دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٦٦
| انطاكيه جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٠٦٦ |
اَنْطاكيّه، شهري باستانى در
جنوب تركيه و مركز استان كنونى ختاي.
موقعيت جغرافيايى: انطاكيه در ساحل شرقى نهرالعاصى (اُرنتس١) در دامنة كوه
معروف حبيب نجار در ٣٦ و ١٠ عرض شمالى و ٣٦ و ٦ طول شرقى قرار دارد I/٤٥٦)
.(IA, فاصلة اين شهر تا درياي مديترانه ٦٣ كم (نك: ه د، ٨/٣٧٢)، و جمعيت آن
برابر سرشماري عمومى ١٩٩٠م/١٣٦٩ش، ١٩٥ ،٢٨٤نفر است («آمار...٢»، .(٢٨ انطاكيه
و استان ختاي داراي آب و هواي مديترانهاي، و دماي متوسط سالانه در آنجا
٢/١٨ سانتىگراد و ميزان متوسط باران ١٧٣ ،١ميلىمتر است V/٣٣٧٧) .(YA,
نامگذاري: بناي اولية اين شهر را به آنتيوخوس اپيفانس نسبت مىدهند
(استرابن، .(VII/٢٤٣ وي آنجا را ٦ سال (ابن عديم، ١٦؛ ياقوت، ١/٣٨٢) و به
روايتى ١٢ سال (ابن عبري، ٩٨) پس از درگذشت اسكندر در كنار رودخانة ارنتس
بنا نهاد. سلوكوس (يكى از سرداران اسكندر و مؤسس سلسلة سلوكى) شهر اوليه را
كامل نمود و آنجا را به نام پدرش آنتيوخيا (نك: ياقوت، همانجا؛ بيرونى،
٢/٥٦٥)، و به قولى به نام پسرش آنتيوخوس نامگذاري كرد (ابن عديم، ١٥-١٦؛
نيز نك: «دائرةالمعارف...١»، .(III/٢٢٨ برخى اين شهر را انديو نيز ناميدهاند
(گوتشميد، ١٠٣؛ مجمل التواريخ...، ٦٤). پس از سلوكوس جانشينان وي آنجارا
پايتخت خود قراردادند (دورانت، ٦/١٥٧؛ «دائرةالمعارف»، همانجا).
پيشينة تاريخى: بهرهوري خاك در استان ختاي و قرار گرفتن بر سر چهار راه
ارتباطى ميان سوريه - فلسطين و كرانههاي درياي مديترانه از علل مهم زيست
انسان در اين ناحيه بوده است (همانجا). از هزارة ٢قم تا سدة ٨ قم اقوام
مختلفى بر اينجا فرمان راندند V/٣٤١١) .(YA, انطاكيه در دهههاي آغازين
تشكيل، شامل دو محله بود كه در يكى يونانيها و در ديگري بوميان سكنى
داشتند؛ عدهاي يهودي نيز در آنجا مىزيستند («دائرةالمعارف»، .(III/٢٢٩
گسترش و توسعة شهر انطاكيه در دوران آنتيوخوس چهارم (١٧٤- ١٦٤قم) به اوج
خود رسيد. وي انطاكيه را به مركز مهم دانش و فرهنگ تبديل كرد (اومار، ؛
II/١٨٦-١٨٧ دورانت، ٦/١٥٨). پس از درگذشت آنتيوخوس چهارم، دولت سلوكى رو به
ضعف نهاد؛ مدتى نيز تيگران پادشاه ارمنستان (در ٨٣ قم) آنجا را در تصرف
داشت. سرانجام پُمپيوس سردار رومى، تيگران را شكست داد، سوريه و انطاكيه را
در ٦٤ قم تصرف كرد و ضميمة قلمرو دولت روم ساخت (اومار، .(II/١٩٦ روميان به
آبادي و توسعة شهر همت گماردند، و اين امر موجبات افزايش جمعيت را فراهم
آورد («دائرةالمعارف»، همانجا). با آمدن مسيحيان، اين شهر به صورت مركزي
دينى درآمد و يكى از ٤ بطركنشين مسيحيان گرديد (يعقوبى، ١/١٥٣؛ مسعودي،
٢/١٨٢). كليساي انطاكيه اولين كليساي مسيحى به شمار مىآيد. از اين رو، پاپ
در ١٩٦٣م آنجا را زيارتگاه خاص ناميد ، YA) همانجا).
