران عرب شمال (مضر) در الش و پيرامون آن مسكن گزيدند
(ابن حزم، ٢٤٠) و بعدها شهر از مراكز علمى شرق اندلس گرديد و از آنجا عالمان
و محدثانى برخاستند كه نام آنان در كتابهاي تراجم ديده مىشود (نك: سلفى،
١٠٨؛ ضبى، همانجا؛ ابن ابار، ٦٨؛ ابن سعيد، ٢/٢٧٣).
بنابر وصفى كه ادريسى (٢/٥٥٧) از الش به دست داده، اين شهر در زمينى هموار
قرار داشته، و شاخهاي كه از رود مجاور آن (اكنون: وينالاپو٣، نك: منشعب
مىشده، پس از عبور از بارو به درون شهر راه مىيافته، و در ميان حمام شهر،
بازار و كوچهها جاري مىشده است؛ ولى از آنجا كه آب اين رود شور بوده، آب
آشاميدنى مردم از آب باران تأمين مىشده است (ادريسى، همانجا؛ حميري، ٣٠).
جالب توجه اينكه در جايى موسوم به الكاستليار٤ حوضچة بزرگى باقى مانده
كه گفته مىشود به وسيلة مسلمانان براي مهار آبهاي بارانى اين منطقه
ساخته شده است. افزون بر اين، مسلمانان با انشعاب چشمههايى از آب
رودخانه، شبكة آبياري منظمى را پديد آورده بودند (نك: ، EUE همانجا).
الش از ديرباز به داشتن برخى فرآوردهها كه به ساير شهرها حمل مىشده،
شهرت داشته است. محصول كشمش آن از ديگر جاها برتر بود و فرشهاي فاخر و
كمنظيري در آنجا مىبافتهاند. همچنين از ميان شهرهاي اندلس تنها در الش
نخل نيكو پرورش مىيافته است (ياقوت، ١/٣٥٠؛ قزوينى، ٥٠٢). امروزه نيز
نخلستانهاي انبوه و وسيع از همه طرف شهر را در برگرفته، و الش را به صورت
ييلاق زيبايى در آورده است (عنان، حاشيه، ١/٥٥٧).
از آثار مهم دورة اسلامى كه اينك در الش بر جاي مانده، برج قلهره است كه
بر دروازة قديم الش برپاست. ديگر بنايى است به نام القصر كه از قلعههاي
باروي قديم شهر است و پادشاهان اسپانيا آن را به مقر شاهى تبديل كردهاند.
اين بنا چنانكه از نام عربى آن پيداست، ظاهراً پيش از اين تغيير، در اصل
اندلسى بوده است (همو، الا¸ثار، همانجا). همچنين گفته مىشود كه در الش
مسجدي بوده كه نماز جمعه در آنجا برپا مىشده است (مراكشى، ٤/٧٢).
الش در پى برافتادن سلطة موحدون و سقوط پياپى شهرهاي شرق اندلس، طى
حملهاي كه از سوي مسيحيان براي فتح مرسيه صورت گرفت (٦٦٤ق/١٢٦٦م)، به
دست آنان افتاد (عنان، عصر...، ٢/٤٦٣).
مآخذ: ابن ابار، محمد، المعجم، به كوشش ف. كودرا، مادريد، ١٨٨٥م؛ ابن حزم،
على، جمهرة انساب العرب، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن دلايى، احمد، ترصيع
الاخبار، به كوشش عبدالعزيز اهوانى، مادريد، ١٩٦٥م؛ ابن سعيد مغربى، على،
المغرب فى حلى المغرب، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٥م؛ ابوعبيد بكري،
عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش وان لِون و ا. فره، تونس، ١٩٩٢م؛
ادريسى، محمد، نزهة المشتاق، بيروت، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ حميري، محمد، الروض
المعطار، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٨٠م؛ سلفى، احمد، اخبار و تراجم
اندلسية، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ضبى، احمد، بغية
الملتمس، به كوشش ف. كودرا، مادريد، ١٨٨٤م؛ عنان، محمد عبدالله، الا¸ثار
الاندلسية الباقية فى اسبانيا و البرتغال، قاهره، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ همو، حاشيه بر
الاحاطة فى اخبار غرناطة ابن خطيب، قاهره، ١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ همو، عصر المرابطين
و الموحدين فى المغرب والاندلس، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ قزوينى، زكريا، آثار
البلاد، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ مراكشى، محمد، الذيل و التكملة لكتابى الموصول
و الصلة، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٦٤م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز: EUE.
محمدرضا ناجى