دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٣٦
| انجيل جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٠٣٦ |
اِنْجيل، هر يك از ٤ كتاب اول عهد جديد كه به ترتيب منسوب به متى،
مرقس، لوقا و يوحناست. واژة انجيل معرّب اوانگليون١ يونانى و اوانگليوم٢
لاتينى است و اصلاً به معناي مژدگانى، مژده و بشارت آمده است (حداد، ٢٩؛
موفت، مقدمه، ٢٨ ؛ «كتاب همراه...٣»، ٢٠٦ ؛ ليدل، ٥٣٩ ؛ قس: جفري، ٧٢ -٧١ ؛
براي اين معنى در عهد عتيق، نك: مثلاً كتاب دوم سموئيل، ٤:١٠؛ اشعيا، ٤٠:٩؛
براي نظر لغويان عرب، نك: ابن منظور، ذيل نجل؛ جواليقى، ٢٣). در آغاز ظهور
حضرت عيسى(ع) اين كلمه به معناي بشارتِ بخشايش و ظهور ملكوت خداوند
(مثلاً: مرقس، ١:١٤؛ متى، ٤:٢٣؛ ٩:٣٥)، و در عصر حواريان و رسولان به مفهوم
مژدة ظهور پسر با عزت خدا و رستاخيز او و نيز معانى ديگر مرتبط با آن به كار
رفت. اين «بشارت» بعدها (از حدود نيمة دوم قرن ١م) تدوين شد و نوشتههاي
متعددي در آن باره پديد آمد. در نيمة دوم قرن ٢م يوستينوس نخستين كسى بود
كه به «خاطرات رسولان» اشاره كرد و آنها را «انجيلها» خواند (اليكات، ٢٧ ؛
هانتر، ١٤ -١٣ ؛ بروس، ٥٩ ؛ VI/٣٣٣ ERE, VI/٨١; .(ER, از آن پس انجيل به
تدريج مفهوم نوشتهاي را به خود گرفت كه دربردارندة بشارت به معناي خاص
مسيحى آن بود و حتى بر متنهاي آپوكريفى كه در زمرة كتابهاي رسمى و مورد
قبول كليسا قرار نگرفتند، نيز اطلاق شد (شونفيلد، ٦٨ -٦٥ ؛ اليكات، ١٤ ؛ «كتاب
همراه»، ٤٠ -٣٩ ؛ «فرهنگ...٤»، .(٨٨٢-٨٨٤ به هر روي، فراوانى اينگونه كتب،
موجب ظهور فرايند تعيين كتب معتبر مسيحى و شكلگيري عهد جديد شد. نخستين
نشانههاي اين فرايند كه به معتبر شناختن انجيلهاي چهارگانه انجاميد، در
آثار شخصيتهاي متقدم مسيحى ديده مىشود (بروس، ٥٨ ؛ ديويس، ٦٠ ؛ ريچاردسن،
١٨ ؛ اليكات، ١٣ ؛ شونفيلد، .(٧٣
انجيلهاي چهارگانه: هر يك از انجيلهاي چهارگانه در بردارندة رواياتى دربارة
زندگى و تعاليم عيسى مسيح(ع)اند كه از نظر موضوع و سبك و سياق ارائة
مطالب گونهاي خاص محسوب مىشوند:
انجيل متى: اين كتاب كه در تمام نسخههاي كهن يونانى اولين انجيل، و در
اكثر نسخ نخستين كتاب عهد جديد است (ديويدسن، ٧٧٨ )، مشتمل بر ٣بخش است.
