دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٥١
| ام القيوين جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٥١ |
اُمُّ الْقَيْوَيْن، يكى از ٧ اميرنشين امارات متحدة عربى. اين نام
را برگرفته از «ام القوّة» به معناي مركز نيرو دانستهاند كه به تدريج به
امالقوين و سپس به ام القيوين تبديل شده است (جناب، ٣٠٦).
اين امارت در جنوب شبه جزيرة مسندم، بر امتداد ساحل موسوم به ساحل مهادن
يا متصالح يا قرصنه در ٢٥ و ٣٥ عرض شمالى و ٥٥ و ٣٤ طول شرقى قرار دارد (
بريتانيكا؛ سنان، ١٩؛ مجتهدزاده، ١٦٦).
شيخ نشينهاي هفتگانة مسندم و ديگر نقاط جنوبى خليج فارس تا پيش از سدة
١٢ق/١٨م عملاً قرنها تحت تسلط و حاكميت ايران بوده است. به هنگام گسترش
حاكميت نادرشاه افشار بر كرانههاي جنوبى خليج فارس، شيوخ قاسمى جلفار
(رأس الخيمه) در مسندم نفوذ و حاكميت داشتند. پس از نادر و سقوط دولت
افشاريه، نفوذ شيوخ قواسم تا كرانههاي شمالى خليج فارس گسترش يافت. در
اوايل سدة ١٣ق/١٩م شبه جزيرة مسندم تحت سلطة وهابيان درآمد. نيروي دريايى
بريتانيا كه در پى تسلط بر مناطق خليج فارس بود، به رويارويى با شيوخ
منطقه پرداخت و پس از شكست دادن آنان در ١٨٢٠م قرار داد صلحى ميان شيوخ
قواسم مسندم و بريتانيا منعقد شد. طبق اين قرارداد قبايل مسندم به صورت
حكومتها و واحدهاي سياسى و مستقل از يكديگر و در عين حال وابسته به بريتانيا
درآمدند و قلمرو اين شيوخ امضا كنندة صلح، امارات متصالحه (صلح كننده)
ناميده شد. شيخ نشين امالقيوين كه حكومتش در آن زمان با شيخ عبدالله بن
راشد بود، از نخستين امضاكنندگان اين قرارداد بود. تقسيم اصلى قلمرو شيوخ در
١٩٢١م/ ١٣٠٠ش صورت گرفت. در اين زمان امالقيوين همراه ابوظبى، دبى،
شارجه (شارقة)، رأس الخيمه، عجمان و فجيره يكى از شيخ نشينهاي هفتگانة
مسندم شد. در ١٩٧١م/١٣٥٠ش با خروج بريتانيا از خليج فارس، شيخ نشينهاي
موسوم به متصالحه، فدراسيون «امارات عربى متحده» را تأسيس كردند (نك:
اسعدي، ١/٢٠٨، ٢٢٦؛ اقتداري، ٣٣٧، ٣٣٨؛ بشير، ٢٢-٢٣؛ دلدم، ١٣٧-١٤٠؛ سنان، ١٩-
٢٠؛ مجتهدزاده، ١٦٤-١٦٦، ١٧٨).