پس از تشكيل دولت ساسانى در ٢٢٦م و آغاز رقابت ميان ايران و روم، انطاكيه
صحنة شديدترين برخوردها ميان دو دولت گرديد. سپاهيان شاپور اول پادشاه
ساسانى در ٢٦٠م پس از غلبه بر والريانوس تا انطاكيه پيش رفت (دورانت،
٩/٢٩٤). با عقبنشينى ايرانيها، دولت بيزانس بر منطقه حاكم شد؛ و پس از ظهور
اسلام ناحية انطاكيه صحنة برخورد دائمى ميان بيزانس و دولتهاي اسلامى گرديد.
در ٢٦٥ق/٨٧٩م، احمد ابن طولون آنجا را به زير فرمان آورد (ابن عبري، ٢٥٧)،
سپس اخشيديان بر آنجا تسلط يافتند (نك: ه د، ١/٥٥٨ -٥٦١) و مدتى نيز اميران آل
حمدان - شاخة شام - بر آنجا فرمان راندند (همان، ١/٦٨٨ - ٦٩٣). در ٣٥٨ق/٩٦٨م،
نيكفوروس فوكاس (اُستروگُرسكى، فرمانرواي روم، انطاكيه را تصرف كرد (ابن
عبري، ٢٩٤).
حاكميت بيزانس بر انطاكيه نزديك به يك قرن ادامه يافت. روميان به عمران
و آبادي آنجا همت گماردند («دائرةالمعارف»، .(III/٢٣٠ انطاكيه از نيمة دوم سدة
٥ق/١١م به تدريج تحت نفوذ عناصر ترك قرار گرفت. افشين (سردار ترك) در
٤٥٩ق/١٠٦٧م آنجا را غارت كرد (سويم، .(١٠ سليمان شاه پسر قتلمش به دعوت
والى شهر به انطاكيه آمد و در ٤٧٧ق/١٠٨٤م شهر را تصرفكرد (همو، ١٠٤ -١٠٣ ؛
رانسيمان، ؛ I/١٦٤ آقسرايى، ١٩-٢١).
در جنگهاي صليبى انطاكيه صحنة درگيري بوده است؛ جمعيت شهر در اين زمان از
مسلمانان و مسيحيان تشكيل مىشد. مسلمانان براي جلوگيري از كمك احتمالى
مسيحيان به صليبيون، آنها را از شهر بيرون راندند (رشاد، ١٠٣-١٠٤، ١٠٩؛ مطوي،
٣٣؛ استروگرسكى، .(٣٣٧
در زمان تسلط مغولان بر منطقه، شهر انطاكيه از تعرض آنان مصون ماند، چنانكه
عدهاي نيز از ترس مغولان در آنجا پناهنده شدند كه اين امر موجب افزايش
جمعيت گرديد («دائرةالمعارف»، همانجا). در ٦٦٦ق/ ١٢٦٨م بيبرس، امير مملوك شهر
را تصرف كرد. در جريان لشكركشى سليم اول به مصر در ٩٢٣ق/١٥١٧م، انطاكيه
ضميمة قلمرو عثمانى شد و جزو ولايت حلب و مركز آن گرديد (همان، .(III/٢٣١
پس از جنگ جهانى اول، سرزمين انطاكيه (استان ختاي كنونى) در بهار ١٩١٨م
به اشغال انگليسيها درآمد و سپس تحت ادارة فرانسويها قرار گرفت. برابر مفاد
عهدنامة آنكارا (اكتبر ١٩٢١/مهر ١٣٠٠) كه ميان دولتهاي فرانسه و تركيه منعقد
شد، حكومتى خودمختار با نظارت دولت فرانسه در جنوب تركيه تشكيل شد و سنجق
اسكندرون نام گرفت (شاو، ٢/٦٢٦؛ V/٣٤٠٥-٣٤٠٦ ؛ YA, «دائرةالمعارف»، .(III/٢٣٢
اين حكومت داراي مجلس، قانون اساسى و رئيس دولت بود كه از طرف مردم
انتخاب مىشد و زبانهاي عربى و فرانسوي نيز مانند زبان تركى در آنجا رسميت
داشت. درپى مذاكرات فرانسه و تركيه، سوريه كه سنجق اسكندرون نيز جزو آن
بود، استقلال گرفت. از سويى ديگر تركهاي اين ناحيه خواستار استقلال سنجق
اسكندرون شدند و دولتى به نام ختاي در آنجا تشكيل دادند. سرانجام در
١٩٣٩م/١٣١٨ش دولت فرانسه با الحاق اين ناحيه به تركيه موافقت كرد و از
اين تاريخ به بعد انطاكيه به نام ختاي ناميده شد و يكى از استانهاي
تركيه گرديد (نك: ه د، ٨/٣٧٤).