بعضىازمحققانمعاصر، برخلافشخصيتهاي مسيحى كهن اين انجيل را نوشتة متى
نمىدانند؛ اما در عين حال، برخى نيز برآنند كه متاي حواري، در اواخر سدة ١م
مجموعهاي از سخنان عيسى(ع) را به نام «لوگيا٥» گرد آورد و سپس آن را با
انجيل مرقس درهم آميخت و انجيلى ديگر خطاب به يهوديان و براي رد انتقادات
آنان نگاشت (اسكروجى، ١٣٣ -١٣١ ؛ مول، ٨٨ -٨٧ ؛ «كتاب همراه»، ٥٠٢ ؛ VI/٢٤٤
.(ERE,
انجيل مرقس: اين كتاب كوتاهترين اناجيل چهارگانه و مشتمل بر اجزاء مستقلى
است كه در يك تقسيمبندي كلى مىتوان آن را به ٥ بخش تقسيم كرد. محققان
متقدم و متأخر همه در انتساب اين انجيل به مرقس متفقند،ولى در اينكه او
همانمرقس مذكور در «اعمال رسولان» است، اختلافنظر دارند (هانتر، ٢١ -١٦ ؛
ديويدسن، ٨٠٩ ؛ اسكروجى، ١٣٤ -١٣٣ ؛ موفت، همان، ٣٠ ؛ «كتاب همراه»، ٤٩٦ ،
.(٤٩٢-٤٩٣
انجيل لوقا: اين كتاب سومين انجيل، و خود بخش اول از كتابى دو بخشى است
كه عموماً لوقا - اعمال ( انجيل لوقا و «اعمال رسولان») ناميده شده، و هر دو
بخش را يك تن نوشته است. در اين انجيل ديدگاهى تاريخنگارانه و دقيق
مشاهده مىشود و مىتوان آن را مشتمل بر ٨ جزء، از ظهور يحيى تعميد دهنده تا
رستاخيز عيسى(ع) دانست (همان، ٤٧١ -٤٦٩ ؛ ديويدسن، ٨٤٠ ؛ اسكروجى، ١٣٥ -١٣٤ ؛
موفت، «تحول...٦»، ٦٠٥ ، مقدمه، ٣١ ؛ مول، ٩٢ ؛ VI/٣٣١ .(ERE,
انجيل يوحنا: اين كتاب چهارمين انجيل در مجموعة عهد جديد است كه به ادلة
سبكشناسانه و ويژگيهاي كلامى و مسيحشناسى خاص خود با ديگر اناجيل تفاوت
دارد. با آنكه در تحقيقات دو سدة اخير، به ويژه در آثار بولتمان٧، كاربرد
تعابير و مفاهيمى چون نور و ظلمت و خير و شر در انجيل يوحنا، به تأثير آراء
ايرانى و يونانى و گنوسى نسبت داده شده، ولى كشف و بررسى طومارهاي
بحرالميت نشان مىدهد كه اين مفاهيم در قرن اول ميلادي و پيش از آن
متداول بوده است (شونفيلد، ٢٠٥ -٢٠٣ ؛ ريچاردسن، ٢٥ -٢٢ ؛ ديويدسن و لينى،
٢٧١ ؛ «كتاب همراه»، .(٣٧٣-٣٧٤ انجيل يوحنا علاوه بر حوادث جليل، به
رخدادهاي اورشليم نيز نظر دارد (شونفيلد، ١٦٠ ؛ اليكات، و متن آن نشان مىدهد
كه نويسنده با فرهنگ و خصوصيات اقليمى فلسطين كاملاً آشنا بوده، و متون
كهن آرامى و اناجيل ديگر را در دست داشته است. سنن مسيحى و آباء كليسا اين
انجيل را نوشتة يوحنا پسر زبدي مىدانند، گرچه بعضى از محققان معاصر در صحت
اين انتساب ترديد كردهاند؛ ولى به هر حال، بعضى كشفيات و تحقيقات حاكى از
آن است كه اين انجيل در اواخر قرن ١ يا اوايل قرن ٢م نوشته شده است
(ريچاردسن، ٢١ -١٣ ؛ ديويدسن، ٢٦٥ ؛ ديويدسن و لينى، ٢٦٧-٢٦٨, ٢٧٦ -٢٧٥ ؛
بروك، ٧٤٤ ؛ «كتاب همراه»، .(٣٧٤-٣٧٥
بررسيهاي تطبيقى انجيلهاي چهارگانه مؤيد نوعى ارتباط ميان ٣ انجيل نخست و
