دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٦٨
| اميدي تهرانى جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٦٨ |
اُميديِ تِهْرانى، ارجاسب، ملقب به سعدالدين و ركنالدين (٨٦٤
-٩٢٩ق/١٤٦٠-١٥٢٣م)، فرزند شيخعلى تهرانى، شاعر قصيدهسرا و پزشك معاصر شاه
اسماعيل اول صفوي. وي در تهران به دنيا آمد (سام ميرزا، ١٧٣) و در اوايل
جوانى به شيراز رفت و در محضر جلالالدين دوانى (٨٣٠ - ٩٠٨ق)، به فراگيري
علوم، از جمله طب پرداخت و از استاد خود، نام «مسعود» و تخلص «اميدي» گرفت
(همانجا؛ فخرالزمانى، ١٤١).
اميدي در طول عمر خود سفرهاي مختلفى به شهرهاي اصفهان، قم، كاشان، تبريز و
هرات كرد (نك: اميدي، گ ١٤ ب - ١٥ الف؛ خان، شم ١٠٠، ص ١٩-٢٠). وي چندتن
از وزيرانصفويه، مانند اميرياراحمد اصفهانى، ملقب به نجم ثانى را ستوده
است ( جهانگشاي...، ٣٠٥؛ فخرالزمانى، ١٤١-١٤٢). سرودههاي اميدي در ستايش
پيامبر(ص) و اهل بيت به ويژه امام على(ع) (اميدي، گ ٩ الف، ١٣ الف؛
نصرآبادي، ٥٢٦)، نشان از اعتقاد وي به دين اسلام و مذهب تشيع دارد.
اميدي در ٩٢٩ق، پس از مدتها دوري از زادگاه خويش، به تهران بازگشت و در
همين سال به تحريك شاه قوامالدين نوربخشى، پيشواي فرقة نوربخشيه كه طمع
در باغ او كرده بود، به قتل رسيد و در طرشت تهران به خاك سپرده شد
(فخرالزمانى، ١٤٦-١٤٧؛ خواندمير، ٤/٦١٢؛ اوحدي، ١٠٣٢).
آثار: از اميدي تهرانى، ديوانى شامل قصيده، غزل، قطعه و رباعى، يك ساقى
نامة مختصر و دو بيت از يك مثنوي، باقى مانده است (خان، شم ١٠١، ص ٢٣-٢٤،
٢٧- ٢٨)، از ديوان اميدي دست نوشتههاي بسياري برجاست (نك: منزوي، خطى،
٣/٢٢٣٣- ٢٢٣٤؛ خطى مشترك، ٩/١٩٩٤). وي از نخستين كسانى است كه به پيروي از
حافظ به سرودن ساقى نامه پرداخته است. ساقى نامة اميدي در تذكرههايى
مانند ميخانه (نك: فخرالزمانى، ١٤٨-١٥٠) و آتشكده (نك: آذر، ٢١٧- ٢١٨)، به
تمامى يا به اختصار آمده است. زنوزي با نقل دو بيت از يك مثنوي متعلق به
اميدي، آن را اثري مستقل، ولى ناتمام به شمار آورده است (نك: خان، شم
١٠١، ص ٢٧).
مآخذ: آذربيگدلى، لطفعلى، آتشكده، به كوشش جعفر شهيدي، تهران، ١٣٣٧ش؛
اميدي تهرانى، ديوان، نسخة خطى كتابخانة ملى ملك، شم ٥٣٠٧؛ اوحدي بليانى،
محمد، عرفاتالعاشقين، نسخة خطى كتابخانة ملى ملك، شم ٥٣٢٤؛ جهانگشاي خاقان،
به كوشش الله دتا مضطر، اسلامآباد، ١٩٨٦م؛ خان، محمدصديق، «اميدي تهرانى»،
هلال، كراچى، شم ١٠٠، ١٣٤٨ش، شم ١٠١، ١٣٤٩ش؛ خواندمير، غياثالدين،
حبيبالسير، تهران، ١٣٦٢ش؛ سامميرزا صفوي، تحفة سامى، به كوشش ركنالدين
همايون فرخ، تهران، ١٣٤٧ش؛ فخرالزمانى، عبدالنبى، تذكرة ميخانه، به كوشش
احمد گلچين معانى، تهران، ١٣٥٢ش؛ منزوي، خطى؛ همو، خطى مشترك؛ نصرآبادي،
محمدطاهر، تذكره، به كوشش وحيد دستگردي، تهران، ١٣٦١ش.
نسترن ريحانىمنفرد