امارت ام القيوين كه پس از عجمان كوچكترين امارات متصالحة عربى است،
تنها شيخ نشين شبه جزيرة مسندم است كه سرزمينش محدودة جغرافيايى
يكپارچهاي را شامل مىشود (سنان، ١٢٤؛ مجتهدزاده، ١٧٨؛ ميريان، ١٨١). امارت
ام القيوين در جنوب و غرب رأس الخيمه و به فاصلة ٦ كيلومتري شمال عجمان
قرار گرفته است. شارجه در ٣١ كيلومتري، و دبى در ٤٥ كيلومتري جنوب غربى ام
القيوين قرار دارند. ساحل خليج فارس به طول ٢٤ كم شمال غربى و غرب آن را
فراگرفته است (جناب، ٣٠٤؛ بشير، ٢٠؛ ميريان، همانجا؛ يغمايى، ١٢٦). وجود
مرزهاي مورد اختلاف و نامعين، تعيين دقيق مساحت امالقيوين را بسيار مشكل و
شايد ناممكن ساخته است، اما مىتوان گفت حدود ٧٧٧ كم ٢ مساحت دارد كه معادل
١% كل مساحت امارات متحده را به خود اختصاص داده است (اسعدي، ١/٢٠٨؛
اقتداري، ٣٤٣؛ بشير، ٢٠، ٢٢؛ جناب، همانجا؛ ميريان، ١٨٢؛ بريتانيكا؛ WNGD,
.(١٢٤٣ مركز آن شهر امالقيوين است كه بر جزيرهاي واقع شده است و هنگام
جزر آب به خاك اصلى امارت ام القيوين مىپيوندد (بشير، ٢٠؛ جناب، ٣٠٥).
آب و هواي ام القيوين خشك و صحرايى است. در زمستان دماي آن به ٢٥
سانتىگراد مىرسد و در تابستان آب و هواي آن مانند ديگر امارات ساحلى گرم و
مرطوب است. اين سرزمين شامل واحة بزرگى است كه از كرانههاي شمالى شهر
امالقيوين آغاز مىشود و تا فلجالمعلى در جنوب خاوري ادامه دارد. در شرق
اين واحه، وادي مرفق - دهانة درهاي از كوه حجاز - واقع شده است (بشير،
همانجا؛ جناب، ٣٠٤؛ مجتهدزاده، همانجا؛ اسعدي، ١/٢١٠؛ يغمايى، همانجا).
تا سدة ١٩م اوضاع اقتصادي امالقيوين صورت مناسبى نداشت، تا اينكه در
دوران حكومت احمد بن عبدالله بن راشد، ام القيوين با كنيا، سومالى و زنگبار
ارتباط تجاري برقرار كرد و به صورت غنىترين امارت ساحل خليج فارس درآمد
(جناب، ٣٠٦). مراودات تجاري و اقتصادي با سواحل ايرانى خليج فارس نيز
پيوسته جريان دارد و ايرانيان در آنجا صاحب مؤسسات گوناگون چون مدارس، شعبة
بانك و شركتهاي بازرگانى هستند (ميريان، ١٨١-١٨٢). كار اصلى مردم امالقيوين
ماهيگيري است و اقتصاد آن بر پاية وصول ٣٠% از عوايد نفتى شارجه و امتياز
انتشار تمبر و كمك ديگر امارات و برخى كشورهاي عربى استوار است (جناب، ٣٠٥؛
ميريان، ١٨١؛ اسعدي ١/٢٤٠؛ سنان، همانجا؛ جعفري ٣٢٩). در ١٩٦٩م/١٣٤٨ش حاكم
ام القيوين قراردادي به مدت ٤٠ سال براي اكتشاف نفت در حوزة خشكى
امالقيوين با شركت شل منعقد كرد و حق الامتيازي بابت آن و بهرهبرداري از
گازهاي طبيعى نفت دريافت نمود (جناب، ٣١١-٣١٢). فعاليت كشاورزي در ام
القيوين بسيار ضعيف و اندك است. تنها در واحة فلج المعلى در مرزهاي جنوب
غربى امالقيوين به سبب وجود آب، كشت و زرع صورت مىپذيرد. در آن واحه
نخل، سبزيجات و درختان انبه وجود دارد (بشير، همانجا؛ جناب، ٣٠٤؛ بريتانيكا ).
مرغداري و توليد لبنيات نيز از اوايل سال ١٩٨٠م در اين امارت رواج يافته
است (اسدي، ٢١٠، ٢١٢).