تفاوت آشكار آنها با انجيل يوحنا ست.از اين رو، انجيلهاي متى، مرقس و لوقا
را انجيلهاي «هم نظر»، و مسألة شباهتها و اختلافهاي آنها را كه موضوع بحثهاي
دراز بوده است، «مسألة هم نظري» خواندهاند (اسكروجى، ٨٣ ؛ شونفيلد، همانجا؛
«كتاب همراه»، ٧٢٤ ؛ زيتلين، .(٨٥ در اين باره نظريات مختلفى ابراز شده
است كه برخى پذيرفتنى، و برخى ناپذيرفتنى مىنمايد (همو، ٨٦ ؛ اسكروجى، ٨٨
,٨٦ -٨٥ ؛ بروس، ٥٩ ؛ موفت، «تحول»، ٦٠٤ ؛ ديويدسن، ٧٧١ ؛ «فرهنگ»، ٤٨٥ -٤٨٤
)؛ از آن ميان، دو فرضيه اهميت و قطعيت بيشتري يافته است: نخست فرضية
گريسباخ است كه انجيل متى را كهنترين اناجيل، و انجيل مرقس را برگرفته
از انجيل متى و لوقا مىداند (زيتلين، ٩٣ ,٨٦ ؛ ديويدسن و لينى، ٢٣٧ -٢٣٦ )؛
دوم فرضية تقدم مرقس است كه اين انجيل را كهنتر از همه مىداند و براي
رفع بعضى اشكالات، به وجود يك منبع شفاهى يا كتبى متقدم، از سخنان
عيسى(ع) قائل شده است (براونينگ، ٢٢ -٢١ ؛ انسلين، ١٩١ -١٧٨ ؛ مول، ٨٩ ؛
اسكروجى، ٨٩ -٨٥ ؛ شونفيلد، ١٦١ -١٦٠ ؛ ويلز، .(١-٢ اين نظريه اكنون طرفداران
بيشتري دارد (زيتلين، ٩٣ ، .(٨٦-٨٧
انجيل در قرآن: در آيات متعددي از قرآن كريم از انجيل به عنوان كتابى
آسمانى سخن رفته (نك: آل عمران /٣/٣، ٤٨؛ مائده /٥/٤٦، ١١٠؛ حديد /٥٧/٢٧)، و
پذيرش حقانيت آن از سوي مسلمانان از شروط ايمان دانسته شده است (بقره
/٢/٤؛ نساء /٤/٦٠، ١٦٢). بدين سبب، انجيل نزد مسلمانان تقدس و حرمتى خاص
دارد و در برخى ادعيه و اذكار به آن سوگند ياد شده است (مثلاً نك: مسلم،
٤/٢٠٨٤؛ ابوداوود، ٤/٣١٢؛ كلينى، ٢/٥٧٦؛ ابن طاووس، ٣٢٧، ٣٤٣). در سورة مائده
(٥/٤٧، ٦٦، ٦٨) بارها مسيحيان به ايمان و عمل به انجيل فراخوانده شدهاند،
ولى اين پرسش همواره مطرح بوده كه مراد، عمل به كدام انجيل است؛ چه،
از تاريخ مسيحيت بر مىآيد كه مسيحيان به انجيلى واحد كه الفاظ آن وحى
باشد، باور ندارند و نزد آنها اناجيل چهارگانه در آغاز عهد جديد، معتبر است (نك:
II/١٨٣-٢٠٢ .(ER, اما برپاية نگرشى كه از عهد صحابه وجود داشته، چنين تصور
مىشده است كه تا عهد پيامبر اكرم(ص)، برخى از روحانيان حقيقتجوي مسيحى،
نسخههايى از انجيل اصيل در دست داشتهاند و مدلول آيات قرآنى ناظر بر همين
انجيل راستين بوده است (نك: نسايى، ٨/٢٣١-٢٣٣؛ سيوطى، ٦/١٧٧- ١٧٨؛ نيز نك:
ترمذي، ٥/٦٧٤؛ بيرونى، ٢٣: دربارة سلمان فارسى و انجيل راستين او). در منابع
تفسيري و اعتقادي اسلامى، باور به بقاي انجيل راستين تا عهد پيامبر
اكرم(ص)، به عنوان پايهاي براي تفسير آيات مربوط به آن مطرح گشته است
(ابن تيميه، ١/٧٨-٧٩)؛ در حالى كه بعضى، دعوت قرآن به اقامة انجيل را
مفهومى تعريضى دانسته، و آوردهاند كه مراد از عمل به انجيل حقيقى، اقامة
خود قرآن است (مثلاً نك: شهرستانى، ١/١٩١).