جغرافىنگاران و سياحان، به ويژه مسلمانان، آنجا را شهري زيبا، بزرگ، با
باروهاي مستحكم و كمنظير و باغ و بوستانهاي دلانگيز وصف كردهاند (اصطخري،
٦٢؛ ابن بطوطه، ٧٤؛ نيز نك: ابن رسته، ٥٩؛ ادريسى، ٢/٦٤٥). اين شهر در دوران
حاكميت بيزانس نيز يكى از مراكز مهم بازرگانى، و شهري آباد و پررونق و
مهمترين شهر روم شرقى بوده است (هايد، .(٢٢ همچنين از ثروت افسانهاي آنجا
از جمله: طلا، نقره، جواهرات و گلدانهاي گرانقيمت كه توسط صليبيون غارت
شده بود، ياد كردهاند (همو، .(١٩٤ اولياچلبى آنجا را از قول مورخان «دار
قياصره» ناميده است. وي همچنين دربارة زيارتگاهها، مدارس، حمامها، بازارها،
محلات، قلعه و... اطلاعات بسياري به دست مىدهد (نك: ٣/٤٩-٥٢).
از آثار تاريخى اين شهر، همچنين قلعه و باروها، كليسا و صومعة پيِر مقدس، مسجد
حبيب نجار - كه در آغاز كليسا بوده، و پس از دورة اسلامى به مسجد تبديل شده
است - پلهاي ترايانوس و ديوكلتيانوس، دروازة آهنين (دميرقاپى) و جز آنها را
مىتوان نام برد V/٣٤٨٣-) YA, .(٣٤٨٤
مآخذ: آقسرايى، محمود، مسامرةالاخبار و مسايرةالاخيار، به كوشش عثمان توران،
تهران، ١٣٤٨ش؛ ابن بطوطه، رحلة، بيروت، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ ابن رسته، احمد،
الاعلاق النفيسة، ليدن، ١٨٩١م؛ ابن عبري، غريغوريوس، تاريخ مختصرالدول، به
كوشش انطون صالحانى، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن عديم، عمر، زبدة الحلب من
تاريخ الحلب، به كوشش سامى دهان، دمشق، ١٣٧٠ق/١٩٥١م؛ ادريسى، محمد، نزهة
المشتاق، بيروت، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك الممالك، به كوشش
دخويه، ليدن، ١٩٢٧م؛ اولياچلبى، سياحتنامه، استانبول، ١٣١٤ق؛ بيرونى،
ابوريحان، القانون المسعودي، حيدرآباد دكن، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ دورانت، ويل،
تاريخ تمدن (ج ٦، يونان باستان)، ترجمة هوشنگ پيرنظر، تهران، ١٣٤٠ش؛ همان،
(ج ٩، قيصر و مسيح)، ترجمة علىاصغر سروش، تهران، ١٣٤٠ش؛ رشاد، محمد، جنگهاي
صليبى، تهران، ١٣٥١ش؛ شاو، ا. ج.، تاريخ امپراتوري عثمانى و تركيه، ترجمة
محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛ گوتشميد، آلفرد، تاريخ ايران و ممالك همجوار،
ترجمة كيكاووس جهانداري، تهران، علمى؛ مجملالتواريخ و القصص، به كوشش
محمدتقى بهار، تهران، ١٣١٨ش؛ مسعودي، على، مروجالذهب، به كوشش يوسف اسعد
داغر، بيروت، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ مطوي، محمد، الحروب الصليبية فى المشرق و
المغرب، تونس، ١٣٧٤ق/١٩٥٤م؛ ياقوت، بلدان؛ يعقوبى، احمد، تاريخ، بيروت،
دارصادر؛ نيز:
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١; Heyd,
W., Yakin - dogu ticaret tarihi, tr. E. Z. Karal, Ankara, ١٩٧٥; IA; Ostrogorsky,
G., Bizans devleti tarihi, tr. F., Is o ltan, Ankara, ١٩٨١; Runciman, S., Ha ٥ l
o seferleri tarihi, tr. F. Is o ltan, Ankara, ١٩٨٦; Sevim, A. and Y. Y O cel, T
O rkiye tarihi, Ankara, ١٩٨٩; Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London,
١٩٦٦; T O rkiye diyanet vakf o Isl @ m ansiklopedisi, Ankara, ١٩٩١; Umar, B., T
O rkiye halk o n o n ilk ٥ ag tarihi, Izmir, ١٩٨٢; YA.
علىاكبر ديانت