جمعيت امالقيوين از حدود ١٧ هزار نفر در ١٩٧٥م/١٣٥٤ش به حدود ٢٩ هزار نفر در
١٩٨٦م/١٣٦٥ش افزايش يافت. جمعيت شهر امالقيوين را در دهة ١٩٩٠م تا ١٥ هزار
تن نيز برآورد كردهاند (اسعدي، ١/٢١٠؛ اقتداري، ٣٤٣؛ مجتهدزاده، ١٧٨؛ كتاب
سبز، ٤). ظاهراً بيشتر مردم آن سرزمين ايرانى تبارند كه به زبان عربى و
فارسى سخن مىگويند. ساكنان بومى آن را قبايل آل بوعلى و السودان و قبيلة
غفيري تشكيل مىدهند (اسعدي، ٢١٣؛ قلعجى، ٦٧٢؛ ميريان، همانجا)؛ مردم عرب
زبان آن پيرو مذاهب پنج گانة اسلامند. قبيلة غفيري حنبلى مذهب، و قبايل آل
بوعلى و السودان وهابى مسلكند (اسعدي، قلعجى، مجتهدزاده، ميريان، همانجاها).
حاكم ام القيوين از ١٩٨١م/١٣٦٠ش، شيخ راشد بن احمد آل على از خاندان
المعلى از شاخههاي قبيلة آل بوعلى است. معمولاً اين مقام در خانوادة
اميران المعلى به توالى باقى مانده است (ريس، ٦٦١، ٦٧٤؛ بايندر، ٣٠؛ جناب،
٣٠٦). امارت ام القيوين صاحب ٤ كرسى در مجلس ملى اتحادية امارات عربى است
(بشير، ٣٣، ١٤٩؛ صباح، ٥٩).
در امالقيوين آثاري از دوران نادرشاه افشار همچون قلعهها و توپهاي بزرگ
موجود است. برخى اين توپها را از پرتغاليها دانستهاند (اسعدي، ١/٢٠٩؛ جناب،
٣٠٥-٣٠٦).
مآخذ: اسدي، فوزي عبدالمجيد، «التنمية الزراعية و دورها فى تحقيق الامن
الغذائى فى دولة الامارات العربية المتحدة»، دراسات فى مجتمع الامارات،
شارجه، ١٩٩٠م، ج ٤؛ اسعدي، مرتضى، جهان اسلام، تهران، ١٣٦٦ش؛ اقتداري،
احمد، حاشيه و تعليقات بر تاريخ مسقط و عمان، بحرين و قطر و روابط آنها با
ايران محمدعلى سديدالسلطنة مينابى، تهران، ١٣٧٠ش؛ بايندر، غلامعلى، خليج
فارس، خرمشهر، ١٣١٧ش؛ بشير، اسكندر، دولة الامارات العربية المتحدة، بيروت،
١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ جعفري ولدانى، اصغر، كانونهاي بحران در خليج فارس، تهران،
١٣٧١ش؛ جناب، محمدعلى، خليج فارس، تهران، ١٣٤٢ش؛ دلدم، اسكندر، خليج
فارس، تهران، ١٣٦٣ش؛ ريس، رياض نجيب، وثائق الخليج، لندن، ١٩٨٧م؛ سنان،
محمود بهجت، ابوظبى، بغداد، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ صباح، سالم جبير، امارات خليج
فارس و مسألة نفت، ترجمة على بيگدلى، تهران، ١٣٦٨ش؛ قلعجى، قدري، الخليج،
بيروت، دارالكاتب العربى؛ كتاب سبز (امارات متحدة عربى)، وزارت امور خارجه،
تهران، ١٣٦٨ش؛ مجتهدزاده، پيروز، كشورها و مرزها در منطقة ژئوپليتيك خليج
فارس، ترجمة حميدرضا ملك محمدي نوري، تهران، ١٣٧٢ش؛ ميريان، عباس،
جغرافياي تاريخى خليج و درياي پارس، خرمشهر، ١٣٥٣ش؛ يغمايى، اقبال، خليج
فارس، تهران، ١٣٥٢ش؛ نيز: Britannica, ١٩٧٨; WNGD.
سيمين محقق