قرآن كريم انجيل را دربردارندة «هدايت و نور» و «مواعظى براي اهل تقوا»
دانسته است (مائده /٥/٤٦) و دانشمندان مسلمان نيز بر همين پايه آن را وصف
كردهاند (مثلاً نك: زمخشري، ١/٦٣٩؛ شهرستانى، ١/١٩٠). قرآن اشاراتى به
مضامين انجيل نيز دارد و در روايات اسلامى سورههاي مئين (از اسراء تا ٧
سوره) به عنوان جايگزين قسمتى از انجيل معرفى شدهاند (دارمى، ٢/٤٥٣؛
كلينى، ٢/٦٠١). در قرآن بارها نقل صريح از مضامين انجيل نيز بازتاب يافته
است (مثلاً اعراف / ٧/١٥٧؛ توبه /٩/١١١؛ فتح /٤٨/٢٩؛ قس: متى، ١٣:٢٤ بب؛
مرقس، ٤:٢٦ بب؛ لوقا، ٨:٤ بب) و علاوه بر نقل صريح، برخى از پژوهشگران در پى
آن بودهاند تا به نقلهايى غير صريح از انجيل در قرآن دست يابند، اما از
دريچة باورهاي اسلامى، چنين كاوشى بىنتيجه خواهد بود، چه حتى اگر انجيل
راستين هم در دست بود، از آنجا كه هم آن و هم قرآن از سرچشمة وحى صادر
گشته، همخوانى در آنها به مفهوم نقل نمىتوانست بوده باشد. با اين حال،
برخى از علماي غيراسلامى در بررسيهاي تطبيقى خود كوشيدهاند تا با يافتن
همسانيهايى ميان قرآن و اناجيل موجود، برخى از مضامين قرآن را بازتابى از
مضامين انجيل بشمارند. در اين مقايسهها موضوعاتى چون احوال حضرت مريم(ع)،
ولادت حضرت عيسى(ع) و معجزات او و داستان حضرت يحيى(ع) به خصوص مورد
توجه قرار گرفته است III/٥٠١-٥٠٤) , ١ ؛ EIگيبسن، .(٣٣٤-٣٤٥ در اناجيل موجود،
مضامينى چون تثليث و تصليب آمده كه در قرآن بر بطلان آن تصريح شده، و
همين امر مسلمانان را نسبت به مضامين اعتقادي اناجيل بدگمان كرده است؛
اما در باب مضامين اخلاقى وضع ديگري حاكم است. مسلمانان برپاية اين
ديدگاه كه سخنان حكمتآموز را نزد هر كس يافت شود، بايد همچون گمشدهاي
بازجست (نك: ترمذي، ٥/٥١؛ نهجالبلاغة، حكمت ٨٠)، نسبت به اندرزهاي انجيل
نيز چنين نگرشى داشتند. از اينرو، در بسياري از منابع اسلامى اعم از آثار
حديثى، ادبى و اخلاقى مىتوان اندرزهايى منقول از انجيل را باز يافت (مثلاً
نك: ابن عبدربه، ٢/٢٨٥، ٣/١٤٥؛ بيهقى، ٢٨٩، ٤٣٣؛ سعدي، ١٨٩؛ ابن شعبه، ٥٠١
بب). در رتبة بعد بايد به برخى استفادهها از مضامين انجيل در باب قصص نيز
اشاره كرد (مثلاً نك: ابن قتيبه، ٥٣، ٥٧ - ٥٨). به عنوان اشاره به جايگاه
انجيل نزد شيعة اماميه بايد گفت مطابق شماري از روايات، نسخة اصيل انجيل
به عنوان ميراث نبوت، از پيامبر(ص) به حضرت على(ع)، و سپس به امامان
ديگر منتقل شده، و از اين رو، گاه نقل قولهاي صريح از انجيل در احاديث
مستند به امامان(ع) آمده است (كلينى، ١/٤٤- ٤٥، ٢٢٥، ٢٢٧، ٢٤٠، ٢٩٣؛ صفار،
١٥٥ بب).
مآخذ: ابن تيميه، احمد، مجموعة الرسائل الكبري، بيروت، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ ابن
شعبه، حسن، تحف العقول، به كوشش علىاكبر غفاري، تهران، ١٣٧٦ق؛ ابن
طاووس، على، اقبال الاعمال، چ سنگى، ١٣٢٠ق؛ ابن عبدربه، احمد، العقد
الفريد، به كوشش احمد امين و ديگران، بيروت، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ ابن قتيبه،
عبدالله، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٣٨٠ق/١٩٦٠م؛ ابن منظور،
لسان؛ ابوداوود سجستانى، سليمان، سنن، به كوشش محمد محيىالدين عبدالحميد،
قاهره، داراحياء السنة النبويه؛ بيرونى، ابوريحان، الا¸ثار الباقية، به كوشش
زاخاو، لايپزيگ، ١٩٢٣م؛ بيهقى، على، معارج نهجالبلاغة، به كوشش محمدتقى
دانشپژوه، قم، ١٤٠٩ق؛ ترمذي، محمد، سنن، به كوشش احمد محمد شاكر و ديگران،
قاهره، ١٣٥٧ق/١٩٣٨م؛ جواليقى، موهوب، المعرب، به كوشش احمد محمد شاكر،
قاهره، ١٣٦١ق/١٩٤٢م؛ حداد، يوسف دره، الدفاع عن المسيحية فى انجيل بحسب
متى، بيروت، ١٩٨٨م؛ دارمى، عبدالله، سنن، دمشق، ١٣٤٩ق؛ زمخشري، محمود،
الكشاف، قاهره، ١٣٦٦ق/١٩٤٧م؛ سعدي، گلستان، به كوشش محمدعلى فروغى،
تهران، ١٣٧٥ش؛ سيوطى، الدر المنثور، قاهره، ١٣١٤ق؛ شهرستانى، محمد، الملل و
النحل، به كوشش محمد بدران، قاهره، ١٣٧٥ق/١٩٥٦م؛ صفار، محمد، بصائر
الدرجات، تهران، ١٤٠٤ق؛ عهد جديد؛ عهد عتيق؛ قرآن كريم؛ كلينى، محمد،
الكافى، به كوشش علىاكبر غفاري، تهران، ١٣٧٧ق؛ مسلم بن حجاج، صحيح، به
كوشش محمد فؤاد عبدالباقى، قاهره، ١٩٥٥م؛ نسايى، احمد، سنن، قاهره، ١٣٤٨ق؛
نهج البلاغة؛ نيز:
, A. E., X John n , A Commentary on the Bible, ed. A. S. Peake, London, ١٩٥٢;
Browning, W. R. F., The Gospel According to Saint Luke, London, ١٩٧٥; Bruce, F.
F., X The Fourfold Gospel n , The New Bible Commentary, ed. F. Davidson, Grand
Rapids, ١٩٥٣; Davidson, F., X introd. The Gospel According to Matthew n , The
New Bible Commentary, Grand Rapids, ١٩٥٣; Davidson, R. and A. R. C. Leaney,
Biblical Criticism, Middlesex, ١٩٧٠; Davies, J. G., X Christianity n , The
Concise Encyclopaedia of Living Faiths, ed. R. C. Zaehner, Boston, ١٩٥٩; EI ١ ;
Ellicott, C. J., introd. Commentary on the Whole Bible, Grand Rapids, ١٩٥٩, vol.
VI; Enslin, M. S., X Luke and Matthew n , The Seventy-Fifth Anniversary Volume
of the Jewish Quarterly Review, Philadelphia, ١٩٦٧; ER; ERE; Gibson, J. C. L., X
John the Baptist in Muslim Writings n , The Muslim World, ١٩٥٥, vol. XLV;
Hunter, A. M., The Gospel According to Saint Mark, London, ١٩٧٦; Jeffery, A.,
The Foreign Vocabulary of the Qur p ? n, Baroda, ١٩٣٨; Liddell, H. G. and R.
Scott, A Greek - English Lexicon, Oxford, ١٨٦٤; Moffatt, J., X The Development
of New Testament Literature n , A Commentary on the Bible, ed. A. S. Peake,
London, ١٩٥٢; id, introd. Translation of the Bible, London, ١٩٧٢; Moule, C. F.
D., The Birth of the New Testament, London, ١٩٧٦; The New Bible Dictionary, ed.
J. D. Douglas, Grand Rapids, ١٩٧٠; The Oxford Companion to the Bible, eds. B. M.
Metzger and M. D. Coogan, New York, ١٩٩٣; Richardson, A., The Gospel According
to Saint John, London, ١٩٧٦; Schonfield, H. J., A History of Biblical
Literature, New York, ١٩٦٢; Scroggie, W. G., A Guide to the Gospels, London,
١٩٦٥; Wills, L. M., The Quest of the Historical Gospel, London, ١٩٩٧; Zeitlin,
I. M., Jesus and the Judaism of His Time, Cambridge, ١٩٨٨.
فاطمه لاجوردي - بخش فقه علوم قرآنى و حديث